Kimia > Recent Status Updates

Showing 1-30 of 53
Kimia
Kimia is 50% done with از رنجی که می‌بریم
و چه انتخاب مناسبی برای روز جهانی کارگر.
آه از رنج آن سینه‌هایی که در تونل‌های درازِ تاریک محکوم به استنشاق هوای اسارت و بردگی بودن (و هستن).
May 01, 2021 11:12AM Add a comment
از رنجی که می‌بریم

Kimia
Kimia is on page 50 of 101 of در بندر آبی چشمانت
خدایا چه بر سر تخیل و نازک‌طبعی من اومده
چرا هیچ حسی موقع خوندن این اشعار در من بیدار نمی‌شه؟
سراسر مدت پوکرفیسم :|
به گمانم منطق تمام ذهنم رو اشغال کرده و قدرت تخیلم رو برای همیشه از دست دادم.
Apr 25, 2021 02:23PM Add a comment
در بندر آبی چشمانت

Kimia
Kimia is on page 420 of 430 of آواز کشتگان
خواستم از کتاب چند نقل قول بیارم که دیدم نمی‌شه؛ چون مثل قطعه‌ی پازلی که از مجموعه جدا می‌شه سردرگمه و ناقص. در نتیجه به گفتن این اکتفا می‌کنم که اگر می‌خواید تکرار تاریخ، تکرار استبداد و چهره‌ی همیشه آشنای جلاد رو در زیباترین(!) شکل بیانش ببینید این رمان رو بخونید.
از اسم خیابون‌های اون موقع هم فقط وصال عوض نشده ظاهراً :))
Apr 24, 2021 02:29PM Add a comment
آواز کشتگان

Kimia
Kimia is 45% done with آواز کشتگان
پیش از این کتاب روزگار دوزخی آقای ایاز رو از جناب براهنی خونده بودم؛ این کتاب به نسبت نثر ساده‌تری داره و سریع‌تر جلو می‌ره. کمتر شگفت‌زده و غافلگیر می‌کنه اما خسته‌کننده هم نیست.
هنوزم برام سخته تصور اون همه خفقانی که توی اون‌ سال‌ها حاکم بوده (گرچه الان هم اگه محدودیت‌ها بیشتر از اون موقع نباشه کمتر نیست).
و چه خوب به تصویر می‌کشه زندگی یه فرد سیاسی رو که تا ابد باید توی زندان باشه توی زندان قضاوت‌ها و نگاه‌‌ها.
Apr 23, 2021 02:42PM Add a comment
آواز کشتگان

Kimia
Kimia is on page 200 of 310 of سووشون
اگرچه حرف‌هایی که بعضاً توی کتاب گفته شده گل‌درشت جلوه می‌کنه و کلیشه‌ای و شعارزده به‌نظر می‌رسه و اگرچه شخصیت زری خیلی منفعله و تا حدی روی اعصابه ولی با وجود همه‌ی این‌ها تجربه‌ی خوبیه خوندن این داستان و دوستش دارم در کل.
Apr 17, 2021 11:19AM Add a comment
سووشون

Kimia
Kimia is on page 50 of 310 of سووشون
این رمان به معنای واقعی یه کتاب تاریخه؛ منتها با چاشنی ادبیات. توصیف‌ها در نهایت ظرافت‌ان و موشکافانه.
برای من که اطلاعات چندانی از وضعیت روزهای جنگ جهانی در ایران نداشتم، توضیحاتی که کتاب می‌ده بسیار جالبه.
شخصیت یوسف من رو یاد زار محمد تنگسیر میندازه کسی که حتی اگه تنهای تنها هم باشه حاضر نیست دست از مبارزه با بی‌عدالتی، ظلم و استعمار برداره.
Apr 16, 2021 10:19AM Add a comment
سووشون

Kimia
Kimia is 50% done with مرگ یزدگرد: نمایشنامه
|آسیابان: من گفتم ای پادشاه، ای سردار پایت شکسته باد که به پای خود آمدی.
پاسخ این رنج‌های سالیان من با کیست؟
من هر روز زندگی‌ام به شما باژ داده‌ام.
من سواران تو رو سیر کرده‌ام.
اکنون که دشمنان می‌رسند تو باید بگریزی و مرا که سال‌ها دست بستی دست بسته بگذاری؟
مرا که دیگر نه دانش جنگ دارم و نه تاب نبرد.|

بهرام جان بیضایی شما چه می‌کنی با دل ما؟!
امان از این قلم جادویی، امان.
Apr 14, 2021 03:21AM Add a comment
مرگ یزدگرد: نمایشنامه

Kimia
Kimia is on page 140 of 200 of سه قطره خون
تا به اینجا داستان چنگال رو تموم کردم. تمِ مرگ، ناکامی، خیانت توی همه‌ی داستان‌ها تکرار می‌شه.
جناب هدایت آرزو به دل موندیم نمی‌شه بالاخره یکی از این آدما به کامِ دلش برسه؟
Apr 11, 2021 02:01PM Add a comment
سه قطره خون

Kimia
Kimia is on page 220 of 612 of داستان یک شهر
کشش داستان به نسبت رمان همسایه‌ها خیلی کمتره و یه‌جاهایی توصیفات حوصله‌سر‌بر می‌شه و همش منتظری که یه اتفاق خاصی بیفته ولی آخرش هیچی به هیچی.
توصیفات به حدی دقیق و جزئی و گویا هستن که بی‌هدفی، رخوت و انفعال شخصیت اول داستان رو قشنگ با پوست و خونت حس می‌کنی.
از متن کتاب:
|راه می‌افتم و به دیوارها نگاه می‌کنم. با ناخن و با خون رو دیوارها چیزهایی نوشته شده است. "سکوت، مقاومت، انکار".|
Apr 03, 2021 02:37PM Add a comment
داستان یک شهر

Kimia
Kimia is on page 18 of 156 of باغ آینه
"خود نه از امید رستم
نی ز غم،
وین میان
خوش
دست و پایی
می‌زنم."
کتاب رو باز کردم و با این مواجه شدم، عجب جمله‌ای نه؟
معلومه که قراره تجربه‌ی بی‌نظیری باشه خوندش
بریم ببینیم چی می‌شه :)
Nov 22, 2020 09:12AM Add a comment
باغ آینه

Kimia
Kimia is on page 50 of 272 of ۱۹۸۴
Feb 03, 2020 12:49PM Add a comment
۱۹۸۴

« previous 1
Follow Kimia's updates via RSS