26خرداد 1404
5:30صبح
راس ساعت دوازده شب ، سه ساعت قبل از اینکه موشکها آسمون رو نورانی کنن تولدم بود .ازش پرسیدم به نظرت سال دیگه کجاییم ؟!
گفت نمی دونم ،زندگی خیلی عجیب پیش میره .
و چقدر درست گفت ،زندگی خیلی داره عجیب پیش میره .
وقتی بیخوابی شبانه اومد سراغم رفتم سراغ کتابی که خودش برام خریده تا تو این لحظاتی که نمی تونه کنارم باشه این کتاب همراهیم کنه.
و چه درست گفت که هیچ پناهی بهتر از کتاب نیست ❤️🩹
— Jun 15, 2025 06:59PM
1 comment