Biblio Bat > Recent Status Updates

Showing 1-30 of 1,553
Biblio Bat
Biblio Bat is on page 68 of 209 of شهر و خانه
در پیانورا می‌مانم، چیزی در اتاق کوچکم می‌خورم. به رختخواب می‌روم و کتاب می‌خوانم. در این دوره عاشق تنهایی هستم. تنهایی به درد همه نمی‌خورد. به درد تو هم نمی‌خورد زیرا به چیزهایی فکر می‌کنی که نه در آسمان هست، نه در زمین. من برعکس، تنهایی، هم به دردم می‌خورد و هم دوستش دارم
— Oct 13, 2026 08:39AM Add a comment
شهر و خانه

Biblio Bat
Biblio Bat is on page 37 of 389 of ویس و رامین
زهی رامین نکو تدبیر کردی

که چون ویسه یکی نخچیر کردی

زهی رامین به کام دل همی ناز

که داری کام دل را نیک انباز

زهی رامین که در باغ بهشتی

همیشه با گل اردبهشتی

زهی رامین که جفت آفتابی

به فَرّش هر چه تو خواهی بیابی
— Oct 04, 2026 02:50PM Add a comment
ویس و رامین

Biblio Bat
Biblio Bat is on page 37 of 389 of ویس و رامین
خوشا ویسا نشسته پیش رامین

چنان کبگ دری در پیش شاهین

خوشا ویسا نشسته جام بر دست

هم از باده هم از خوبی شده مست

خوشا ویسا به کام دل نشسته

امید اندر دل موبد شکسته

خوشا ویسا به خنده لب گشاده

لب آنگه بر لب رامین نهاده

خوشا ویسا به مستی پیش رامین

ز عشقش کیش همچون کیش رامین
— Oct 04, 2026 02:50PM Add a comment
ویس و رامین

Biblio Bat
Biblio Bat is on page 48 of 392 of Want: Sexual Fantasies by Anonymous
Far too often, sex is seen as the privilege of the able-bodied
— Oct 04, 2026 02:47PM Add a comment
Want: Sexual Fantasies by Anonymous

Biblio Bat
Biblio Bat is on page 27 of 392 of Want: Sexual Fantasies by Anonymous
He’s my best friend. We hold hands walking down the street, but in bed we face apart. Not from anger, but from tiredness. From contentment. Resignation. I’m resigned to a life of contentment. A happy life. No desires. Just conformity. Maybe being married to your best friend isn’t all that bad.
— Oct 03, 2026 03:20PM Add a comment
Want: Sexual Fantasies by Anonymous

Biblio Bat
Biblio Bat is on page 26 of 392 of Want: Sexual Fantasies by Anonymous
Would I be bold enough to let her explore my body as I in turn explored hers? Would I be brave enough to share her with my children? I’m not brave enough now. I’m not brave enough to leave my husband. I’ll never leave him.
— Oct 03, 2026 03:19PM Add a comment
Want: Sexual Fantasies by Anonymous

Biblio Bat
Biblio Bat is on page 26 of 392 of Want: Sexual Fantasies by Anonymous
Now I see her only on Instagram. Or when I look in the bathroom mirror. I see her standing behind me. I see her holding my vibrator and I imagine my husband is dead. And I wonder if I’d be brave enough to let her work her way round my body. If I’d let her long hair tickle my breasts, if her ​petite chest would fit into my voluptuous one. Would I be brave enough to kiss her?
— Oct 03, 2026 03:18PM Add a comment
Want: Sexual Fantasies by Anonymous

Biblio Bat
Biblio Bat is on page 26 of 392 of Want: Sexual Fantasies by Anonymous
I’m happily married. I think. My husband is a great guy. He’s kind. He’s easy to get on with. We have common interests. He’s a great dad. He respects me. He works hard. He supports me financially. He’s my best friend. And being married to your best friend is the best thing in the world. But sometimes I wonder how my life would be if he died.
— Oct 03, 2026 03:10PM Add a comment
Want: Sexual Fantasies by Anonymous

Biblio Bat
Biblio Bat is on page 24 of 209 of شهر و خانه
یعنی چه که دیگر بیست و پنج ساله است؟ آدم در سن بیست و پنج سالگی هم می‌تواند از دوری پدر و مادرش رنج ببرد. حتی کسی هم که میل دارد از آنها دور باشد وقتی که پدر و مادر در پشت سرش بدوند قلباً خوشحال می‌شود.
— Oct 01, 2026 02:24AM Add a comment
شهر و خانه

