Eli

Add friend
Sign in to Goodreads to learn more about Eli.


Loading...
Forough Farrokhzad
“و اینک این منم!زنی تنها در آستانه ی فصلی سرد!”
فروغ فرخزاد

Sohrab Sepehri
“زندگي يعني: يك سار پريد.
از چه دلتنگ شدي؟
دلخوشي‌ها كم نيست: مثلا اين خورشيد،
كودك پس‌فردا،
كفتر آن هفته.

يك نفر ديشب مرد
وهنوز، نان گندم خوب است.
وهنوز، آب مي‌ريزد پايين، اسب‌ها مي‌نوشند.”
سهراب سپهری, حجم سبز

Sohrab Sepehri
“Sohrab Sepehri
این تن، بی شب و روز
پشت باغ سراشیب ارقام
مثل اسطوره می خفت

فکر من از شکاف تجرد به او دست می زد
هوش من پشت چشمان او آب می شد

روی پیشانی مطلق او
وقت از دست می رفت

پشت شمشاد ها کاغذ جمعه ها را
انس اندازه ها پاره می کرد

این حراج صداقت
مثل یک شاخه تمر هندی
در میان من و تلخی شنبه ها سایه می ریخت
یا شبیه هجومی لطیف،
قلعه ترس های مرا می گرفت

دست او مثل یک امتداد فراغت
در کنار تکالیف من محو می شد

واقعیت کجا تازه تر بود؟
من که مجذوب یک حجم بی درد بودم
گاه در سینی فقر خانه
میوه های فروزان الهام را دیده بودم
در نزول زبان، خوشه های تکلم صدادارتر بود
در فساد گل و گوشت
نبض احساس من تند می شد
از پریشانی اطلسی ها
روی وجدان من جذبه می ریخت
شبنم ابتکار حیات
روی خاشاک برق می زد

یک نفر باید از این حضور شکیبا
با سفر های تدریجی باغ چیزی بگوید
یک نفر باید این حجم کم را بفهمد
دست او را برای تپش های اطراف معنی کند
قطره ای وقت
روی این صورت بی مخاطب بپاشد

یک نفر باید این نقطه محض را
در مدار شعور عناصر بگرداند
یک نفر باید از پشت درهای روشن بیاید
گوش کن یک نفر می دود روی پلک حوادث
کودکی رو به این سمت می آید...

هشت کتاب / دفتر "ما هیچ ما نگاه" / شعر "بی روزها عروسک”
سهراب سپهری, هشت کتاب

Sohrab Sepehri
“من در اين تاريكي
فكر يك بره‌ي روشن هستم
كه بيايد علف خستگي‌ام را بچرد.

من در اين تاريكي
امتداد تر بازوهايم را
زير باراني مي‌بينم
كه دعاهاي نخستين بشر را تر كرد.

من در اين تاريكي
در گشودم به چمن‌هاي قديم،
به طلايي‌هايي، كه به ديوار اساطير تماشا كرديم.

من در اين تاريكي
ريشه‌ها را ديدم
و براي بته‌ي نورس مرگ، آب را معني كردم.”
سهراب سپهري

Sohrab Sepehri
“زندگی وزن نگاهی است که درخاطره ها میماند
شایداین حسرت بیهوده که بردل داری،شعله ی امیدتوراخواهدکشت
زندگی درک همین اکنون است
زندگی شوق رسیدن به همان فردایی است که نخواهدآمد
تو نه دردیروزی ونه درفردایی،ظرف امروز پر ازبودن توست
*زندگی شایدآن لبخندی است که دریغش کردیم”
سهراب سپهری

year in books
Bhareh
359 books | 21 friends




Polls voted on by Eli

Lists liked by Eli