Status Updates From كافه پيانو
كافه پيانو by
Status Updates Showing 1-30 of 627
Elham Ars.
is 50% done
تا اینجا به زور خودم رو کشوندم دنبال کتاب. و واقعاااا دوسش ندارم. شخصیت ها از هوا یهو وارد میشن. و تازه شخصیت اصلی ها هم اونجوری که باید بهشون عمق داده نشده و برای من در بهترین حالت تو سطح موندن.
— May 05, 2024 04:34AM
Add a comment
Saba Ba
is on page 40 of 266
تا اینجای کار که خیلی جذاب نبوده و حقیقتا یکم حوصله سربره خواندن کتاب ، تا ببینیم جلوتر چی پیش میاد
— Nov 04, 2023 04:48AM
Add a comment
Sarah
is on page 127 of 266
📚مریضِ موسیقیِ کلماتم.📚
چه تعریف قشنگیه برای من. :)
— Sep 01, 2023 12:00AM
Add a comment
چه تعریف قشنگیه برای من. :)
Sarah
is on page 126 of 266
📚برین... برین قهوهتونو بخورین!... شما نیومدین کمکم کنین. اومدین سر از کارم درآرین!📚
— Aug 31, 2023 11:54PM
Add a comment
Sarah
is on page 109 of 266
📚بهش گفتم: زندگی ما زندگی جالبیه هما. بین تراژدی محض و کمدی ناب، دائم داره پیچوتاب میخوره. یعنی یهجور غمانگیز خندهداره. یا شایدم یه جور خندهدار غمانگیز باشه. چیزیم نیست که وسطشو پر کنه. همهی نکبتی که دچارشیم مال همینه... همین که هیچچیمون حد وسط نیست هما. هیچچیمون!📚
— Aug 31, 2023 08:47PM
Add a comment
Sarah
is on page 97 of 266
📚دوستی که آنقدر بهتان نزدیک است که ممکن است یکوقت بنشیند و همانطوری که دارد بدبیاریهایش را برایتان تعریف میکند، گریه کند و باکش نباشد که دیگر سن و سالی ازش گذشته و همچنان اسیر آن چیزی نباشد که از بچگی یاد همهمان دادهاند. این که "مرد که گریه نمیکند!".📚
— Aug 31, 2023 08:44PM
Add a comment
Sarah
is on page 78 of 266
《اینها را که گفت صدایش داشت میلرزید و معلوم بود دارد به سختی خودش را نگه میدارد که نزند زیر گریه. اما کمی که گذشت، یعنی همین که توانست خودش را جمعوجور کند گفت که "پدرها اینطوری بچههاشان را دوست دارند." یعنی تا این حد عمیق و خالصانه است عشقشان. که "وقتی خودشان بدنشان یخزده و دارند میمیرند، باز هم دلشان پیش بچههاشان است و فکر میکنند این آنها هستند که تب دارند نه اینکه خودشان دارند میمیرند."》
— Aug 31, 2023 08:42PM
Add a comment
Sarah
is on page 77 of 266
عاقبت بهش گفتم از یک بریدگی جاده که شیب کمی داشت و ماشین میتوانست از پس بالا رفتن ازش بربیاید بزند بالا و آنقدر برود و برود تا به بالای تپهها برسیم. آنجا ماشین را نگه دارد تا برای چند دقیقهای زیر نور خود ابرها که اینطور مواقع به نظر میرسد کسی چیزی تویشان روشن کرده است [یعنی طوریست که من میترسم تنهایی بهشان نگاه کنم] بهشان نگاه کنیم و ببینیم که برف چطور با یکدستی و انصاف شگفتآوری روی همهچیز را میپوشاند.
— Aug 31, 2023 08:38PM
Add a comment
Sarah
is on page 71 of 266
📚پریناز خیلی خاطرش را مکدر اینجور قضایا نمیکند و میفهمد زندگی آنقدر بهش فرصت نمیدهد که بخواهد تمام عمرش را بنشیند و یکی یکی اشتباهات دیگران را آن هم با این دقتنظر و حوصله و حسابگری چوبخط بزند. تا بعد و سر فرصت بنشیند به حسابرسی جنایات دیگران در حق خودش و به یکییکیشان هم بیرحمانه رسیدگی کند!📚
— Aug 31, 2023 08:34PM
Add a comment










