Status Updates From سنگر و قمقمههای خالی
سنگر و قمقمههای خالی by
Status Updates Showing 1-30 of 499
Marin
is starting
یک چیز نامرئی هست. مثل دست، که نمیبینمش اما احساسش میکنم و ادراکش میکنم. مرا هل میدهد این طرف و آن طرف…
— Feb 21, 2026 11:38PM
Add a comment
Ali Ahmadi
is on page 387 of 432
«رحمان که در یکی از ادارات دولتی حسابدار است، اکنون از فرصت تعطیل استفاده کرده و پشت میز تحریرش نشسته است که شاید بتواند کتاب کالیگولا را که یک ماه است در دست خواندن دارد شروع کند [...]»
— مهمان ناخوانده در شهر بزرگ (۱۳۴۴)
(این همان سالیست که ابوالحسن نجفی با مدرک فوق لیسانس زبانشناسی از فرانسه برمیگردد، به صادقی در مجلهی جُنگ اصفهان میپیوندد و دو سال بعدتر هم اولین ترجمهی فارسی از کالیگولا را بیرون میدهد.)
— May 18, 2025 02:25AM
Add a comment
— مهمان ناخوانده در شهر بزرگ (۱۳۴۴)
(این همان سالیست که ابوالحسن نجفی با مدرک فوق لیسانس زبانشناسی از فرانسه برمیگردد، به صادقی در مجلهی جُنگ اصفهان میپیوندد و دو سال بعدتر هم اولین ترجمهی فارسی از کالیگولا را بیرون میدهد.)
Ali Ahmadi
is on page 267 of 432
«اصولن چرا میخواهید معالجه کنید؟ به چه دردتان میخورد؟ فرض کردیم بنده چند آمپول ریز و درشت به شما زدم که تبتان پایین بیاید، چند بسته گرد هم برایتان نوشتم سرتان سبک بشود، چندتا قرص برای رفع یبوست و مقداری هم شربت که خوب بخوابید، دست آخر چه؟ شما باید فکر اساسی بکنید. یا میخواهید زنده باشید که بدبختانه نیرویش را ندارید، چون کبد و قلب و ریه و همه جایتان خراب است و با همین وضع کجدار و مریز تا آخر عمر دست به گریبانید...»
— May 16, 2025 05:38AM
3 comments












