MiNa Sal
540 ratings (3.48 avg)
171 reviews

#60 top reviewers

MiNa Sal

Add friend
Sign in to Goodreads to learn more about MiNa.


سمفونی مردگان
Rate this book
Clear rating

progress: 
 
  (page 40 of 352)
"کتاب رو حدود ۲۵سال قبل خواندم
وبرای دومین بار در اسفند ۴۰۴و روزهای پر اضطراب و آشفته آن، تجربه همخوانی و شنیدن نسخه صوتی رو دارم. برای اولین بار رمانی رو میشنوم و دوستان نسخه صوتی نسبتا خوبی رو هم به اشتراک گذاشتن"
Feb 25, 2026 11:26AM

 
Congenial Spirits...
Rate this book
Clear rating

progress: 
 
  (page 80 of 496)
Dec 31, 2025 08:27AM

 
سواد روایت
MiNa Sal is currently reading
bookshelves: currently-reading
Rate this book
Clear rating

progress: 
 
  (page 110 of 422)
Aug 21, 2025 08:21AM

 
See all 6 books that MiNa is reading…
Loading...
John Barth
“Having poured my drink, I may not live to taste it, or that it may pass a live man's tongue to burn a dead man's belly; that having slumbered, I may never wake, or having waked, may never living sleep. Having heard tick, will I hear tock? Having served, will I volley? Having sugared will I cream? Having eithered, will I or? Itching, will I scratch? Hemming, will I haw?”
John Barth

Pablo Neruda
“همیشه چیزهایی که نداشته‌ام را
،بسیار دوست داشته‌ام
همچون تو
که بسیار دوری
...که بسیار ندارمت”
Pablo Neruda

Sherko Bekas
“عشقت یک ساعت
به ساعات شبانه روز اضافه کرد؛
ساعت بیست و پنج

عشقت یک روز به روزهای هفته افزود؛
هشت شنبه

عشقت یک ماه به ماه های سال اضافه کرد؛
ماه سیزدهم

عشقت یک فصل به فصول سال افزود؛
...فصلِ پنجم

بدین سان عشقت به من روزگاری بخشیده است
که یک ساعت و
یک روز و
یک ماه و
یک فصل
...از زندگی تمام عُشاق ِ جهان اضافه تر دارد”
شێرکۆ بێکەس

Lewis Carroll
“آلیس گفت: "من نمیتونم اینو باور کنم."
ملکه گفت: "یه بار دیگه تلاش کن. یه نفس عمیق بکش و چشماتو ببند. حالا سعی کن باور کنی."
آلیس خندید: "سعی کردن فایده ای نداره. آدم نمیتونه چیزای غیرممکن رو باور کنه."
ملکه گفت:"خب به خاطر اینه که خوب تمرین نکردی. من وقتی همسن تو بودم، هر روز نیم ساعت تمرین میکردم. بعضی وقتا میتونستم قبل از صبحانه شیش تا چیز غیرممکنو باور کنم.”
Lewis Carroll, Alice’s Adventures in Wonderland / Through the Looking-Glass

Farhad Pirbal
“«غروب ها»

به یادم باش
در غروب‌ گاراژها
در آن هنگام که خورشید
پیراهنی نیمه تاریک به تن خیابان‌ها می‌کند
دوست دارم در آن دم
شاهد رخسار خسته و بیچاره‌ی سربازانی باشم
که غم و غبار بر سرشان نشسته
و آشفته و دردمند
از سنگرهای دور جنگ
باز می‌گردند

به یادم باش
در غروب خیابان‌ها
در آن هنگام که خورشید پیراهن عزا
بر تن چهارراه ها می‌کند
دوست دارم در آن دم
همراه با خانه به دوش تنهایی
خودم را به هیاهوی پر کیف و حال باری بسپارم

به یادم باش
در غروب پارک‌ها
در آن هنگام که خورشید
پیراهنی از بنفشه
به تن درختان می‌کند
دوست دارم در آن دم
- همچون ابری خسته از سفر-
دست در گردن تنهایی بیندازم
و با نعره‌ای زبونانه
:بگریم و بگویم
آه"
"معشوقه‌ی من”
فرهاد پیربال

year in books
Arash
1,702 books | 709 friends

Alireza
978 books | 242 friends

Maede
1,365 books | 2,129 friends

Monika ...
563 books | 328 friends

فرشاد
168 books | 2,853 friends

Eshraq
603 books | 249 friends

Niloo
287 books | 397 friends

Nikoo
293 books | 23 friends

More friends…



Polls voted on by MiNa

Lists liked by MiNa