Hedie > Recent Status Updates

Showing 1-30 of 43
Hedie
Hedie is on page 110 of 140 of چهل نامه‌ی کوتاه به همسرم
مخواه که هردو یک آواز را بپسندیم، یک ساز را، یک کتاب را ، یک طعم را، یک رنگ را، و یک شیوه نگاه کردن را.
مخواه که انتخابمان یکی باشد، سلیقه‌مان یکی، و رویامان یکی.
همسفر بودن و هم هدف بودن ابدا به معنای شبیه بودن و شبیه شدن نیست. و شبیه شدن دال بر کمال نیست، بل دلیل توقف است.
Feb 14, 2025 10:05AM Add a comment
چهل نامه‌ی کوتاه به همسرم

Hedie
Hedie is on page 48 of 140 of چهل نامه‌ی کوتاه به همسرم
عصر ما عصری‌ست که عاشق‌ترین مردم، عاشقانه‌ترین آوازهایشان را در سنگر سیاست می‌خوانند...
Feb 14, 2025 09:21AM Add a comment
چهل نامه‌ی کوتاه به همسرم

Hedie
Hedie is on page 134 of 151 of پیکر فرهاد
صورتم را در دست‌هام گذاشتم و به این فکر کردم که نباید بیش‌ از حد دست و پا بزنم.دانستم که خیلی چیزها به اختیار آدم نیست، زندگی خواب‌های گذشته‌ است که تعبیر می‌شود. زندمی تاب خوردن خیال در روز هایی است که هرگز عمرمان به آن نمی‌رسد. زندگی آغاز ماجراست...
Feb 14, 2025 02:09AM Add a comment
پیکر فرهاد

Hedie
Hedie is on page 31 of 151 of پیکر فرهاد
دلم می‌خواهد لای آدم‌ها، مثل ورق‌های بازی جوری بُر بخورم که کسی نفهمد چه خالی هستم.
Feb 14, 2025 02:00AM Add a comment
پیکر فرهاد

Hedie
Hedie is on page 9 of 151 of پیکر فرهاد
توی دلم گفتم: عزیزدلم، با نگاهت مرا بدوز. به هرجا که دلت میخواهد بدوز. به زندگی، به مرگ، به عشق، به هرچه دوست داری...
Feb 14, 2025 01:09AM Add a comment
پیکر فرهاد

Hedie
Hedie is on page 175 of 282 of فریدون سه پسر داشت
مثل ستاره پخشمان کرده‌اند توی این صفحه سیاه که هرکداممان جایی برای خودمان سوسو بزنیم که مثلا هستیم. اما نمی‌دانیم در کدام منظومه می‌چرخیم، برای چی می‌چرخیم و چقدر می‌چرخیم.
Feb 09, 2025 08:06AM Add a comment
فریدون سه پسر داشت

Hedie
Hedie is on page 31 of 282 of فریدون سه پسر داشت
ما فرزندان انقلاب نبودیم. ما نان بودیم. نان داغی که لقمه‌ی چپ سران حکومت شدیم. تکه‌پارمان کردند و خوردند و پاشیدند.
انگار که در این خلقت اضافه بودیم. ما را مصرف جامعه‌مان نکردند، ما را اسراف کردند. پخشمان کردند که بر سر سفره‌ی خودمان ننشسته باشیم، که هیچکداممان در ساختن آن مملکت نقش نداشته باشیم. شخصیت و هویتمان را به لجن کشیدند که حتی در اروپای مترقی هم نتوانیم مثل بقیه‌ی مردم زندگی کنیم.
Feb 07, 2025 07:14AM Add a comment
فریدون سه پسر داشت

Hedie
Hedie is on page 29 of 282 of فریدون سه پسر داشت
+ باباجان! چه کار کنم که تو غمگین نباشی؟
Feb 07, 2025 07:12AM Add a comment
فریدون سه پسر داشت

Hedie
Hedie is on page 23 of 282 of فریدون سه پسر داشت
ای مرده‌شور این حال آدم را ببرد که فقط وقتی به زبان مادری حرف می‌زند همه‌ی هستی‌اش می‌آید بالا...
Feb 06, 2025 01:01PM Add a comment
فریدون سه پسر داشت