Biblio Bat
Biblio Bat is on page 82 of 122 of دیوان سومنات
اولین بار که مرا کشتی به چشمانت نگاه کردم، داشتم فکر می‌کردم چقدر زیبا هستند، که مردم، در همه‌ی مدت مرگ به زیبایی چشمانت فکر می‌کردم، کاش حکم را پاره می‌کردی.
— Sep 28, 2026 02:32AM Add a comment
دیوان سومنات

Biblio Bat
Biblio Bat is on page 81 of 122 of دیوان سومنات
سخنرانی که روی سقف فورد می‌ایستد، فریاد می‌زند: ما هنوز در حال قربانی دادن هستیم، در خفا به ما شلیک می‌شود و خون ما به کرات بر زمین ریخته می‌شود، من از شما می‌پرسم که کی نظامات برقرار می‌شود؟
— Sep 28, 2026 02:29AM Add a comment
دیوان سومنات

Biblio Bat
Biblio Bat is on page 73 of 122 of دیوان سومنات
مأمور حادثه را نمی‌دید، مأمور نمی‌دید که نگاه‌هایمان مثل دو نیلوفر در هم می‌پیچد، فقط شکل ساده فعلی را می‌دید و نمی‌دید که ما...
— Sep 27, 2026 10:44AM Add a comment
دیوان سومنات

Biblio Bat
Biblio Bat is on page 51 of 140 of زنان بدون مردان
فکر کرد، "خوب چه بکنم؟ چه بکنم با این آگاهی‌های کوچک؟ چگونه از آنها عبور کنم؟"
فرخ لقا از خواب بیدار شده بود و با ربدوشامبر پشمی مقابل عمارت ایستاده بود.
.
.
.
می‌دانست که فرخ لقا می‌خواهد آنها بروند. گفت:
ببینید، به نظر شما من با این دانسته‌های کوچک چه باید بکنم؟
کدام دانسته‌ها؟
همین دانسته‌های کوچک. مثلاً شما می‌خواهید ما برویم. چرا من باید این را بدانم؟
— Sep 24, 2026 02:40AM Add a comment
زنان بدون مردان

Biblio Bat
Biblio Bat is on page 51 of 140 of زنان بدون مردان
مقام فقر را در نیافته و بنابراین هرگز دارنده و دارا نبوده است. کرم خاکی را دوست نداشته، در برابر برگ خشکیده تواضع نکرده، به صدای چلچله نماز نخوانده، از کوه بالا نرفته، سحرگاه را ندیده، هرگز شب تا صبح به دب اکبر خیره نمانده، خاک و شن را یکسان دیده اما میان آسمان و زمین فرق گذاشته است، از این روی آسمان‌های زمین را ندیده است و زمین‌های آسمان را ندیده است. دید میل پوسیدن دارد، که پوسیده است.
— Sep 24, 2026 02:38AM Add a comment
زنان بدون مردان

Biblio Bat
Biblio Bat is on page 51 of 140 of زنان بدون مردان
آن جا، در بیابان‌های کرج شهوت افسار گسیخته را شناخته بود. بدبختی پیش از شناختن، شهوت را می‌دانست. اشکال این بود که همه چیز را می‌دانست، در حد ذهنی که باروری را از ترس پس رانده، وحشت را چاشنی اندیشه کرده، از تجربه ترسیده، از بد نامی، از حقیر شدن. میل کرده تا میان مردم متوسط بماند، بی آن که از راز متوسط بودن به درستی آگاه باشد.
— Sep 24, 2026 02:37AM Add a comment
زنان بدون مردان

Biblio Bat
Biblio Bat is on page 50 of 140 of زنان بدون مردان
تا حیرت رفته بود. اما عشق، اقیانوس اقیانوس دور بود. دور بود و نزدیک و می‌دانست اگر بتواند با سر انگشتش با صداقت پوست زیر درخت را لمس کند عشق می‌آید. اما همیشه، همیشه پیش از لمس کردن حس زبری درخت می‌آمد. همیشه زبری درخت را می‌دانست، همیشه رذالت را در مردم می‌دانست. خود عاری از رذالت بود اما رذالت را می‌دانست. یاد نگرفته بود، می‌دانست.
— Sep 24, 2026 02:37AM Add a comment
زنان بدون مردان

Biblio Bat
Biblio Bat is on page 50 of 140 of زنان بدون مردان
حس درخت شدن در او نبود، البته طبیعتش درختی نبود. زاینده هم نبود. می‌دانست در خودش پوسیده است. در انتظار پوسیده بود، تجربه نکرده بود.
— Sep 24, 2026 02:36AM Add a comment
زنان بدون مردان

Biblio Bat
Biblio Bat is on page 50 of 140 of زنان بدون مردان
حس درخت شدن در او نبود، البته طبیعتش درختی نبود. زاینده هم نبود. می‌دانست در خودش پوسیده است. در انتظار پوسیده بود، تجربه نکرده بود. می‌دانست. خود عاری از رذالت بود اما رذالت را می‌دانست. یاد نگرفته بود، می‌دانست.
— Sep 24, 2026 02:35AM Add a comment
زنان بدون مردان

