“- فرانسوا، زندگی یعنی چه؟
- نمی دانم، ولی گاهی از خودم می پرسم آیا زندگی یک صحنه نیست که به دستور کسی در آن پرتاب می شوی و وقتی در آن افتادی باید طولش را طی کنی و برای این طی کردن، هزاران شکل وجود دارد. شکل هندی، شکل آمریکایی، شکل ویت کنگ...
- و بعد که آن را طی کردی؟
- وقتی یک بار آن را طی کنی، دیگر کافی است، تو زندگی کرده ای. از صحنه خارج می شوی و می میری.
- و اگر بلافاصله مردی؟
- فرقی نمی کند، صحنه را طی کرده ای فقط کمی تندتر. زمانی که تو برای این طی کردن صرف می کنی، مهم نیست، چیزی که مهم است، شکل طی کردن توست. مهم این است که آن را خوب طی کنی.
- خوب طی کردن آن یعنی چه؟
- یعنی اینکه در سوراخ سوفلور نیفتی. یعنی بجنگی، مثل یک ویت کنگ. نگذاری خفه ات کنند، نگذاری خودخواهان برایت وراجی کنند، یعنی اینکه به چیزی ایمان داشته باشی و به خاطرش بجنگی، مثل یک ویت کنگ.
- و اگر اشتباه کنیم؟
- به درک، مهم نیست. اشتباه کردن بهتر از هیچ کار نکردن است.”
― زندگی جنگ و دیگر هیچ
- نمی دانم، ولی گاهی از خودم می پرسم آیا زندگی یک صحنه نیست که به دستور کسی در آن پرتاب می شوی و وقتی در آن افتادی باید طولش را طی کنی و برای این طی کردن، هزاران شکل وجود دارد. شکل هندی، شکل آمریکایی، شکل ویت کنگ...
- و بعد که آن را طی کردی؟
- وقتی یک بار آن را طی کنی، دیگر کافی است، تو زندگی کرده ای. از صحنه خارج می شوی و می میری.
- و اگر بلافاصله مردی؟
- فرقی نمی کند، صحنه را طی کرده ای فقط کمی تندتر. زمانی که تو برای این طی کردن صرف می کنی، مهم نیست، چیزی که مهم است، شکل طی کردن توست. مهم این است که آن را خوب طی کنی.
- خوب طی کردن آن یعنی چه؟
- یعنی اینکه در سوراخ سوفلور نیفتی. یعنی بجنگی، مثل یک ویت کنگ. نگذاری خفه ات کنند، نگذاری خودخواهان برایت وراجی کنند، یعنی اینکه به چیزی ایمان داشته باشی و به خاطرش بجنگی، مثل یک ویت کنگ.
- و اگر اشتباه کنیم؟
- به درک، مهم نیست. اشتباه کردن بهتر از هیچ کار نکردن است.”
― زندگی جنگ و دیگر هیچ
“من : در زمانی که تاعون سیاه شیوع پیدا کرد هزاران نفر از اجداد تو زندگی می کردند .
تو : چطور ؟
من : تو دو نفر پدر مادر ، چهار پدربزرگ و مادربزرگ ، هشت جد و جده و الی آخر داشته ای . اگر تا سال های طاعون سیاه پیش بروی ، تعداد آنها بسیار زیاد خواهد شد . مرگ از محله به محله ای دیگر گسترش می یافت . کودکان بیشتر از دیگران قربانی می شدند . بسیاری از اجداد تو در آن زمان بچه بوده اند . اما هیچ یک از آنها نمردند .
تو : چرا انقدر مطمئنی ؟
من : چون تو اینجا نشسته ای و به من نگاه می کنی .
تو : .......
