Haniyeh

Add friend
Sign in to Goodreads to learn more about Haniyeh.

https://www.goodreads.com/abdmh

مردان بدون زنان
Rate this book
Clear rating

 
یوزپلنگانی که با ...
Rate this book
Clear rating

 
Political Ideals
Haniyeh is currently reading
bookshelves: currently-reading
Rate this book
Clear rating

 
Loading...
حسین منزوی
“خامُش‌ نشسته‌ شعرم در پیش دیدگانت

ای شیوۀ نگاهت از شعر ناب خوشتر”
حسین منزوی, مجموعه اشعار حسین منزوی

نزار قباني
“من می نویسم
تا اشیا را منفجر کنم
نوشتن انفجار است

می‌نویسم تا روشنایی را بر تاریکی چیره کنم و شعر را به پیروزی برسانم

می‌نویسم تا خوشه‌های گندم بخوانند تا درختان بخوانند
می‌نویسم تا گل سرخ بخواند تا ستاره تا پرنده، گربه، ماهی، صدف مرا بفهمد

می‌نویسم تا دنیا را از دندان‌های هلاکو
از حکومت نظامیان، از دیوانگی اوباشان رهایی بخشم

می‌نویسم تا زنان را از سلول‌های ستم از شهرهایی مرده
از ایالت‌های بردگی، از روزهای پرکسالت سرد و تکراری برهانم

می‌نویسم تا واژه‌ها را از تفتیش از بوکشیدن سگ‌ها
از تیغ سانسور برهانم

می‌نویسم تا زنی را که دوست دارم
از شهر بی‌شعر، شهر بی‌عشق
شهر اندوه و افسردگی رها کنم

می‌نویسم تا از او ابری نمبار بسازم
تنها زن و نوشتن
.ما را از مرگ می‌رهاند”
نزار قباني

هوشنگ ابتهاج
“آمدمت که بنگرم گریه نمی‌دهد امان
نامدگان و رفتگان از دو کرانه‌ی زمان
سوی تو می‌دوند هان ای تو همیشه در میان
در چمن تو می‌چرد آهوی دشت آسمان
گرد سر تو می‌پرد باز سپید کهکشان
هر چه به گرد خویشتن می‌نگرم درین چمن
آینه‌ی ضمیر من جز تو نمی‌دهد نشان
ای گل بوستان سرا از پس پرده‌ها در آ
بوی تو می‌کشد مرا وقت سحر به بوستان
ای که نهان نشسته‌ای باغ درون هسته‌ای
هسته فروشکسته‌ای کاین همه باغ شد روان
مست نیاز من شدی پرده‌ی ناز پس زدی
از دل خود بر آمدی آمدن تو شد جهان
آه که می‌زند برون از سر و سینه موج خون
من چه کنم که از درون دست تو می‌کشد کمان
پیش وجودت از عدم زنده و مرده را چه غم
کز نفس تو دم‌به‌دم می‌شنویم بوی جان
پیش تو جامه در برم نعره زند که بر درم
آمدمت که بنگرم گریه نمی‌دهد امان”
هوشنگ ابتهاج

رضا براهنی
“شتاب کردم که آفتاب بیاید
نیامد
دویدم از پیِ دیوانه‌ای که گیسوانِ بلوطش را به سِحرِ گرمِ مرمرِ لُمبرهایش می‌ریخت
که آفتاب بیاید
نیامد
به روی کاغذ و دیوار و سنگ و خاک نوشتم که تا نوشته بخوانند
که آفتاب بیاید
نیامد
چو گرگ زوزه کشیدم، چو پوزه در شکمِ روزگارِ خویش دویدم
شبانه روز دریدم، دریدم
که آفتاب بیاید
نیامد
چه عهدِ شومِ غریبی! زمانه صاحبِ سگ؛ من سگش
چو راندم از درِ خانه ز پشت بامِ وفاداری درون خانه پریدم که آفتاب بیاید
نیامد
کشیده‌ها به رُخانم زدم به خلوتِ پستو
چو آمدم به خیابان
دو گونه را چُنان گدازه‌ی پولاد سوی خلق گرفتم که آفتاب بیاید
نیامد
اگرچه هق هقم از خواب، خوابِ تلخ برآشفت خوابِ خسته و شیرین بچه‌های جهان را
ولی گریستن نتوانستم
نه پیشِ دوست نه در حضور غریبه نه کنجِ خلوتِ خود گریستن نتوانستم
که آفتاب بیاید
نیامد”
رضا براهنی, خطاب به پروانه‌ها و چرا من دیگر شاعر نیمایی نیستم

حسین منزوی
“سفر به خیر گل من که می‌روی با باد

ز دیده می‌روی اما نمی‌روی از یاد”
حسین منزوی, مجموعه اشعار حسین منزوی

year in books

Haniyeh hasn't connected with her friends on Goodreads, yet.





Polls voted on by Haniyeh

Lists liked by Haniyeh