Status Updates From سان ۳: فراموشی
سان ۳: فراموشی by
Status Updates Showing 1-30 of 30
Mahshid
is on page 100 of 273
به خیالم نقش جهان خاموش بود. هنوز مانده بود تا اذان مغرب و آسمان هنوز نور داشت اما من تاریک بودم. توی کاسه چشمهایم تاریک بود. تا هرچقدر چشم کار میکرد نگاه کردم. میدانستم نیست اما نگاه کردم بلکه نخلی ببینم و برم بیبی را زیر همان خاک کنم اما هیچ نخلی نبود. هروقت با بیبی لب زایندهرود بودیم میگفت :هرقت دلُم تنگ میشه سی کارون میوم اینجا. فقط کاش یکی دوتا نخلم داشت.
— Feb 15, 2020 09:21AM
Add a comment
Mahshid
is on page 50 of 273
دیوار گفت مردم دو دستهاند. اهل حرف. دیگران.
اهل حرف، داوری میکنند چون حسودند. حسودند چون داوری میشوند و این دوری است که میزنند و چون دور میزنند ماندهاند. دیگران نیستند. چون دور نزدهاند، صاف رفتهاند.
دیوار میگفت مردم دو دستهاند. اهل فاحشهخانه. دیگران.
اهل فاحشهخانه یا با فاحشهخانه مخالفاند یا با فاحشهخانه موافقاند.
برای دیگران فاحشهخانه مکانی است مثل سایر اماکن. داروخانه. کتابخانه. رستوران. سینما
— Feb 11, 2020 01:04PM
Add a comment
اهل حرف، داوری میکنند چون حسودند. حسودند چون داوری میشوند و این دوری است که میزنند و چون دور میزنند ماندهاند. دیگران نیستند. چون دور نزدهاند، صاف رفتهاند.
دیوار میگفت مردم دو دستهاند. اهل فاحشهخانه. دیگران.
اهل فاحشهخانه یا با فاحشهخانه مخالفاند یا با فاحشهخانه موافقاند.
برای دیگران فاحشهخانه مکانی است مثل سایر اماکن. داروخانه. کتابخانه. رستوران. سینما
EmJiHash
is on page 43 of 273
دیگران، جلال تهرانی، امتیاز ۲ از ۵
شوکه شدم. کبریتی روشن کردم و در تاریکی شب دیوار را وارسی کردم. به کنار چشمها دقت کردم. بعد در امتداد دیوار راه افتادم. شیارها را بررسی کردم. گوشهها. کنجها... دیوار گوش نداشت. دیوار کر بود!
حرفهای همهی آن سالهای مرا نشنیده بود.
— Aug 01, 2019 12:55AM
Add a comment
شوکه شدم. کبریتی روشن کردم و در تاریکی شب دیوار را وارسی کردم. به کنار چشمها دقت کردم. بعد در امتداد دیوار راه افتادم. شیارها را بررسی کردم. گوشهها. کنجها... دیوار گوش نداشت. دیوار کر بود!
حرفهای همهی آن سالهای مرا نشنیده بود.









