Shakiba

Add friend
Sign in to Goodreads to learn more about Shakiba.

https://www.goodreads.com/shakibash

Loading...
Farzad Kamangar
“یادتان باشد که به شعر، به آواز، به رویاهای‌تان، به لیلاهای‌تان پشت نکنید”
Farzad Kamangar

Bachtyar Ali
“mirov ger yek roj jî biçîte şerî, heya mirinê dê bêhna barutê jê hêt.”
انسانی که حتی یک روز به جنگ برود، تا آخر عمر بوی باروت می دهد”
Bachtyar Ali

Ribwar Siwayli
“زن چه آسان مي تواند
بندها را بگسلد از دست و پامان
اين زن است
مي تواند تكه ای از حس و حالش را
بر وجود مرده‌ی ما بپوشاند
در خيابان دور و دراز مرد بودن
مي تواند ساده اما صميمی يار ما باشد
بندها را بگسلد از هر چه هست و هر چه نيست”
Ribwar Siwayli

“کوبانی پر است از
دخترانی که زن را معنایی دیگر می آغازند
دخترانی که موهایشان پیداست
حجاب ندارند
انگشتانشان لاک ندارد
لبهایشان پروتز ندارد
رژ غلیظ ندارد
اما پر است از سرود نجابت ...
دختران کوبانی
هیچکدامشان لباس مارک دار ندارند
اما تا زنده اند هر شب موهایشان را شانه می کنند
و هر صبح می بافند
دستان ظریفشان سنگینی کلاشینکف را تاب می آورد
با اینهمه
دختران کوبانی آنقدر زن هستند
که همه مردان دنیا عاشقشان باشند ...
کوبانی دارد به همه ی ما درس می دهد
تا بدانیم
هیچ دختری نصف یک مرد نیست
هیچ بی حجابی فاحشه نیست
و هستند هنوز دخترانی که
تنشان را به کنیزی مردان هوسران نمی سپارند ...
کوبانی خانه به خانه سقوط می کند
و دختران کرد یکی پس از دیگری
با آخرین نرمی گلوله هایشان
عروس خاک می شوند
تا آرزوی دست یافتن داعشیان بر تن پاکشان را
بر دل های کثیفشان حک نمایند
آری ...
تن دختر کوبانی، تنها در آغوش خاک کوبانی
تا ابد دلبری خواهد کرد.
از اینکه کرد نیستم خجالت میکشم ....”
تهمینه میلانی

Farzad Kamangar
“من یک معلم می‌مانم و تو یک زندانبان.
زئوس، خدای خدایان فرمان داد تا پرومته‌ی نافرمان را به بند کشند و این‌گونه بود حکایت من و تو اینجا آغاز شد.

اتاق بازجویی‌مان همان اتاقی بود که راننده‌های شرکت واحد و معلم‌ها بازجویی شده بودند. میزِ بازجویی همان میزی بود که دانشجوها بر روی آن یادگاری نوشته بودند و تختی که من روی آن می‌خوابیدم، همان تختی بود که "عمران" جوانِ بلوچ، قبل از اعدام رویش نوشته بود: «دلم برای کویر تنگ شده». چشم‌بندمان هم همان چشم‌بندی بود که اعضای کمپینِ یک میلیون "فریاد خاموش" به چشم داشتند. پس نباید غریبگی کرد و نباید هم‌دیگر را فراموش کرد. این‌ها همه یک جورهایی آشنایند، اینجا همه چون شمایند، راستی، فکر کن شاید فردا نوبت تو باشد.”
Farzad Kamangar

year in books
SMoShi
468 books | 30 friends

Bahar
407 books | 725 friends

Sajjad ...
1,026 books | 731 friends

فؤاد
2,042 books | 3,624 friends

Amirsaman
1,364 books | 950 friends

abdulra...
134 books | 43 friends

Chia
570 books | 718 friends

Nima
46 books | 182 friends

More friends…


Polls voted on by Shakiba

Lists liked by Shakiba