Status Updates From Love & Will by Rollo May (2...
Love & Will by Rollo May (2007-07-17) by
Status Updates Showing 1-30 of 1,000
Biblio Bat
is on page 404 of 446
ما انسانهای مستقلی هستیم که اغلب نیروهای خود را زیادی جدی میگیریم، مدام در حال کنش و واکنشیم و غافلیم که بیشتر ارزشهای زندگی فقط زمانی بهدست میآیند که سماجت نکنیم، در سکوت از راه میرسند آن هم وقتی که اصرار و نیازی در کار نباشد، نه رانشی پشت آنهاست و نه کششی از جلو در کار است، بلکه خموشانه و از با هم بودن محض سر بر میآورند.
— Apr 27, 2026 05:02AM
Add a comment
Biblio Bat
is on page 404 of 446
به همین دلیل است که پل تیلیش آن همه از پذیرش و توانایی پذیرفتن پذیرش گفته است، قابلیتی که انسان امروزی چنان فاقد آن شده که حتی این واژهها به گوشش غریباند.
— Apr 27, 2026 05:02AM
Add a comment
Biblio Bat
is on page 404 of 446
این حالت به اروس گستردگی میبخشد؛ زمانی برای رشد و تکامل در اختیارش مینهد؛ زمانی برای آنکه ریشههایش را عمیقتر فرو برد. فیلیا نیازمند آن نیست که کاری برای معشوق انجام دهیم جز آنکه بپذیریمش، با او باشیم و از او لذت بریم. فیلیا عبارت است از دوستی در سادهترین و صریحترین معنایش.
— Apr 27, 2026 05:01AM
Add a comment
Biblio Bat
is on page 404 of 446
تنش حاصل از کشش مدام و شور و شهوت مدام اگر برای همیشه ادامه یابد، تحملناپذیر میشود. فیلیا نوعی آرَمش است در حضور معشوقی که وجود دیگری را به عنوان موجود به رسمیت شناخته است؛ خیلی ساده عبارت است از علاقه به بودن با دیگری علاقه به آسودن در کنارش، علاقه به ضربآهنگ گامها، صدا و همهی وجود دیگری.
— Apr 27, 2026 05:01AM
Add a comment
Biblio Bat
is on page 388 of 446
این موقعیتی پارادوکس است که تی. اس. اليوت آشکارا آن را دریافت کرده است:
"به روحم میگویم خموش باش و بی امید در انتظار بمان
چرا که امید امیدی نارواست؛ بیعشق در انتظار بمان
چرا که عشق عشقی نارواست؛ ولی هنوز ایمان هست
اما ایمان و عشق و امید همه در انتظارند
انتظاری بدون فکر، چرا که تو هنوز آمادهی فکر نیستی
پس تاریکی به نور میانجامد و خموشی و بیحرکتی، به رقص و پایکوبی."
— Apr 27, 2026 05:00AM
Add a comment
"به روحم میگویم خموش باش و بی امید در انتظار بمان
چرا که امید امیدی نارواست؛ بیعشق در انتظار بمان
چرا که عشق عشقی نارواست؛ ولی هنوز ایمان هست
اما ایمان و عشق و امید همه در انتظارند
انتظاری بدون فکر، چرا که تو هنوز آمادهی فکر نیستی
پس تاریکی به نور میانجامد و خموشی و بیحرکتی، به رقص و پایکوبی."
Biblio Bat
is on page 388 of 446
خود را در حالی مییابیم که بهرغم پوچی و بیمعنایی واضح موقعیت، همچنان محبت میورزیم. گودو نمیآید، ولی در این انتظار، محبت و امید هست. مهم این است که ما منتظریم، همچون شخصیتهای نمایش در انتظار رابطهای انسانی هستیم: ما هم در آن کت و کفشهای مندرس و آن تکه شلغم شریک هستیم. در انتظار ماندن یعنی محبت و محبت یعنی امید.
— Apr 27, 2026 05:00AM
Add a comment
Biblio Bat
is on page 388 of 446
در نمایشنامهی در انتظار گودو این اصل وجود دارد که گودو نمیآید. ما همواره در انتظار میمانیم و مشکل همچنان پابرجا میماند. دیروز درختی آنجا بود؟ فردا هم یکی آنجا خواهد بود؟ بکت -بدون اشاره به دیگر نمایشنامهنویسان و هنرمندان بصری- ما را به درون آگاهی از اهمیت انسان پرتاب میکند، باعث جا خوردنمان میشود و وادارمان میکند به موقعیت انسانیمان نگاهی ژرفتر بیفکنیم.
