Ahoura.7 > Recent Status Updates

Showing 1-30 of 300
Ahoura.7
Ahoura.7 is on page 25 of 104 of سه برخوانی: اژدهاک، آرش، کارنامه‌ی بندار بیدخش
زمین می‌گوید ای سرافکنده، بر من استوار بایست؛ که لرزشِ بندبندِ تو جانِ مرا می‌لرزانَد. او می‌گوید ای خمیده‌پشت، تو فرزندِ زمینی؛ مَهِل پیش از آن‌که به من بازگردی در دلِ خود، مرگ را دخمه‌ای باشی!
— 59 minutes ago Add a comment
سه برخوانی: اژدهاک، آرش، کارنامه‌ی بندار بیدخش

Ahoura.7
Ahoura.7 is on page 63 of 272 of خاطرات سوگواری
من یا دل‌آزرده‌ام و یا دلواپس
و گه‌گاه در معرض تندبادهای زندگی.
— Oct 06, 2026 07:13PM Add a comment
خاطرات سوگواری

Ahoura.7
Ahoura.7 is on page 54 of 272 of خاطرات سوگواری
اکنون، شجاعت به معنای "میل به زندگی" است و این میل بیش از حد وجود دارد.
— Oct 02, 2026 05:34PM Add a comment
خاطرات سوگواری

Ahoura.7
Ahoura.7 is on page 82 of 115 of طوطی
شاید حق با توست و ما نباید دربارهٔ مسائلی بزرگ‌تر از خودمان سؤال کنیم. باید مثل آن سنجابِ روی درخت دَم را غنیمت بشماریم و از زندگی لذت ببَریم. اما آن‌وقت اگر هم موفق هم بشویم، دیگر هنر، شعر و موسیقی را درنمی‌یابیم. مثل آدم‌های کوکی پیش می‌رویم؛ بدون خاطره، بدون امید، تأسف یا عذاب‌ِوجدان و دلتنگی. دیگر قلبِ ما احساسی در خود ندارد تا کمتر احساسِ تنهایی کنیم.
— Sep 30, 2026 06:15PM Add a comment
طوطی

Ahoura.7
Ahoura.7 is on page 18 of 115 of طوطی
چه چیزِ عجیبی است خاطره: گاه مثل شعبده‌باز از کلاهْ عکس‌هایی فوری را بیرون می‌کشد که خیال می‌کردی تا ابد فراموششان کرده‌ای.
— Sep 18, 2026 06:19PM Add a comment
طوطی

Ahoura.7
Ahoura.7 is on page 31 of 104 of سرود
دریافته‌ایم که ناشناخته‌ها فراوان‌اند و پایانِ جست‌وجوی ما به این عمرها قد نمی‌دهد. ولی ما هم پایانی بر جست‌وجوی خود نمی‌خواهیم. آرزویی نداریم جز اینکه تنها باشیم و بیاموزیم و احساس کنیم هر روز که می‌گذرد دید ما تیزتر از شاهین و روشن‌تر از بلور می‌شود.
— Aug 26, 2026 04:48PM Add a comment
سرود

Ahoura.7
Ahoura.7 is on page 110 of 367 of داستان‌های کوتاه ادگار آلن پو
گوشه‌نشینی، علاقه و احترام را به دنبال می‌آورد. او فردی فرهیخته بود با قدرت حافظه‌ای خارق‌العاده، اما مردم‌گریز و دمدمی، گاه هیجانی و گاه افسرده.
— Aug 11, 2026 04:13AM Add a comment
داستان‌های کوتاه ادگار آلن پو

Ahoura.7
Ahoura.7 is on page 124 of 180 of وضعیت همیشگی
قلبِ پر از خارم را از جا درمی‌آورم و بیرون می‌اندازمش،
تا حد ممکن در عمقِ تاریکی
و قهقهه می‌زنم.
— Jul 26, 2026 08:23PM Add a comment
وضعیت همیشگی