Biblio Bat
Biblio Bat is on page 50 of 140 of زنان بدون مردان
مونس از میان درختان خشک به سوی عمارت به راه افتاد. دو بار مرده بود. دیگر هیچ چیز به نظرش عجیب نمی‌آمد. جایی در میانه‌ی راه سرش را به درختی تکیه داد. گفت:
من به کمک احتیاج دارم.
در دلش به فاحشه غبطه می‌خورد. فاحشه بسیار آسان برده بود. نور شدن برای او گویا کاری بود به راحتی خندیدن. مونس راز را نمی‌دانست، پرسید:
چه کنم که نور بشوم؟
جوابی نمی‌رسید.
— Sep 24, 2026 02:33AM Add a comment
زنان بدون مردان

Biblio Bat
Biblio Bat is on page 44 of 140 of زنان بدون مردان
بدبختانه هنوز دوره‌ای نیست که زن تنها سفر برود. یا باید نامریی بشود، یا باید چشمش کور در خانه بماند. اما بدبختی من دیگر نمی‌توانم درخانه بمانم، با این حال چون زن هستم بالاخره باید در خانه بمانم منتهی شاید بشود یک مقداری جلو بروم، بعد بچپم توی یک خانه، دوباره مقداری بروم باز بچپم توی یک خانه دیگر. همینطوری شاید بتوانم به سبک لاکپشت دنیا را گشت بزنم. این است که با کمال میل دعوت شما را قبول می‌کنیم
— Sep 24, 2026 01:38AM Add a comment
زنان بدون مردان

Biblio Bat
Biblio Bat is on page 131 of 240 of زمانی که یک اثر هنری بودم
پس سعی می‌کند تا نقدهای همه‌جانبه‌ای را ایجاد کند و چون آدم‌های کودن فکر می‌کنند که هر چیز مدرن، لاجرم چیزی انقلابی است، پس گسستن از گذشته، شروع دوران جدیدی را می‌طلبد، پس همه فکر می‌کنند که او در دنیای هنر بمب منفجر کرده و از این‌که قشقرقی به پا کرده و هیاهویی به‌راه انداخته راضی می‌شود.
— Sep 20, 2026 02:39AM Add a comment
زمانی که یک اثر هنری بودم

Biblio Bat
Biblio Bat is on page 131 of 240 of زمانی که یک اثر هنری بودم
مردم فکر می‌کنند چیزی که درباره‌ی آن حرف زده شود، آن چیز بی‌شک مهم است و او هم سعی می‌کند تا دیگران را وادار کند درباره‌اش حرف بزنند که این توهم به‌وجود آید که او آدم مهمی است و چون امکان دارد منتقد عجول، کیفیت اثر را با کمیت نقدی که درباره‌ی آن می‌شود بسنجد.
— Sep 20, 2026 02:39AM Add a comment
زمانی که یک اثر هنری بودم

Biblio Bat
Biblio Bat is on page 99 of 240 of زمانی که یک اثر هنری بودم
می‌توان گفت که آگاهی قلم‌موی چسبناک سربه‌راهی نیست که بر واقعیت کشیده شود. تنها وجود سوم ماست که به ما اجازه می‌دهد در سرنوشتمان دخالت کنیم. به ما یک تئاتر، یک صحنه و طرفدارانی می‌دهد. ما دریافت‌ها و ادراکات دیگران را برمی‌انگیزیم، آن‌ها را انکار می‌کنیم و اراده می‌کنیم، حتی اگر شایستگی‌های اندکی داشته باشیم. آنچه دیگران می‌گویند، به وجود ما بستگی دارد. اگر ما نباشیم، آن‌ها چیزی ندارند که بگویند مثل مورد تو.
— Sep 20, 2026 02:36AM Add a comment
زمانی که یک اثر هنری بودم

Biblio Bat
Biblio Bat is on page 99 of 240 of زمانی که یک اثر هنری بودم
هر کدام ما سه موجودیم.یک وجود شیئی داریم که همان جسم ماست، یک وجود روحی که همان آگاهی ما و یک وجود کلامی یعنی همان چیزی که دیگران درباره‌ ما میگویند. وجود اول یعنی جسم،خارج از اختیار ماست.این ما نیستیم که انتخاب میکنیم قدکوتاه باشیم یا گوژپشت. بزرگ شویم یا نه، پیر شویم یا نشویم، مرگ و زندگی ما در دست خود ما نیست. وجود دوم که آگاهی ماست،خیلی فریبنده و گول‌زننده است: یعنی ما فقط از آن چیزهایی که وجود دارند، آگاهی داریم
— Sep 20, 2026 02:35AM Add a comment
زمانی که یک اثر هنری بودم

