Biblio Bat

Add friend
Sign in to Goodreads to learn more about Biblio Bat.

https://www.goodreads.com/biblio_bat

پاییز پدرسالار
Rate this book
Clear rating

progress: 
 
  (page 53 of 304)
"تا دادگاه خلق غاصب را به سزای خود برساند من مهمان نوازی سرکار عالی را می‌پذیرم

عبارتی همیشگی حاکی از ابهتی پوچ که او اندکی بعد عین همان را از زبان غاصب می‌شنید، سپس از زبان غاصب غاصب؛ گویی که این ابلهان متوجه نبودند که در سیاست آن کس که فروافتد برای ابد در غلتیده است. همه آنها را چند ماهی در کاخ ریاست جمهوری مسکن می داد، وادارشان می‌کرد تا آخرین پشیزشان را در دومینو بخوانند."
Dec 23, 2025 12:18PM

 
The Children of H...
Biblio Bat is currently reading
bookshelves: currently-reading
Rate this book
Clear rating

progress: 
 
  (page 130 of 322)
"Mourning you named me, but I will not mourn alone, for father, brother, and mother. But of these you only have I known, and above all do I love. And nothing that you fear not do I fear.’" Dec 25, 2025 01:56AM

 
دن کیشوت
Rate this book
Clear rating

progress: 
 
  (page 120 of 1286)
"کسی که مرا ‌بی‌وفا می‌نامد همان به که سر در خدمت من ننهد، کسی که مرا ناهنجار و اسرارآمیز می‌داند در آشنایی من نکوشد و اگر ظالم و غدارم می‌پندارد از تعقیبم دست بردارد. این دد خونخوار، این سوسمار، این غدار، این ظالم جبار، این موجود پراز اسرار هیچ نمی‌خواهد آنان را بجوید و به دنبالشان راه بیفتد و سر در خدمتشان بگذارد و با ایشان آشنا شود." Oct 25, 2025 04:13AM

 
See all 6 books that Biblio Bat is reading…
Loading...
هوشنگ ابتهاج
“ارغوان
شاخه هم خون جدا مانده من
آسمان تو چه رنگ است امروز
آفتابیست هوا یا گرفته است هنوز
من در این گوشه که از دنیا بیرونست
و آسمانی به سرم نیست
از بهاران خبرم نیست
آنچه می بینم دیوارست
آه این سقف سیاه
آنچنان نزدیکست
که چو بر می کشم از سینه نفس
نفسم را بر می گرداند
ره چنان بسته که پرواز نگه
در همین یک قدمی می ماند
کور سویی ز چراغی رنجور
قصه پرداز شب ظلمانیست
نفسم می گیرد
که هوا هم این جا زندانیست
هر چه با من این جاست رنگ رخ باخته است
آفتابی هرگز گوشه چشمی هم بر خاموشی این دخمه نیانداخته است
هم در این گوشه خاموش فراموش شده
که از دم سردش هر شمعی خاموش شده
یاد رنگینی در خاطرم گریه می انگیزد”
هوشنگ ابتهاج / سایه / Hushang Ebtehaj

Søren Kierkegaard
“Do you not know that there comes a midnight hour when every one has to throw off his mask? Do you believe that life will always let itself be mocked? Do you think you can slip away a little before midnight to avoid this?”
Søren Kierkegaard, Either/Or, Part I

احمد شاملو
“از مرگ....
هرگز از مرگ نهراسيده ام
اگرچه دستانش از ابتذال شكننده تر بود.
هراس من -باري - همه مردن در سرزميني ست...
كه مزد گوركن
از بهاي آزادي آدمي افزون باشد.”
احمد شاملو / Ahmad Shamlou, آیدا در آینه

هوشنگ ابتهاج
“در این سرای بی كسی كسی به در نمی زند
به دشت پر ملال ما پرنده پر نمی زند

یكی زشب گرفتگان چراغ بر نمی كند
كسی به كوچه سار شب در سحر نمی زند

نشسته ام در انتظار این غبار بی سوار
دریغ كز شبی چنین سپیده سر نمی زند

دل خراب من دگر خراب تر نمی شود
كه خنجر غمت از این خراب تر نمی زند

گذر گهی است پر ستم كه اندرو به غیر غم
یكی صلای آشنا به رهگذر نمی زند

چه چشم پاسخ است از این دریچه های بسته ات
برو که هیچ کس ندا به گوش کر نمی زند

نه سایه دارم و نه بر بیفکنندم و سزاست
اگر نه بر درخت تر کسی تبر نمی زند”
هوشنگ ابتهاج

Søren Kierkegaard
“A fire broke out backstage in a theatre. The clown came out to warn the public; they thought it was a joke and applauded. He repeated it; the acclaim was even greater. I think that's just how the world will come to an end: to general applause from wits who believe it's a joke.”
Soren Kierkegaard, Either/Or, Part I

year in books
Hamedbo...
312 books | 269 friends

Mohammad
332 books | 1,756 friends

Mojtaba...
2,141 books | 2,597 friends

Ali Sho...
224 books | 45 friends

Mani Ha...
3,018 books | 418 friends

Zahra
1,246 books | 1,311 friends

Amir Gh...
333 books | 466 friends

Seyed H...
755 books | 1,902 friends

More friends…
The Blind Owl by Sadegh HedayatCrime and Punishment by Fyodor Dostoevskyسمفونی مردگان by عباس معروفیسال بلوا by عباس معروفی
Best Books Ever
76,174 books — 283,243 voters




Polls voted on by Biblio Bat

Lists liked by Biblio Bat