— Apr 27, 2026 04:59AM
Add a comment
Biblio Bat
is on page 388 of 446
اصالت انسان که برای تراژدی و یا هر نوع انسانگرایی موثق ضروریست، بر روی صحنه به صورت این واقعیت حس میشود که بزرگی از انسان گریخته: پس خلایی از خود به جا گذاشته است؛ همچون یک فقدان، حضور دارد. این همان پارادوکسیست که در معنای بیمعنایی وجود دارد. خلا پوچی و بیاحساسی آشکار شده، واقعیتهایی دلخراشاند.
— Apr 27, 2026 04:59AM
Add a comment
Biblio Bat
is on page 388 of 446
موقعیت ما به این شکل است که در اوج اپیزودهای خردگرایانه و صنعتگرایانهمان دیگر نه انسان را دیدیم و نه اهمیتی برایش قائل شدیم؛ و اکنون باید فروتنانه به حقیقت سادهی محبت بازگردیم. برای نمونه موضوع حیاتی مطرح شده توسط نمایش نامههای معاصر، فروپاشی ارتباط است.
— Apr 27, 2026 04:59AM
Add a comment
Biblio Bat
is on page 388 of 446
درمانگر: این تقریباً اولین بار است که یک احساس اصیل انسانی را در تو میبینم... در نمایش در انتظار گودو [که خودش قبلاً به آن اشاره کرده بود] آنها هم حسی نسبت به همدیگر پیدا میکنند.
-پرستون: بله این خیلی مهمه که دوتایی با هم منتظر میمونن.
این سربرآوردن یک احساس اصیل انسانی یعنی همدردی، به همین سادگی که دیدید نقطهی عطف روان درمانیست.
— Apr 27, 2026 04:58AM
Add a comment
-پرستون: بله این خیلی مهمه که دوتایی با هم منتظر میمونن.
این سربرآوردن یک احساس اصیل انسانی یعنی همدردی، به همین سادگی که دیدید نقطهی عطف روان درمانیست.
Biblio Bat
is on page 370 of 446
احساساتیگری به این واقعیت مینازد که من این عاطفه را دارم؛ همهچیز به شکل ذهنی در همینجا آغاز و به همینجا ختم میشود. ولی محبت همیشه مراقبت و توجه نسبت به چیزی را به همراه دارد. ما درگیر تجربهی خود از یک چیز یا رویداد عینی که نسبت به آن توجه داریم، میشویم. در محبت، فرد باید با پرداختن به واقعیت عینی برای آن موقعیت خاص کاری بکند؛ باید تصمیمی بگیرد. این همانجاییست که محبت، عشق و اراده را در کنار هم قرار میدهد.
— Apr 27, 2026 04:58AM
Add a comment
Biblio Bat
is on page 370 of 446
این مسئله دریافت روشنی از تمایز میان محبت و احساساتیگری [سانتیمانتالیسم] به ما میدهد یا در واقع وادارمان میکند به این تفاوت توجه کنیم. احساساتی.گری بیشتر فکر کردن درباره.ی احساسات است تا تجربه.ی عینی و معتبر آن. تولستوی از بانوان روسی میگوید که در تئاتر میگریند ولی نسبت به کالسکه.چی خودشان که بیرون دارد از سرما یخ میزند، بیاعتنا هستند.
— Apr 27, 2026 04:57AM
Add a comment
Biblio Bat
is on page 341 of 446
این همان بعدیست که انسان آفریننده از آن سر برمیآورد. انسان در شور و شعف محض متوقف نمیشود، بلکه تصویری نقاشی میکند یا شعری میسراید با این آرزو که تجربهاش را با دیگران شریک شود.
— Apr 27, 2026 04:57AM
Add a comment
Biblio Bat
is on page 341 of 446
ولی درک این مسئله که من همان کسی هستم که در دنیایی زندگی میکنم که گلها در آن زردند و آسمان چنین درخشان و من میتوانم با سهیم کردن یک دوست در این تجربه بر لذت آن بیفزایم، پیامدهای محسوسی در زندگی، عشق، مرگ و سایر مشکلات غایی هستی انسان دارد. درست مانند تنیسون وقتی به گل روییده در شکاف دیوار مینگرد: «... می توانم خدا و انسان را درک کنم.»
— Apr 27, 2026 04:56AM
Add a comment
Biblio Bat
is on page 341 of 446
اصطلاح عامی که ما برای قصدهای خودآگاهانه به کار میبریم اراده است. این اصطلاح، حال و هوای فعالانه و ابراز وجودکنندهی این اعمال عمدی را بازتاب میدهد.