Hedie
Hedie is on page 316 of 422 of تماماً مخصوص
ميفهمي آقاي دكتر برنارد؟ تو حتا تخيل مرا برنميتابی، تو به‌خاطر خیالپردازی‌ام به من تهمت ميزنی كه مواد مخدر مصرف كرده‌ام، تو فقط بلدی بگویی دو ضرب در دو ميشود چهار،
هنوز نفهميده‌ای كه حاصل ضرب دو با خودش هميشه عدد ثابتي نيست، گاهي گوشه‌های عدد دو سابيده است، گاهی انحنای آن كمي متفاوت است، گاه يك عدد هر چه قد كشيده به دو نرسيده، و گاه از آن بر گذشته...میدانی؟
Jan 23, 2025 12:06PM Add a comment
تماماً مخصوص

Hedie
Hedie is on page 282 of 422 of تماماً مخصوص
آدمهايي كه در خواب مي‌آيند و حرف ميزنند و هستند كجا ميروند؟ بقيه زندگيشان كجاست؟ آيا آنها زنده‌اند و
ما روياي آنها هستيم؟ يا ما زنده‌ايم و در رويای آنها گاهی حضور داريم؟
Jan 23, 2025 10:32AM Add a comment
تماماً مخصوص

Hedie
Hedie is on page 217 of 422 of تماماً مخصوص
بی معرفت! چه‌جوری عواطف و خاطرات را قورت دادی؟ هسته‌ی آلبالو که نبود!
Jan 23, 2025 09:39AM Add a comment
تماماً مخصوص

Hedie
Hedie is on page 206 of 422 of تماماً مخصوص
همه میخواستند چیزی را از بین ببرند. انقلاب نبود انفجار بود. چیزی منفجر شد که ملت ما را تکه پاره کرد. حالا یکی دنبال دستش می‌گردد، یکی چشمش، یکی دنبال پاهاش، و دیگری دنبال بچه‌اش.
Jan 23, 2025 09:11AM Add a comment
تماماً مخصوص

Hedie
Hedie is on page 148 of 422 of تماماً مخصوص
تو بگو چه جوري ازش دل بكنم ميرزا؟ آخر آدم تا مرده‌اش
را خودش به خاك نسپارد هرگز مرگش را باور نميكند.
Jan 23, 2025 08:00AM Add a comment
تماماً مخصوص

Hedie
Hedie is on page 113 of 422 of تماماً مخصوص
از همان اول با حضورش هزار پرسش در ذهنم روشن كرده بود، مثل هزار شمع كه وقتي ميخواستم يكيش را فوت كنم هزارتاي ديگر روشن ميشد. چرا اينقدر قشنگي؟ آنطور كه وقتي آدم نگاهت كند قلبش هري ميريزد. تابه‌حال كسي اين را بهت گفته؟
Jan 22, 2025 03:29PM Add a comment
تماماً مخصوص

Hedie
Hedie is on page 99 of 422 of تماماً مخصوص
ميداني مامان؟ تقدير هميشه در راه است، مثل گلولهاي كه زندگي به سوي خودش شليك ميكند؛ آدم بي آنكه بداند حائـل مـيشـود. وقتـي تقـدير بـر سينه‌اش نشست، آرام ميگيرد. ولي من آرام نميگرفتم.
Jan 22, 2025 03:17PM Add a comment
تماماً مخصوص

Hedie
Hedie is on page 97 of 422 of تماماً مخصوص
ميتوانست باشد، و يك عكس نباشد در قابي روي طاقچه. ميتوانست سنگ قبري بينام نباشد در سينه‌كش لعنت‌آباد كه مامان براي پيدا كردنش هر هفته چقدر چشم بگرداند، چقدر قدمهاش را بشمرد، چقدر نشانه بگذارد،
و آخرش هم دل‌چركين به خانه برگردد كه پيداش نميكنم هيچوقت...
Jan 22, 2025 03:13PM Add a comment
تماماً مخصوص

Hedie
Hedie is on page 26 of 422 of تماماً مخصوص
نميدانستم اگر پري زنده است حالا كجاست. آيا او را كشته بودند و به خاك سپرده بودند كه اينقدر از بوي خاك مست ميشدم؟ دهنم بوي خاك ميداد.