Ahoura.7
Ahoura.7 is on page 48 of 180 of وضعیت همیشگی
تاوانم را پس داده‌ام
در تاریکی مشت‌های پی‌درپی خورده‌ام
رها شده‌ام، تا در کناری بپوسم
ژولیده
و خیس
به ستوه آمده‌ام
— Jul 24, 2026 01:30PM Add a comment
وضعیت همیشگی

Ahoura.7
Ahoura.7 is on page 34 of 180 of وضعیت همیشگی
گاهی اوقات فکر می‌کنم خدایان به عمد مرا
درون آتش هُل می‌دهند
تنها برای اینکه صدای ضجه‌هایم را بشنوند
بشنوند که چند جمله‌ی خوب فریاد می‌زنم
آن‌ها قرار نیست به من اجازه‌ی بازنشستگی بدهند
— Jul 23, 2026 05:43PM Add a comment
وضعیت همیشگی

Ahoura.7
Ahoura.7 is on page 21 of 180 of وضعیت همیشگی
هر صورتِ غریبه‌ای هر روز می‌بینم، زخمی به زخم‌های معده‌ام اضافه می‌شود.
— Jul 23, 2026 04:38PM Add a comment
وضعیت همیشگی

Ahoura.7
Ahoura.7 is on page 138 of 165 of آخرین روز یک محکوم و کلود ولگرد
خیره‌سریِ بدون هوش و ذکاوت حماقتی است که با جهل مرکب پیوند دارد و درواقع دنبالهٔ آن محسوب می‌شود،
— Jul 15, 2026 03:38PM Add a comment
آخرین روز یک محکوم و کلود ولگرد

Ahoura.7
Ahoura.7 is on page 59 of 165 of آخرین روز یک محکوم و کلود ولگرد
در اطرافِ من همه‌چیز بند و زندان است و من زندان را به اَشکال مختلف، گاهی به‌صورت انسان و گاهی به‌شکل نرده‌های آهنین و زمانی نیز به‌صورت قفل‌وکلون در جوار خود می‌بینم.
— Jul 07, 2026 08:43AM Add a comment
آخرین روز یک محکوم و کلود ولگرد

Ahoura.7
Ahoura.7 is on page 116 of 264 of سه قطره خون
کسی کتاب‌دار هست که بتونه کتابِ "توتالیتاریسم و طرفدارن آن" نشر پارسه رو اد کنه؟
— May 22, 2026 05:32AM Add a comment
سه قطره خون

Ahoura.7
Ahoura.7 is on page 87 of 272 of شب هرگز کاراکاس را ترک نخواهد کرد
انرژی خطرناکی درونمان را به هم ریخته بود. می‌خواستیم کسانی را که سرکوبمان می‌کردند دار بزنیم
— Feb 25, 2026 05:33PM Add a comment
شب هرگز کاراکاس را ترک نخواهد کرد

Ahoura.7
Ahoura.7 is on page 79 of 121 of فلاکت روزمره
همه‌چیز ممنوع بود. زندگیِ روزمره بدون فساد ممکن نبود. خودِ دولت فساد را یکی از اصول کسب‌وکار کرده بود و در مقابلش دست روی دست می‌گذاشت، مگر این‌که پلیس مخفی به دستاویزی برای اخاذی نیاز داشت. در هر صورت، تو مالِ دولت بودی. داراییِ بی‌چون‌وچرای دولت. هر کسی هم که زیر بار این وضعیت نمی‌رفت، دشمنِ دولت بود.
— Dec 24, 2025 12:05PM Add a comment
فلاکت روزمره

Ahoura.7
Ahoura.7 is on page 133 of 166 of زوال بشری
ایرانیانِ قدیم می‌گفتند:

"پُر کن قدح
تا بر دلِ غمگین و خسته‌ام
امید آرَد
آن پیاله‌ای که مستی زاید."

