Status Updates From گزینه اشعار فروغ فرخزاد
گزینه اشعار فروغ فرخزاد by
Status Updates Showing 1-30 of 44
Yegane
is on page 198 of 259
«و یأسم از صبوری روحم وسیعتر شده بود.»
— Jan 30, 2026 08:05AM
Add a comment
Yegane
is on page 156 of 259
«در یکدیگر گریسته بودیم
در یکدیگر تمام لحظهٔ بیاعتبار وحدت را
دیوانهوار زیسته بودیم.»
— Jan 30, 2026 07:50AM
Add a comment
در یکدیگر تمام لحظهٔ بیاعتبار وحدت را
دیوانهوار زیسته بودیم.»
Yegane
is on page 134 of 259
آه ای زندگی منم که هنوز
با همه پوچی از تو لبریزم
نه بفکرم که رشته پاره کنم
نه بر آنم که از تو بگریزم
— Jan 30, 2026 07:36AM
Add a comment
با همه پوچی از تو لبریزم
نه بفکرم که رشته پاره کنم
نه بر آنم که از تو بگریزم
Yegane
is on page 95 of 259
میروم اما نمیپرسم ز خویش
ره کجا، منزل کجا؟ مقصود چیست؟
— Jan 30, 2026 06:55AM
Add a comment
ره کجا، منزل کجا؟ مقصود چیست؟
Yegane
is on page 82 of 259
ای ستارهها چه شد که در نگاه من
دیگر آن نشاط و نغمه و ترانه مُرد؟
— Jan 30, 2026 06:53AM
Add a comment
دیگر آن نشاط و نغمه و ترانه مُرد؟
Jude St. Francis
is on page 30 of 238
آقا چندتا شعرشو خوندم اون اول ولی نمیدونم چرا شعراشو دوست ندارم :) حس میکنم مضمونهاش تکراریههههه
— Apr 11, 2025 02:50AM
Add a comment
Behrooz Omidvar-Tehrani
is 59% done
شب به روی جاده نمناک
ای بسا پرسیدم از خود
زندگی آیا درون سایه هامان رنگ می گیرد؟
یا که ما خود سایه های سایه های خویشتن هستیم؟ (دنیای سایه ها)
— Dec 02, 2020 08:49AM
Add a comment
ای بسا پرسیدم از خود
زندگی آیا درون سایه هامان رنگ می گیرد؟
یا که ما خود سایه های سایه های خویشتن هستیم؟ (دنیای سایه ها)
Behrooz Omidvar-Tehrani
is 35% done
« ... آدم وقتی شعر می گوید می تواند بگوید: من هستم. یا من هم بودم. در غیر این صورت چطور می شود گفت که: من هم هستم یا من هم بودم... »
— Dec 01, 2020 02:16PM
Add a comment
Yasna
is starting
تا به کی باید رفت
از دیاری به دیار دیگر
نتوانم ، نتوانم جستن
هر زمان عشقی و یاری دیگر
کاش ما آن دو پرستو بودیم
که همه عمر سفر می کردیم
از بهاری به بهاری دیگر
— May 04, 2020 01:33PM
Add a comment
از دیاری به دیار دیگر
نتوانم ، نتوانم جستن
هر زمان عشقی و یاری دیگر
کاش ما آن دو پرستو بودیم
که همه عمر سفر می کردیم
از بهاری به بهاری دیگر
حسام آبنوس
is on page 60 of 259
اما بعضی شعرها هستند که اصلا نه در هستند، نه باز هستند، نه بسته هستند، اصلا چارچوب ندارند.
یک جاده هستند.
کوتاه یا بلند فرق نمیکند. آدم هی میرود، هی میرود و برمیگردد و خسته نمیشود. اگر توقف میکند برای دیدن چیزی است که در رفت و برگشتهای گذشته ندیده بود... آدم میتواند سالها در یک شعر توقف کند و باز هم چیز تازه ببیند.
— Jan 28, 2019 05:52AM
Add a comment
یک جاده هستند.
کوتاه یا بلند فرق نمیکند. آدم هی میرود، هی میرود و برمیگردد و خسته نمیشود. اگر توقف میکند برای دیدن چیزی است که در رفت و برگشتهای گذشته ندیده بود... آدم میتواند سالها در یک شعر توقف کند و باز هم چیز تازه ببیند.
حسام آبنوس
is on page 60 of 259
بعضی شعرها مثل درهای بسته هستند که وقتی بازشان میکنی میبینی گول خوردهای. ارزش باز کردن نداشتهاند. باید اسم اینجور کارها را گذاشت چشمبندی یا حقهبازی یا شوخی خیلی لوس.
— Jan 28, 2019 05:52AM
Add a comment
حسام آبنوس
is on page 60 of 259
بعضی شعرها، مثل درهای باز هستند، که نه این طرفشان چیز هست نه آن طرفشان. باید گفت حیف کاغذ!
— Jan 28, 2019 05:33AM
Add a comment










