Sadaf biglari
https://www.goodreads.com/sadafbiglari
“Every one knows that change is inevitable. From the second law of thermodynamics to Darwinian evolution, from Buddhism's insistence that nothing is permanent and all suffering results from our delusions of permanence to the third chapter of Ecclesiastes ("To everything there is a season"), change is part of life, of existence, of the common wisdom. But I don't believe we're dealing with all that that means. We haven't even begun to deal with it.”
― Parable of the Sower
― Parable of the Sower
“در این سرای بی كسی كسی به در نمی زند
به دشت پر ملال ما پرنده پر نمی زند
یكی زشب گرفتگان چراغ بر نمی كند
كسی به كوچه سار شب در سحر نمی زند
نشسته ام در انتظار این غبار بی سوار
دریغ كز شبی چنین سپیده سر نمی زند
دل خراب من دگر خراب تر نمی شود
كه خنجر غمت از این خراب تر نمی زند
گذر گهی است پر ستم كه اندرو به غیر غم
یكی صلای آشنا به رهگذر نمی زند
چه چشم پاسخ است از این دریچه های بسته ات
برو که هیچ کس ندا به گوش کر نمی زند
نه سایه دارم و نه بر بیفکنندم و سزاست
اگر نه بر درخت تر کسی تبر نمی زند”
―
به دشت پر ملال ما پرنده پر نمی زند
یكی زشب گرفتگان چراغ بر نمی كند
كسی به كوچه سار شب در سحر نمی زند
نشسته ام در انتظار این غبار بی سوار
دریغ كز شبی چنین سپیده سر نمی زند
دل خراب من دگر خراب تر نمی شود
كه خنجر غمت از این خراب تر نمی زند
گذر گهی است پر ستم كه اندرو به غیر غم
یكی صلای آشنا به رهگذر نمی زند
چه چشم پاسخ است از این دریچه های بسته ات
برو که هیچ کس ندا به گوش کر نمی زند
نه سایه دارم و نه بر بیفکنندم و سزاست
اگر نه بر درخت تر کسی تبر نمی زند”
―
“گیسو را که میبافتند، نوکش از زیر چارقد بیرون میزد و بر پشت میلغزید. گیسو یکی از نهانیترین سرمایهٔ زن بود که نامحرم نمیبایست ببیند. مردی از «شارسان» به ده ما آمده بود، برای خریدن کتیرا که من نسبت به او احساس تحسینی پیدا کردم. این، از آنرو بود که به من گفتند که دختری از خویشان خود را دوست میداشته و به خواستگاریش رفته بود، ولی او را به او نمیدادند. سرانجام فکری به خاطرش میرسد. روزی که دختر به حمام رفته بوده، کمین میکند و سر «بینهٔ حمام» در حالیکه او خود را با حوله خشک میکرده، ناگهان میجهد و مشتی از گیسوانش را میبُرد و بیرون میرود.
همین کار، خانوادهٔ دختر را راضی میکند که او را به او بدهند. ظاهراً بعد از این عمل، کس دیگری حاضر نمیشده است او را بگیرد. گییو، نشانهٔ ناموس بود و با همین بریدن، بیآنکه دختر تقصیری داشته باشد، گویی در حکم آن قرار میگرفته که ناموسش را خدشهدار کردهاند.
دلیل دیگر آن است که در قدیم، زنان بدکاره گیسویشان را میبُریدند و خطاب «ای گیسوبریده!» دشنام بوده است
/ روزها، جلد اول، نشر یزدان، چاپ ۸۷، ص ۲۷۷ و ۲۷۸”
―
همین کار، خانوادهٔ دختر را راضی میکند که او را به او بدهند. ظاهراً بعد از این عمل، کس دیگری حاضر نمیشده است او را بگیرد. گییو، نشانهٔ ناموس بود و با همین بریدن، بیآنکه دختر تقصیری داشته باشد، گویی در حکم آن قرار میگرفته که ناموسش را خدشهدار کردهاند.
دلیل دیگر آن است که در قدیم، زنان بدکاره گیسویشان را میبُریدند و خطاب «ای گیسوبریده!» دشنام بوده است
/ روزها، جلد اول، نشر یزدان، چاپ ۸۷، ص ۲۷۷ و ۲۷۸”
―
“فهمید بود که دو چیز میتواند آدمی را از تحقق بخشیدن به رویاهایش باز دارد:این که تصور کند رویاها غیرممکن هستند،یا،با یک گردش ناگهانی چرخ فلک ،درست زمانی که هیچ انتظارش ندارد،ببیند که تحقق آنها ممکن شده است.در این لحظه ناگهان هراسی سر بر می آورد:هراس از راهی که آدم نمیداند به کجا می انجامد،از زندگی ای سرشار از مبارزه های ناشناخته،از احتمال ناپدید شدن ناگهانی همه چیزهایی که آدم به آنها عادت کرده است.”
― The Devil and Miss Prym
― The Devil and Miss Prym
هزار و یک کتابی که قبل از مرگ باید خواند
— 2594 members
— last activity Dec 05, 2021 12:19PM
در این گروه کتابهایی معرفی میشود که قبل از مرگ باید خواند... و نظر همه را میتونیم در مورد کتابهایی که معرفی شده بخوانیم و کلی بحثهای داغ و جالب داشته ...more
Sadaf’s 2025 Year in Books
Take a look at Sadaf’s Year in Books, including some fun facts about their reading.
More friends…
Polls voted on by Sadaf
Lists liked by Sadaf















































