Status Updates From پدر اسلاگ

پدر اسلاگ پدر اسلاگ
by


Status Updates Showing 1-20 of 20

order by

SilverNediya
SilverNediya is on page 27 of 64
می‌گفت مامانش هرشب پدرش را، عین یک بچه‌، از روی صندلی بلند می‌کند؛ توی رختخوابش می‌گذارد و آهسته به او شب‌به‌خیر می‌گوید. اسلاگ می‌گفت بعضی شب‌ها که واقعاً می‌ترسد، می‌رود توی رختخواب آن‌ها می‌خوابد
می‌گفت: «اما این کار حالم را بدتر می‌کند، دیوی. هیکل من از بابام بزرگ‌تر است!» و گریه می‌کرد
Dec 23, 2019 04:13AM Add a comment
پدر اسلاگ

SilverNediya
SilverNediya is on page 23 of 64
هرچقدر خانم میکلی می‌شست و می‌سابید، باز هم همه‌ی خانه همان بو [بوی آشغال‌های گندیده‌ای که همیشه به لباس‌های پدر اسلاگ بود] را می‌داد. پدر اسلاگ این را می‌دانست. می‌گفت این بوی زمین است. می‌گفت بهشت چنین بویی ندارد
Dec 23, 2019 04:11AM Add a comment
پدر اسلاگ

SilverNediya
SilverNediya is on page 23 of 64
یک روز اسلاگ به مدرسه آمد و گفت: روی ناخن شست پای بابام یک لکه‌ی سیاه افتاده
گفتم: درست عین «جزیره‌ی گنج»، آره؟
گفت: یعنی چی؟
می‌خواستم بگویم یعنی محکوم به مرگ است اما گفتم: باید از دکتر بپرسید
Dec 23, 2019 04:10AM Add a comment
پدر اسلاگ

KayLee
KayLee is on page 26 of 57
Feb 25, 2015 05:04AM Add a comment
Slog's Dad

KayLee
KayLee is on page 13 of 57
Feb 23, 2015 03:30PM Add a comment
Slog's Dad

Karen
Karen is on page 34 of 64
Mar 08, 2011 11:31AM Add a comment
Slog's Dad