Status Updates From Forogh Farokhzad Poetry, Bi...
Forogh Farokhzad Poetry, Bilingual Series by
Status Updates Showing 1-30 of 658
msom
is finished
ای شب از رویای تو رنگین شده
سینه از عطر توام سنگین شده
ای به روی چشم من گسترده خویش
شادیم بخشیده از اندوه بیش
همچو بارانی که شوید جسم خاک
هستیم ز آلودگی ها کرده پاک
ای تپش های تن سوزان من
آتشی در سایه ی مژگان من
ای ز گندمزارها سرشارتر
ای ز زرین شاخه ها پربارتر
ای در بگشوده بر خورشیدها
در هجوم ظلمت تردیدها
باتوام دیگر ز دردی بیم نیست
هست اگر،جز درد خوشبختیم نیست
این دل تنگ من واین بار نور؟
های هوی زندگی در قعر گور؟
— Aug 11, 2026 04:58AM
Add a comment
سینه از عطر توام سنگین شده
ای به روی چشم من گسترده خویش
شادیم بخشیده از اندوه بیش
همچو بارانی که شوید جسم خاک
هستیم ز آلودگی ها کرده پاک
ای تپش های تن سوزان من
آتشی در سایه ی مژگان من
ای ز گندمزارها سرشارتر
ای ز زرین شاخه ها پربارتر
ای در بگشوده بر خورشیدها
در هجوم ظلمت تردیدها
باتوام دیگر ز دردی بیم نیست
هست اگر،جز درد خوشبختیم نیست
این دل تنگ من واین بار نور؟
های هوی زندگی در قعر گور؟
msom
is finished
ای شب از رویای تو رنگین شده
سینه از عطر توام سنگین شده
ای به روی چشم من گسترده خویش
شادیم بخشیده از اندوه بیش
همچو بارانی که شوید جسم خاک
هستیم ز آلودگی ها کرده پاک
ای تپش های تن سوزان من
آتشی در سایه ی مژگان من
ای ز گندمزارها سرشارتر
ای ز زرین شاخه ها پربارتر
ای در بگشوده بر خورشیدها
در هجوم ظلمت تردیدها
باتوام دیگر ز دردی بیم نیست
هست اگر،جز درد خوشبختیم نیست
این دل تنگ من واین بار نور؟
های هوی زندگی در قعر گور؟
— Aug 11, 2026 04:58AM
Add a comment
سینه از عطر توام سنگین شده
ای به روی چشم من گسترده خویش
شادیم بخشیده از اندوه بیش
همچو بارانی که شوید جسم خاک
هستیم ز آلودگی ها کرده پاک
ای تپش های تن سوزان من
آتشی در سایه ی مژگان من
ای ز گندمزارها سرشارتر
ای ز زرین شاخه ها پربارتر
ای در بگشوده بر خورشیدها
در هجوم ظلمت تردیدها
باتوام دیگر ز دردی بیم نیست
هست اگر،جز درد خوشبختیم نیست
این دل تنگ من واین بار نور؟
های هوی زندگی در قعر گور؟
msom
is on page 250 of 456
به خدا غنچه ی شادی بودم
دست عشق آمد و از شاخم چید
شعله آه شدم، صد افسوس
که لبم باز بر آن لب نرسید
آن کسی را که تو می جویی
کی خیال تو به سر دارد
بس کن این ناله و زاری را
بس کن او یار دگر دارد
آری، آغاز دوست داشتن است
گرچه پایان راه ناپیداست
من به پایان دگر نیندیشم
که همین دوست داشتن زیباست
بس که لبریزم از تو، می خواهم
بدوم در میان صحراها
سر بکوبم به سنگ کوهستان
تن بکوبم به موج دریاها
— Aug 10, 2026 04:57AM
Add a comment
دست عشق آمد و از شاخم چید
شعله آه شدم، صد افسوس
که لبم باز بر آن لب نرسید
آن کسی را که تو می جویی
کی خیال تو به سر دارد
بس کن این ناله و زاری را
بس کن او یار دگر دارد
آری، آغاز دوست داشتن است
گرچه پایان راه ناپیداست
من به پایان دگر نیندیشم
که همین دوست داشتن زیباست
بس که لبریزم از تو، می خواهم
بدوم در میان صحراها
سر بکوبم به سنگ کوهستان
تن بکوبم به موج دریاها
msom
is on page 75 of 456
کدام قله؟کدام اوج؟
مگر تمامی این راه های پیچاپیچ
در آن دهان سرد مکنده
به نقطه ی تلافی و پایان نمی رسند؟
— Aug 09, 2026 02:29AM
Add a comment
مگر تمامی این راه های پیچاپیچ
در آن دهان سرد مکنده
به نقطه ی تلافی و پایان نمی رسند؟
Yas
is on page 35 of 352
به خدا غنچه شادی بودم
دست عشق آمد و از شاخم چید
شعله آه شدم، صد افسوس
که لبم باز بر آن لب نرسید
#تکه_شعر
— Jul 07, 2026 11:18PM
Add a comment
دست عشق آمد و از شاخم چید
شعله آه شدم، صد افسوس
که لبم باز بر آن لب نرسید
#تکه_شعر




