در این بعد، اراده نه به عنوان انکار آرزو، بلکه به عنوان جزئی از آرزو در مرحلهی بالاتری از آگاهی وارد تصویر میشود. تجربه آبی آسمان از ورای شکوفههای یاس زرد در مرحله معمول هوشیاری و آرزو، میتواند شعف و میل به ادامه یا تجدید چنین تجربهای را پدید آورد؛
— Apr 27, 2026 04:56AM
Add a comment
در این بعد، اراده نه به عنوان انکار آرزو، بلکه به عنوان جزئی از آرزو در مرحلهی بالاتری از آگاهی وارد تصویر میشود. تجربه آبی آسمان از ورای شکوفههای یاس زرد در مرحله معمول هوشیاری و آرزو، میتواند شعف و میل به ادامه یا تجدید چنین تجربهای را پدید آورد؛
Biblio Bat
is on page 339 of 446
و اینکه خواننده در جزئیات با من مخالف باشد یا نه تغییری در مشکل روانشناختی ما ایجاد نمیکند: لازم است به بیمار کمک کنیم با آشکار کردن آرزوها و ظرفیتش برای آرزو کردن، به ماندگاری و صداقت هیجانی دست یابد. این پایان درمان نیست ولی نقطهی آغازی ضروری و اساسیست.
— Apr 27, 2026 04:55AM
Add a comment
Biblio Bat
is on page 339 of 446
ولی این کار را نمیکنم چون دریافتن اینکه بیمار در سطوح خاصی چیزهای بسیار زیادی میخواهد، چندان دشوار نیست؛ مشکل اینجاست که او خواستههایش را بارها و بارها فرموله میکند تا اینکه بهقول اليوت از آنها چیزی نمیماند جز «صدای استخوانهای خشکیده». این تمایل در فرهنگ ما همهگیر شده زیرا انکار آرزوها را با این اعتقاد که این انکار آرزو به برآورده شدن آن میانجامد توجیه کرده و پذیرفتهایم.
— Apr 27, 2026 04:55AM
Add a comment
Biblio Bat
is on page 339 of 446
رواقیگری در زمانهی ما در قدرت غلبه بر آرزوها نیست بلکه در قدرت پنهان کردن آنهاست. من حین رواندرمانی بیماری که بیوقفه به دلیلتراشی و توجیه می.پردازد و هر چیز را به خرج چیز دیگری به تعادل میرساند، درست مثل آنکه زندگی بازار عظیمی باشد که در آن همهی کاسبیها روی کاغذ و نوار کاغذی سهام انجام میشود و هرگز مالالتجارهای در کار نیست، دلم میخواهد فریاد بزنم: «تو هیچوقت چیزی نخواسته ای؟»
— Apr 27, 2026 04:55AM
Add a comment
Biblio Bat
is on page 338 of 446
همهی اینها بخشی از پاداشهاییست که اعتقاد به اسطورهی عظیم ماشین در سدهی بیستم به همراه آورده است.
— Apr 27, 2026 04:54AM
Add a comment
Biblio Bat
is on page 338 of 446
ولی به نظر می.رسد در فرهنگ ما نوعی احتیاط غیرعادی هم وجود دارد: «تو به این کامرواییهای فراوان خواهی رسید اگر بیش از حد احساس نکنی، اگر به خودت اجازه ندهی بیش از حد بخواهی.» نتیجه این میشود که به جای آنکه مثل الجر دنیا را تسخیر کنیم، باید منفعلانه منتظر بمانیم تا جن فنآوری - که ما تأثیری بر آن نداریم و فقط باید در انتظارش باشیم - کامرواییهای مورد نظر را برایمان به ارمغان بیاورد.
— Apr 27, 2026 04:54AM
Add a comment
Biblio Bat
is on page 338 of 446
فرهنگ ما به شیوهای عجیب و دو پهلو به این حالت دامن میزند. از یک سو جامعه ظاهراً وعده میدهد که همه آرزوهای ما را برآورده میکند: سیلی از ضمانتهای تبلیغاتی که فرد را یکشبه موطلایی یا موسرخ میکند و آخر هفته او را از صندلی تندنویسیاش بلند میکند در هواپیمایی عازم ناساو مینشاند. افسانهی هوراشیو الجر مدتهاست که نابود شده ولی این افسانه که همه چیز به ما بخشیده خواهد شد، هنوز پابرجاست.
— Apr 27, 2026 04:53AM
Add a comment
Biblio Bat
is on page 338 of 446
شکل ساختاریافتهتری از آنچه در بالا گفتیم که در آن بیمار یک هدف نخواستن برای خود ایجاد میکند، نوعی هدف منفیبافانه یا یأسآور برای آنکه هیچ آرزویی نداشته باشد. به تجربهی من این حالت با تیپ شخصیتی وسواسی_جبری همخوانی دارد. فرد با این فرمولها زندگی میکند که «بهتر است چیزی نخواهم»، «خواستن مرا در معرض خطر قرار میدهد»، «آرزو مرا آسیب پذیر میکند»، «اگر آرزویی نداشته باشم هرگز ضعیف نخواهم بود.»
— Apr 27, 2026 04:53AM
Add a comment







