آنچه را به صورت ظلمت و آشوب و غرش طبلها و نعرههای محکومان زیر تیغه گیوتین پشتسر گذاشته بود بازمیدید و این همه را در ذهن با تصور زلزله و تشنجی عمومی یا خشمی آسمانی مربوط می ساخت.
درِ سنگین خانه، همان خانهی عزیز و آشنایی که هنوز در گوشه خود برجا بود و نردههای بلندش هنوز همانگونه ناهنجار به رنگ سفید نقاشی شده بود، با نالهای متین بر پاشنه چرخید و استبان، سوفیا را روبهروی خود دید و گفت: من از دیار درندگان میآیم!
— Sep 13, 2025 08:25AM
Add a comment