Sheyda Mirlou

Add friend
Sign in to Goodreads to learn more about Sheyda.

https://www.goodreads.com/sheydai

새벽, 구름, 강 2
Rate this book
Clear rating

 
새벽, 구름, 강 1
Rate this book
Clear rating

 
The Name of the Wind
Rate this book
Clear rating

progress: 
 
  (page 21 of 662)
Apr 06, 2025 09:04PM

 
See all 11 books that Sheyda is reading…
Loading...
Shel Silverstein
“من خوشحالم که خودم هستم
زیرا شبیه تو نیستم
تو هم خوشحال باش که خودت هستی
چون اصلا شبیه من نیستی
برای همین است که می توانیم با هم دوست باشیم
و چه خوب دوستی دوتا آدم مثل ما
که اصلا شبیه هم نیستند
اما همدیگر رو دوست دارند...”
Shel Silverstein
tags: love

Forough Farrokhzad
“كدام قله، كدام اوج؟
مگر تمامي اين راه‌هاي پيچاپيچ
در آن دهان سرد مكنده
به نقطه تلاقي و پايان نمي‌رسند؟
به من چه داديد ‌اي واژه‌هاي ساده فريب؟
و اي رياضت اندام‌ها و خواهش‌ها
اگر گلي به گيسوي خود مي‌زدم
از اين تقلب، از اين تاج كاغذين
كه بر فراز سرم بو گرفته است فريبنده‌تر نبود؟
چگونه روح بيابان مرا گرفت
و سحر ماه زايمان گله دورم كرد
چگونه ناتمامي قلبم بزرگ شد
و هيچ نيمه‌اي اين نيمه را تمام نكرد؟
چگونه ايستادم و ديدم
زمين به زير دو پايم ز تكيه‌گاه تهي مي‌شود
و گرمي تن جفتم
به انتظار پوچ تنم ره نمي‌برد
كدام قله كدام اوج؟
مرا پناه دهيد‌ اي چراغ‌هاي مشوش
اي خانه‌هاي روشن شكاك
كه جامه‌هاي شسته در آغوش دودهاي معطر
بر بام‌هاي آفتابي‌تان تاب‌مي‌خورند
مرا پناه دهيد اي زنان ساده كامل
كه از وراي پوست سر انگشت‌هاي نازكتان
مسير جنبش كيف‌آور جنيني را
دنبال مي كند
و در شكاف گريبانتان هميشه هوا
به بوي شير تازه مي‌آميزد
كدام قله كدام اوج؟
مرا پناه دهيد اي اجاق‌هاي پر آتش اي نعل‌هاي خوشبختي
و اي سرود ظرف‌هاي مسين در سياهكاري مطبخ
و اي ترنم دلگير چرخ خياطي
و اي جدال روز و شب فرش‌ها و جاروها
مرا پناه دهيد اي تمام عشق‌هاي حريصي
كه ميل دردناك بقا بستر تصرف‌تان را
به آب جادو
و قطره‌هاي خون تازه مي‌آرايد
تمام روز، تمام روز
رها شده، رها شده چون لاشه‌اي بر آب
به سوي سهم‌ناك‌ترين صخره پيش مي‌رفتم
به سوي ژرف‌ترين غارهاي دريايي
و گوشت‌خوارترين ماهيان
و مهره‌هاي نازك پشتم
از حس مرگ تير كشيدند
نمي‌توانستم ديگر نمي‌توانستم
صداي پايم از انكار راه برمي‌خاست
و يأسم از صبوري روحم وسيع‌تر شده بود
و آن بهار و آن وهم سبز رنگ
كه بر دريچه گذر داشت با دلم مي‌گفت
نگاه كن
تو هي‌چگاه پيش نرفتي
تو فرو رفتي...”
فروغ فرخزاد

Jalal ad-Din Muhammad ar-Rumi
“‏زهی صبحی! که او آید، نشیند بر سر بالین
تو چشم از خواب بگشایی ببینی شاه شاهانی!”
Rumi

Bachtyar Ali
“اگر عاشق پرنده ای شده ای، بايد حاضر باشی مانند پرنده زندگی كنی”
Bachtyar Ali, Ewaray Parwana

Pablo Neruda
“همیشه چیزهایی که نداشته‌ام را
،بسیار دوست داشته‌ام
همچون تو
که بسیار دوری
...که بسیار ندارمت”
Pablo Neruda

179584 Our Shared Shelf — 222863 members — last activity 19 hours, 7 min ago
OUR SHARED SHELF IS CURRENTLY DORMANT AND NOT MANAGED BY EMMA AND HER TEAM. Dear Readers, As part of my work with UN Women, I have started reading ...more
year in books
فرشاد
168 books | 2,856 friends

Donna G...
527 books | 3,501 friends

Ainaz
949 books | 273 friends

Ali Irani
208 books | 10 friends

Khparisa
949 books | 554 friends

Amir
673 books | 1,094 friends

Mostafa...
584 books | 738 friends

Cara♡
271 books | 24 friends

More friends…

Favorite Genres



Polls voted on by Sheyda

Lists liked by Sheyda