من : احتمال اینکه یکی از اجداد تو در حین بزرگ شدن و در نهایت بچه دار شدن نمیرد ، یک در میلیون است . تعدادی از آن ها بیمار شده اند ، اما بالاخره زنده مانده اند . به عبارتی می توان گفت تو میلیارد ها بار تنها یک میلی متر با به دنیا نیامدن فاصله داشته ای . زندگی تو روی این سیاره در معرض تهدید حشرات ، جانوران وحشی ، سنگ های آسمانی ، رعد و برق ، بیماری ، جنگ ، سیل ، آتش ، سم و سؤ قصد های برنامه ریزی شده بوده است . فقط در یکی از نبرد های تاریخی ، بار ها زخمی شده ای . چون می بایست اجدادی در هر سوی نبرد داشته باشی . چه برسد به همه ی نبرد ها . تو در واقع با خودت و فرصت به دنیا آمدنت ، آن هم در هزاران سال بعد ، می جنگیده ای . هر بار که تیری در هوا رها شده شانس تو برای به دنیا آمدن به حد اقل رسیده است . اما تو اینجا نشسته ای و با من حرف می زنی . متوجه می شوی ؟ این زنجیره تا اولین سلول زنده ادامه پیدا می کند سلولی که تقسیم می شود و تمام آنچه که امروز می بینی را شکل می دهد . احتمال اینکه طی این سه یا چهار میلیارد سال زنجیره تو در هیچ زمانی نشکسته باشد آنقدر کم است که تقریبا باور کردنی نیست . اما تو جان سالم به در برده ای . بله جان به در برده ای . در عوض می فهمی که چقدر خوش شانس هستی
تو : بد شانس ها چی ؟
من : بد شانس وجود ندارد . آنها هرگز به دنیا نیامده اند . زندگی بخت آزمایی بزرگی است که در آن فقط بلیت های برنده را می توان دید .........”
―
تو : چطور ؟
من : تو دو نفر پدر مادر ، چهار پدربزرگ و مادربزرگ ، هشت جد و جده و الی آخر داشته ای . اگر تا سال های طاعون سیاه پیش بروی ، تعداد آنها بسیار زیاد خواهد شد . مرگ از محله به محله ای دیگر گسترش می یافت . کودکان بیشتر از دیگران قربانی می شدند . بسیاری از اجداد تو در آن زمان بچه بوده اند . اما هیچ یک از آنها نمردند .
تو : چرا انقدر مطمئنی ؟
من : چون تو اینجا نشسته ای و به من نگاه می کنی .
تو : .......
من : احتمال اینکه یکی از اجداد تو در حین بزرگ شدن و در نهایت بچه دار شدن نمیرد ، یک در میلیون است . تعدادی از آن ها بیمار شده اند ، اما بالاخره زنده مانده اند . به عبارتی می توان گفت تو میلیارد ها بار تنها یک میلی متر با به دنیا نیامدن فاصله داشته ای . زندگی تو روی این سیاره در معرض تهدید حشرات ، جانوران وحشی ، سنگ های آسمانی ، رعد و برق ، بیماری ، جنگ ، سیل ، آتش ، سم و سؤ قصد های برنامه ریزی شده بوده است . فقط در یکی از نبرد های تاریخی ، بار ها زخمی شده ای . چون می بایست اجدادی در هر سوی نبرد داشته باشی . چه برسد به همه ی نبرد ها . تو در واقع با خودت و فرصت به دنیا آمدنت ، آن هم در هزاران سال بعد ، می جنگیده ای . هر بار که تیری در هوا رها شده شانس تو برای به دنیا آمدن به حد اقل رسیده است . اما تو اینجا نشسته ای و با من حرف می زنی . متوجه می شوی ؟ این زنجیره تا اولین سلول زنده ادامه پیدا می کند سلولی که تقسیم می شود و تمام آنچه که امروز می بینی را شکل می دهد . احتمال اینکه طی این سه یا چهار میلیارد سال زنجیره تو در هیچ زمانی نشکسته باشد آنقدر کم است که تقریبا باور کردنی نیست . اما تو جان سالم به در برده ای . بله جان به در برده ای . در عوض می فهمی که چقدر خوش شانس هستی
تو : بد شانس ها چی ؟
من : بد شانس وجود ندارد . آنها هرگز به دنیا نیامده اند . زندگی بخت آزمایی بزرگی است که در آن فقط بلیت های برنده را می توان دید .........”
―
پیشرفت ایران
— 7 members
— last activity Sep 10, 2016 05:15PM
گروه پیشرفت ایران , یک حزب سیاسی نیست : بلکه گروه کوچکی از نزدیک به 80 میلیون ایرانی است که دلشان برای پیشرفت ایران و ایرانی می تپد , بعنوان یک شهروند ...more
مریم’s 2025 Year in Books
Take a look at مریم’s Year in Books, including some fun facts about their reading.
More friends…
Favorite Genres
Polls voted on by مریم
Lists liked by مریم















