Shakiba
https://www.goodreads.com/shakibash
“mirov ger yek roj jî biçîte şerî, heya mirinê dê bêhna barutê jê hêt.”
انسانی که حتی یک روز به جنگ برود، تا آخر عمر بوی باروت می دهد”
―
انسانی که حتی یک روز به جنگ برود، تا آخر عمر بوی باروت می دهد”
―
“زن چه آسان مي تواند
بندها را بگسلد از دست و پامان
اين زن است
مي تواند تكه ای از حس و حالش را
بر وجود مردهی ما بپوشاند
در خيابان دور و دراز مرد بودن
مي تواند ساده اما صميمی يار ما باشد
بندها را بگسلد از هر چه هست و هر چه نيست”
―
بندها را بگسلد از دست و پامان
اين زن است
مي تواند تكه ای از حس و حالش را
بر وجود مردهی ما بپوشاند
در خيابان دور و دراز مرد بودن
مي تواند ساده اما صميمی يار ما باشد
بندها را بگسلد از هر چه هست و هر چه نيست”
―
“کوبانی پر است از
دخترانی که زن را معنایی دیگر می آغازند
دخترانی که موهایشان پیداست
حجاب ندارند
انگشتانشان لاک ندارد
لبهایشان پروتز ندارد
رژ غلیظ ندارد
اما پر است از سرود نجابت ...
دختران کوبانی
هیچکدامشان لباس مارک دار ندارند
اما تا زنده اند هر شب موهایشان را شانه می کنند
و هر صبح می بافند
دستان ظریفشان سنگینی کلاشینکف را تاب می آورد
با اینهمه
دختران کوبانی آنقدر زن هستند
که همه مردان دنیا عاشقشان باشند ...
کوبانی دارد به همه ی ما درس می دهد
تا بدانیم
هیچ دختری نصف یک مرد نیست
هیچ بی حجابی فاحشه نیست
و هستند هنوز دخترانی که
تنشان را به کنیزی مردان هوسران نمی سپارند ...
کوبانی خانه به خانه سقوط می کند
و دختران کرد یکی پس از دیگری
با آخرین نرمی گلوله هایشان
عروس خاک می شوند
تا آرزوی دست یافتن داعشیان بر تن پاکشان را
بر دل های کثیفشان حک نمایند
آری ...
تن دختر کوبانی، تنها در آغوش خاک کوبانی
تا ابد دلبری خواهد کرد.
از اینکه کرد نیستم خجالت میکشم ....”
―
دخترانی که زن را معنایی دیگر می آغازند
دخترانی که موهایشان پیداست
حجاب ندارند
انگشتانشان لاک ندارد
لبهایشان پروتز ندارد
رژ غلیظ ندارد
اما پر است از سرود نجابت ...
دختران کوبانی
هیچکدامشان لباس مارک دار ندارند
اما تا زنده اند هر شب موهایشان را شانه می کنند
و هر صبح می بافند
دستان ظریفشان سنگینی کلاشینکف را تاب می آورد
با اینهمه
دختران کوبانی آنقدر زن هستند
که همه مردان دنیا عاشقشان باشند ...
کوبانی دارد به همه ی ما درس می دهد
تا بدانیم
هیچ دختری نصف یک مرد نیست
هیچ بی حجابی فاحشه نیست
و هستند هنوز دخترانی که
تنشان را به کنیزی مردان هوسران نمی سپارند ...
کوبانی خانه به خانه سقوط می کند
و دختران کرد یکی پس از دیگری
با آخرین نرمی گلوله هایشان
عروس خاک می شوند
تا آرزوی دست یافتن داعشیان بر تن پاکشان را
بر دل های کثیفشان حک نمایند
آری ...
تن دختر کوبانی، تنها در آغوش خاک کوبانی
تا ابد دلبری خواهد کرد.
از اینکه کرد نیستم خجالت میکشم ....”
―
“من یک معلم میمانم و تو یک زندانبان.
زئوس، خدای خدایان فرمان داد تا پرومتهی نافرمان را به بند کشند و اینگونه بود حکایت من و تو اینجا آغاز شد.
اتاق بازجوییمان همان اتاقی بود که رانندههای شرکت واحد و معلمها بازجویی شده بودند. میزِ بازجویی همان میزی بود که دانشجوها بر روی آن یادگاری نوشته بودند و تختی که من روی آن میخوابیدم، همان تختی بود که "عمران" جوانِ بلوچ، قبل از اعدام رویش نوشته بود: «دلم برای کویر تنگ شده». چشمبندمان هم همان چشمبندی بود که اعضای کمپینِ یک میلیون "فریاد خاموش" به چشم داشتند. پس نباید غریبگی کرد و نباید همدیگر را فراموش کرد. اینها همه یک جورهایی آشنایند، اینجا همه چون شمایند، راستی، فکر کن شاید فردا نوبت تو باشد.”
―
زئوس، خدای خدایان فرمان داد تا پرومتهی نافرمان را به بند کشند و اینگونه بود حکایت من و تو اینجا آغاز شد.
اتاق بازجوییمان همان اتاقی بود که رانندههای شرکت واحد و معلمها بازجویی شده بودند. میزِ بازجویی همان میزی بود که دانشجوها بر روی آن یادگاری نوشته بودند و تختی که من روی آن میخوابیدم، همان تختی بود که "عمران" جوانِ بلوچ، قبل از اعدام رویش نوشته بود: «دلم برای کویر تنگ شده». چشمبندمان هم همان چشمبندی بود که اعضای کمپینِ یک میلیون "فریاد خاموش" به چشم داشتند. پس نباید غریبگی کرد و نباید همدیگر را فراموش کرد. اینها همه یک جورهایی آشنایند، اینجا همه چون شمایند، راستی، فکر کن شاید فردا نوبت تو باشد.”
―
Shakiba’s 2025 Year in Books
Take a look at Shakiba’s Year in Books, including some fun facts about their reading.
More friends…
Polls voted on by Shakiba
Lists liked by Shakiba


























