Eli

Add friend
Sign in to Goodreads to learn more about Eli.


Loading...
Sohrab Sepehri
“من در اين تاريكي
فكر يك بره‌ي روشن هستم
كه بيايد علف خستگي‌ام را بچرد.

من در اين تاريكي
امتداد تر بازوهايم را
زير باراني مي‌بينم
كه دعاهاي نخستين بشر را تر كرد.

من در اين تاريكي
در گشودم به چمن‌هاي قديم،
به طلايي‌هايي، كه به ديوار اساطير تماشا كرديم.

من در اين تاريكي
ريشه‌ها را ديدم
و براي بته‌ي نورس مرگ، آب را معني كردم.”
سهراب سپهري

Sohrab Sepehri
“چشمانم را در ویرانه خوابم گشودم:
نیلوفر به همه زندگی ام پیچیده بود.
در رگ هایش من بودم که می دویدم!
هستی اش در من ریشه داشت٫ همه من بود!
کدامین باد بی پروا دانه این نیلوفر را به سرزمین خواب من آورد؟”
سهراب سپهری

Sohrab Sepehri
“هر کجا هستم،باشم
آسمان مال من است.
پنجره،فکر،هوا،عشق،زمین مال من است.
چه اهمیت دارد؟
گاه اگر می رویند
قارچ های غربت؟
من نمی دانم
که چرامیگویند:اسب حیوان نجیبی است،کبوترزیباست؟
وچرادرقفس هیچ کسی کرکس نیست؟
گل شبدرچه کم ازلاله ی قرمزدارد؟
چشمهارابایدشست،جوردیگربایددید.
واژه ها رابایدشست.
واژه بایدخودباد،واژه بایدخودباران باشد.
چترهارابایدبست،
زیرباران بایدرفت”
سهراب سپهری, صدای پای آب

Sohrab Sepehri
“زندگي يعني: يك سار پريد.
از چه دلتنگ شدي؟
دلخوشي‌ها كم نيست: مثلا اين خورشيد،
كودك پس‌فردا،
كفتر آن هفته.

يك نفر ديشب مرد
وهنوز، نان گندم خوب است.
وهنوز، آب مي‌ريزد پايين، اسب‌ها مي‌نوشند.”
سهراب سپهری, حجم سبز

Forough Farrokhzad
“و اینک این منم!زنی تنها در آستانه ی فصلی سرد!”
فروغ فرخزاد

year in books
Bhareh
361 books | 21 friends




Polls voted on by Eli

Lists liked by Eli