تماما مخصوص
Jan 22, 2025 01:52PM Add a comment
تماماً مخصوص

Hedie
Hedie is finished with ژرمینال
سپاهی سیاه و تشنه‌ی انتقام، در لابه‌لای شیارهای زمین به کندی در کار جوانه‌زدن بودند و برای قرن بعد رشد می‌کردند و به زودی خاک را می‌ترکاندند...
Jan 22, 2025 04:42AM Add a comment
ژرمینال

Hedie
Hedie is on page 179 of 552 of ژرمینال
+میدونین بدی کار اون وقتی است که آدم تو دلش میگه اینه که هست و عوضم نمیشه... آدم وقتی جوونه خیال می‌کنه نوبت خوشبختی هم می‌رسه. دلش پرِ امیده. اما بعد بدبختی رو بدبختی می‌آد. آدم وسط مصیبت گیر میکنه.
Jan 19, 2025 01:07PM Add a comment
ژرمینال

Hedie
Hedie is on page 68 of 552 of ژرمینال
چه توصیفات دقیقی...انگار تو تاریک ترین و مرطوب‌ترین قسمت معدن همراه با کارگرا خستگی ناپذیر جون میکنم...
Jan 19, 2025 10:12AM Add a comment
ژرمینال

Hedie
Hedie is on page 118 of 213 of شهری چون بهشت
بدیش اینه که عشق و هوس وقتی به سراغ آدم می‌آد که آدم باید خودشو بسازه. آدمهایی خوشبختند که عشق به موقع به سراغشون بیاد. یعنی وقتی بیاد که کاری برای خودشان در دنیا کرده باشند. کاش اختراعی می‌کردند که نیروی عشق با جوانی فلج نشه.
Jan 17, 2025 11:02AM Add a comment
شهری چون بهشت

Hedie
Hedie is on page 56 of 213 of شهری چون بهشت
ای خدا این دنیای تو چقدر پر است از دخترکوچولوهای ترسیده‌ی بی‌کس و جوجه‌هایی که زیر دست و پای بزرگترها گم می‌شوند...
Jan 17, 2025 09:37AM Add a comment
شهری چون بهشت

Hedie
Hedie is on page 7 of 213 of شهری چون بهشت
ادبیات گل خاکی است که در آن می‌روید. از خاک مولدش تغذیه می‌کند، از هوا و آفتاب پیرامونش مایه می‌گیرد، رشد می‌کند و می‌بالد. اما ادبیات دوران ما بیشترشان خارهایی بودند در چشم هیات حاکم.
Jan 17, 2025 08:30AM Add a comment
شهری چون بهشت

Hedie
Hedie is on page 137 of 173 of چمدان
همه‌ی ماها وقتی زیر یوغ شکنجه‌ی زندگی افتادیم، مجبور هستیم دست و پا بزنیم، فریاد کنیم و همین وسیله‌ی بروز احساسات ماست، همین لخته‌های خونی است که از جگر ما ریخته می‌شود، همین پاره‌هایی از روح ماست که به این شکل تجلی می‌کند.
Jan 16, 2025 12:40PM Add a comment
چمدان

Hedie
Hedie is on page 26 of 173 of چمدان
+آیا می‌شود که مهر و محبت هم در دنیا اسباب دردسر آدم باشد؟
Jan 16, 2025 06:08AM Add a comment
چمدان

Hedie
Hedie is on page 18 of 248 of گودال پی
انگار کسی یا عده‌ای حس یقین را از ما آدم‌ها بیرون کشیده و برای خود نگه داشته‌اند...
Jan 10, 2025 10:12AM Add a comment
گودال پی

Hedie
Hedie is finished with چرا ادبیات
هیچوقت به فکر رها کردن ادبیات نیفتادم. هیچوقت باور نکردم که چیزی مهم تر از ادبیات وجود دارد.
Jan 05, 2025 11:16AM Add a comment
چرا ادبیات

« previous 1
Follow Hedie's updates via RSS