نوزاد را به من نشان دادند. دختر بود ؛ناتاشنکا. با صدای بلند گفتم :"پدرت این اسم رو روت گذاشته." بچه به نظر سالم بود؛ دست ها و پاهایش. اما سیروز کبدی داشت. کبدش بیست و هشت رونتگن تشعشع داشت و مبتلا به نارسایی قلبی مادرزادی هم بود. چهار ساعت بعد به من گفتند که بچه ام مرده است. و باز هم این جمله :"نمیتوانیم جسد را به تو بدهیم." "منظورتون چیه که نمیتونیم اون رو بدیمش به تو؟ این منم که اون رو به شما نمی دم! می خواهید
— May 08, 2019 05:13AM
Add a comment