Status Updates From المسخ
المسخ by
Status Updates Showing 1-30 of 199,742
Biblio Bat
is on page 116 of 184
نه، من خواهان آزادی نبودم. فقط در جستوجوی راه گریز بودم، به راست، به چپ، به هر طرف ممکن. جز این خواستهای نداشتم، حتی اگر این راه گریز فریب از آب درمیآمد. خواستهی من کوچک بود، پس نمیتوانست به فریب بزرگی منجر شود. پیش رفتن، پیش رفتن! چیزی جز این ساکتنشستن، آنهم با دستهای بالاگرفته و تحمل فشار دیوارهی جعبه
— 2 hours, 8 min ago
Add a comment
Biblio Bat
is on page 116 of 184
ضمناً: آدمها اغلب خود را با آزادی فریب میدهند. همانطور که آزادی از والاترین احساسها به شمار میآید، فریب حاصل از آن هم جزو والاترین فریبها است
— 2 hours, 9 min ago
Add a comment
Biblio Bat
is on page 116 of 184
میترسم دقیقاً متوجه نشده باشید که منظورم از راه گریز چیست. من این واژه را به رایجترین و کاملترین مفهوم آن به کار میبرم و بهعمده از بهزبان آوردن واژهی آزادی اجتناب میکنم. منظور من احساس شکوهمند آزادی از همه سو نیست. چهبسا من در مقام میمون با چنین حسی آشنا بودم و بعدها با آدمهایی روبهرو شدم که آرزوی آن را داشتند. ولی تا آنجا که موضوع به من مربوط میشود، من نه آن موقع خواهان آزادی بودم و نه امروز خواهان آنم
— 2 hours, 9 min ago
Add a comment
Biblio Bat
is on page 88 of 184
خودتان شاهد بودید که تشخیص نوشته با چشم کار آسانی نیست. ولی محکوم ما آن را با زخمهای خود تشخیص میدهد. البته این کار خیلی پرزحمت است. محکوم برای تکمیل آن به شش ساعت زمان نیاز دارد. بعد دارخیش او را به سیخ میکشد و به داخل گودال میاندازد. طوری که میان لوله و تکههای پنبه به زمین میافتد. در این جا محاکمه به پایان میرسد. بعد ما، من و سرباز او را دفن میکنیم.
— 5 hours, 2 min ago
Add a comment
Biblio Bat
is on page 88 of 184
حدود ساعت ششم، محکوم بینهایت آرام میشود! عقل ابلهترین محکوم هم به کار میافتد. شروعش از دور چشمهاست، بعد به همهجا گسترش مییابد. با دیدن این صحنه، انسان وسوسه میشود که خودش هم زیر دارخیش دراز بکشد. اتفاق خاصی نمیافتد، فقط محکوم کمکم نوشته را تشخیص میدهد. دهان را جمع میکند، انگار گوش تیز کرده است.
— 5 hours, 2 min ago
Add a comment