پ.ن مترجم: بنا بر ترجمهٔ انگلیسی، اشاره به بیت دوم رباعی ١٣ [خیام] دارد:

رو با خبرا تو آبِ انگور گُزین
کان بی‌خبران به غوره مِیْویز شدند
— Dec 17, 2025 06:58AM Add a comment
زوال بشری

Ahoura.7
Ahoura.7 is on page 55 of 121 of فلاکت روزمره
همه‌جا پر از جاسوس بود، پر از آدم‌هایی که ترس در دلِ دیگران می‌انداختند و مردمی که با پیش‌دستی‌شان در فرمانبرداری، دست‌آموزِ ترس شده بودند.
— Dec 17, 2025 06:53AM Add a comment
فلاکت روزمره

Ahoura.7
Ahoura.7 is on page 33 of 121 of فلاکت روزمره
مدت‌ها بود می‌دانستم ترسی که حکومت از مرگ در دلت می‌اندازد چگونه زیرِ پوستت می‌خزد. مدت‌ها بود دشمن حکومت بودم، در معرضِ شکار. اما هیچ‌کدام از بستگانم یک‌بار هم از من نپرسید که آیا از فروپاشیدن می‌ترسم یا نه. با این‌که خودشان هم زخم‌هایی قدیمی داشتند، نمی‌دیدند که من هر روز ویرانی را بر پوستم حس می‌کنم.
— Dec 13, 2025 12:04PM Add a comment
فلاکت روزمره

Ahoura.7
Ahoura.7 is on page 99 of 166 of زوال بشری
بزدل‌ها حتی از خوشبختی هم می‌ترسند. از پنبه هم زخم می‌خورند. از خوشبختی هم جراحت می‌بینند. پس قبل از اینکه زخمی شوند، عجله می‌کنند تا زودتر از آن وضعیت بگریزند و خود را با دلقک‌بازیِ معمول استتار کنند.
— Dec 09, 2025 04:57AM Add a comment
زوال بشری

Ahoura.7
Ahoura.7 is on page 51 of 166 of زوال بشری
گاهی فکر می‌کنم اگر انباشتِ مصیبت و بدبختی برای من ده‌تا باشد و یکی از این ده‌تا بر دوشِ یکی از همین آدم‌های دوروبَرم بیفتد، آیا همین یکی به اندازهٔ کافی زندگیِ آنها را تباه نخواهد کرد؟ نمی‌دانم. جنسِ درد و نوع و مقدارِ رنج و سختیِ دیگران چیزی است که نمی‌شود برآوردش کرد.
— Dec 05, 2025 02:30PM Add a comment
زوال بشری

Ahoura.7
Ahoura.7 is on page 90 of 152 of رقص‌های جنگ
یک شاعر در جایی گفته است: «درد هیچ‌گاه به درد اضافه نمی‌شود بلکه چند برابر می‌شود.»
— Nov 04, 2025 08:40AM Add a comment
رقص‌های جنگ

Ahoura.7
Ahoura.7 is on page 32 of 152 of رقص‌های جنگ
«چرا شاعران بر این باورند
که جهان را می‌توانند عوض کنند؟
من اگر همت کنم
یک زندگی را فقط نجات خواهم داد
مال خودم را.» ص۱۲

«آدمی که قرار است وحشت‌زده شود باید تمامیِ حس‌هایش را نسبت به زمان و مکان از دست بدهد.» ص۱۷

«آدم وقتی آن‌همه مدت تنها باشد خواه‌ناخواه به تفکر می‌پردازد و وقتی هم که فکر کند، تئوری می‌بافد و نظریه‌پردازی می‌کند تا به حسابِ خودش جهان را تفسیر کند.» ص۲۶
— Oct 30, 2025 09:31AM Add a comment
رقص‌های جنگ

« previous 1 3 4 5 6 7 8 9 10
Follow Ahoura.7's updates via RSS