Biblio Bat
Biblio Bat is on page 96 of 240 of زمانی که یک اثر هنری بودم
برده می‌خواهد که آزاد باشد؛ نه، من می‌خواهم تو چیزی کمتر از یک برده باشی. اجتماع ما طوری سازمان‌دهی شده است که اگر در آن یک شیء باشی، خیلی خیلی بهتر است تا موجودی آگاه. می‌خواهم که تو شیئی باشی از آن من. این‌طوری خوشبخت می‌شوی و در اوج خوشی از خود بیخود می‌شوی.
· نمی‌دانم! یعنی حق با شماست؟
· همیشه حق با من است.
— Sep 20, 2026 02:30AM Add a comment
زمانی که یک اثر هنری بودم

Biblio Bat
Biblio Bat is on page 96 of 240 of زمانی که یک اثر هنری بودم
وقتی با تو برخورد کردم، از چه چیزی رنج می‌بردی؟ از داشتن آگاهی. برای این که دیگر رنج نبری، به تو پیشنهاد می‌کنم که به یک شیء تبدیل شوی، کاملاً یک شیء، و در همه‌ی موارد از من اطاعت کنی. خودت را منسوخ کن. فکر و اندیشه‌ی من باید جانشین فکر و اندیشه‌ی تو باشد.

این یعنی می‌خواهید من برده‌ی شما باشم

نه بیچاره! برده خیلی بالاتر از شیء است. برده آگاهی دارد.
— Sep 20, 2026 02:30AM Add a comment
زمانی که یک اثر هنری بودم

Biblio Bat
Biblio Bat is on page 511 of 530 of ذن و فن نگاهداشت موتورسیکلت
صفحه کم آوردم چون نسخه‌ی نشر رایبد صفحاتش بیشتره:))))

555.
تصمیم گرفت بازی کوچکی با فایدروس بکند و از او پرسید دربارهٔ آشپزی چه فکری می‌کند. سقراط به گرگیاس نشان داد که خطابه و آشپزی شاخه‌هایی از دلالی محبت یا قوادی‌اند زیرا به احساسات به‌جای دانش حقیقی متوسل می‌شوند.
در پاسخ به پرسش استاد، فایدروس همان پاسخ سقراط را می‌دهد که آشپزی دلالی محبت است.
— Sep 10, 2026 03:13AM Add a comment
ذن و فن نگاهداشت موتورسیکلت

Biblio Bat
Biblio Bat is on page 511 of 530 of ذن و فن نگاهداشت موتورسیکلت
کیفیت روش نیست؛ هدفی است که روش به سمت آن معطوف است
— Sep 10, 2026 01:45AM Add a comment
ذن و فن نگاهداشت موتورسیکلت

Biblio Bat
Biblio Bat is on page 474 of 530 of ذن و فن نگاهداشت موتورسیکلت
خیلی زود ضربه‌هایی از یک واقعیت کوچک دریافت می‌کند و فکری است درباره اینکه آیا به آن واقعیت توجه دارد یا نه. او باید تلاش کند این واقعیت را نه از نظر مشکل بزرگ بلکه به‌خاطر خودش درک کند. آن مشکل شاید به اندازه تصور او بزرگ نباشد. آن واقعیت نیز شاید به اندازه تصور او کوچک نباشد. این تقریباً همه اطلاعات کلی است که می‌توانید به میمون بدهید.
— Sep 06, 2026 12:27PM Add a comment
ذن و فن نگاهداشت موتورسیکلت

Biblio Bat
Biblio Bat is on page 474 of 530 of ذن و فن نگاهداشت موتورسیکلت
یک واقعیت وجود دارد که میمون باید بداند؛ اینکه اگر مشتش را باز کند، آزاد است. اما او چه‌طور این واقعیت را کشف خواهد کرد؟ با رفع انعطاف‌ناپذیری ارزش مبتنی بر اولویت برنج بر آزادی. چه‌طور باید این کار را بکند؟ خب، می‌توان باید به شکلی سعی کند عامدانه دست از تلاش بکشد و برگردد به جایی که قبل‌تر بود و ببیند آیا چیزهای مهم در نظر او واقعاً مهم بودند و خب، از تکان‌های شدید دست بردارد و فقط برای مدتی به نارگیل خیره شود.
— Sep 06, 2026 12:26PM Add a comment
ذن و فن نگاهداشت موتورسیکلت

« previous 1 3 4 5 6 7 8 9 … 51 52
Follow Biblio Bat's updates via RSS