Farzane

Add friend
Sign in to Goodreads to learn more about Farzane.


Loading...
الیاس علوی
“دستانت را گرفتند
و دهانت را خرد كردند
به همین سادگی تمام شدی

از من نخواه در مرگ تو غزل بنويسم
كلماتم را بشويم
آنطور كه خون لبهايت را شستند
و خون لبهايت بند نمي آمد

تو را شهيد نمي خوانم
تو كشته ي تاريكي هستي
كشته ي تاريكي
اين شعر نيست
چشمان كوچك توست
كه در تاريكي ترسيده است
در تنهايي
گريه كرده
اعتراف كرده است

نمي‌خواهم از تو فرشته‌اي بسازم با بالهاي نامرئي
تو نيز بي وفا بودي
بی پروا می خندیدی
گاهي دروغ مي گفتي
تو فرشته نبودي
اما آنكه سينه ات را سوخته به بهشت می رود
با حوریان شیرین هماغوشی می کند
با بزرگان محشور می شود
تو بزرگ نبودي
مال همين پائين شهر بودي

اين شعر نيست
خون دهان توست كه بند نمي آيد”
الیاس علوی

فریدون مشیری
“بیمار خنده های توام بیشتر بخند
خورشید آرزوی منی گرمتر بتاب”
فریدون مشیری / Fereydoon Moshiri
tags: love

الیاس علوی
“نمی‌توان به لبخندی قانع بود
نمی‌شود موهایت را دید
و به باد حسودی نکرد
گونه‌هایت را دید
و به گناه نیاندیشید
و نمی‌شود به تو رسید
که پاهایت نوجوانند
و دیوارهایت بلند...

«من گرگ خیالبافی هستم»”
الیاس علوی

احمدرضا احمدی
“حقیقت دارد
تو را دوست دارم
در این باران
می‌خواستم تو
در انتهای خیابان نشسته
باشی
من عبور کنم
سلام کنم
لبخند تو را در باران
می‌خواستم
می‌خواهم
تمام لغاتی را که می دانم برای تو
به دریا بریزم
دوباره متولد شوم
دنیا را ببینم
رنگ کاج را ندانم
نامم را فراموش کنم
دوباره در اینه نگاه کنم
ندانم پیراهن دارم
کلمات دیروز را
امروز نگویم
خانه را برای تو آماده کنم
برای تو یک چمدان بخرم
تو معنی سفر را از من بپرسی
لغات تازه را از دریا صید کنم
لغات را شستشو دهم
آنقدر بمیرم
تا زنده شوم ”
Ahmad Reza Ahmadi / احمدرضا احمدی

احمدرضا احمدی
“آن كس مي‌تواند از عشق سخن بگويد
كه قوس و قزح را
يك‌بار هم شده
معني كرده باشد
اكنون كسي را
در روشنايي پس از باران
از دار فرود مي‌آرند

هزار پله به دريا مانده‌ست
كه من از عمر خود چنين مي‌گويم
فقط مي‌خواستيم ميان گندم‌زارها بدويم
حرف بزنيم و عاشق باشيم
اما گم‌شدن دل‌هامان را حدس زدند و اكنون
در انتهاي كوچه‌ي انبوه از لاله عباسي
كسي را از دار فرود مي‌آرند


نه باغی معلق، نه بویی از پونه، و نه نقشی بر گلیم
شهر در مذهب خود فرومیرود
و ستون مساجد
در گرد و خاک و مه صبحگاهی میلرزد
او خفته است و در ستون فقراتش
خط سرخی به سوی افق سر باز میکند

گل لاله سرد میشود و یخ میزند
دخیل ها فرومیریزند
و لاله ی خسته
عبور سیاره ها را در ریشه های خود تکرار میکند”
احمدرضا احمدی

5085 داستان كوتاه — 3329 members — last activity Aug 13, 2025 09:15AM
گروهي براي علاقمندان به داستان كوتاه اينجا گرد هم اومديم تا داستان بخونيم ، داستان بنويسيم ، با هم حرف بزنيم و حداقل چند دقيقه دلمشغولي هاي بي انتها ...more
2104 دکتر علی شریعتی — 474 members — last activity Aug 08, 2019 03:47AM
DR Ali Shariati اگر تنها ترین تنهاها شوم ، باز خدا هست ، او جانشین همه نداشتن هاست نفرین و آفرین ها بی ثمر است اگر تمامی خلق گرگهای هار شوند و از آ ...more
22194 كافه كتاب — 1455 members — last activity Jan 17, 2024 03:55AM
كافه كتاب، محلي براي كتاب خواندن و به اشتراك گذاشتن تجربيات است. اعضايي كه از لحاظ موقعيت جغرافيايي به هم نزديك هستند مي توانند جلسات كتاب خواني برگز ...more
4626 داستان هاي كوتاه طنز — 298 members — last activity Apr 11, 2018 12:24AM
براي علاقمندان داستان هاي طنز ايراني و خارجي طنز یعنی قاقاه گریستن و زار زار خندیدن
6602 احمد شاملو — 187 members — last activity Dec 12, 2010 10:20AM
به جست و جوی تو بر درگاه ِ کوه میگریم در آستانه دریا و علف .... به جستجوی تو در معبر بادها می گریم در چار راه فصول در چار چوب شکسته پنجره ای که آسمان ...more
More of Farzane’s groups…
year in books
امیر
408 books | 476 friends

Atefeh ...
2 books | 12 friends

Mansoor...
1 book | 39 friends

Mahsa F...
3 books | 186 friends

Amir Ka...
3 books | 108 friends

Roxann ...
4 books | 98 friends

Saman W...
81 books | 84 friends

Ali Pak...
2 books | 66 friends

More friends…


Polls voted on by Farzane

Lists liked by Farzane