Mehrdad’s Reviews > بیچارگان > Status Update
Mehrdad
is on page 103 of 207
آخ که چقدر نامه نوشتن رو دوست دارم.
همیشه تو ذهنم همچین زندگیای رو تصور میکردم که ظهر شده، نشستم پشت میزم تو اتاقم، با یه چایی کنار دستم. یهو پیشکارم میاد داخل. یه خروار نامه میذاره جلوم رو میز از جاها و آدمای مختلف.
حالا من باید همهٔ اینارو جواب بدم.
— Nov 26, 2025 08:41AM
همیشه تو ذهنم همچین زندگیای رو تصور میکردم که ظهر شده، نشستم پشت میزم تو اتاقم، با یه چایی کنار دستم. یهو پیشکارم میاد داخل. یه خروار نامه میذاره جلوم رو میز از جاها و آدمای مختلف.
حالا من باید همهٔ اینارو جواب بدم.
51 likes · Like flag
Comments Showing 1-28 of 28 (28 new)
date
newest »
newest »
message 1:
by
Amirreza.M.1
(new)
Nov 26, 2025 09:42PM
بهترین فانتزیه واقعا.
reply
|
flag
@گیتیعه گیتی، اصلا بدون چایی، زندگیو میذارم برا بقیه. راستی به مامکم گفتنش عادت کردم و الآن دلم میخواد فقط بهش بگه مامکم.
@مهرداددیدی چه قندعسله این دیووشکین؟ مرد چهل ساله و این همه عشق و محبت؟ 😭
ببین کتاب خوندن با آدمی چهها که نمیکنه. دغدغه کتاب خوندن توی اون وضعیت روسیه خیلی حرفهها مهرداد، خیلی حرفه.
@گیتیعاشق تفاوت سلیقههای کتاب خوندنشونم. واروارا برگشته میگه ماکار آلکسیویچ واقعا فکر نمیکردم از این کتاب ها بخوانید. همهاش مزخرف است. کتابتان را پس میفرستم
@مهردادتازه دیووشکین با حوصله بسیااار بر میگرده میگه عزیزکم، کبوترکم بنا بر فلان دلیل و بهمان دلیل کتاب خوبیه. براش توضیح میده ولی عقیده خودش رو تحمیل نمیکنه.
جفتشون بیاندازه انسانهای بالغی هستن.
شخصیت های روسی قرن نوزدهمی یکم ناز و ادا دارن. اول تعریف میکنن، بعد زندگیشونو مقایسه و مرحله بعدی تخریب فرد مدنظر. بهش میرسی حالا. از کتابهای راتازیایف میرسه به وضعیت اقتصادی نابسامان روسیه.
درود بر مهرداد عزیزم که سلیقهش به من خیلی نزدیکههم بینوایان دوست داریم
هم این کتاب عالیجناب رو
هم نامه نوشتن رو
یه شخصیت پدر پیر داره و اون صحنهای که کتاب ها سقوط میکنن و پیرمرد کتاب ها رو میذاره توو جیبش. بعد از خوانشش تضمین میدم هرگز این صحنه رو فراموش نکنی
همونطور که من هنوز که هنوزه پایان جان شیفته رو فراموش نکردم
کم پیدا هم شدی
فکر نکن حواسم نیست😁
درود بر مهرداد عزیزم که سلیقهش به من خیلی نزدیکههم بینوایان دوست داریم
هم این کتاب عالیجناب رو
هم نامه نوشتن رو
یه شخصیت پدر پیر داره و اون صحنهای که کتاب ها سقوط میکنن و پیرمرد کتاب ها رو میذاره توو جیبش. بعد از خوانشش تضمین میدم هرگز این صحنه رو فراموش نکنی
همونطور که من هنوز که هنوزه پایان جان شیفته رو فراموش نکردم
کم پیدا هم شدی
فکر نکن حواسم نیست😁
@Ali قربون محبتت علی جون. اوج زمان شلوغی کار ماست دیگه، امتحانا نزدیکه و درسا عقب. باید هرجور شده بچهها رو به بودجهبندی برسونیم. البته که فیلتر شدن این گودریدز بینوا هم بیتاثیر نیست. خلاصه که لطف داری و ممنونم از احوالپرسیت. آره پدر اون معلم سرخونهٔ وارنکا و واقعا تا الآن، صحنهای بوده که با تک تک جزئیات تو ذهنم مونده. انصافاً صدای خانم محبوب هم نشسته رو وارنکا و تو تثبیت این قضیه بیتاثیر نبوده.
@Mehrdadفدای تو بشم رفیق جان
توو سری دوم برنامه هفت هفته هفت نمایشنامه جات خالیه
لینک رو میفرستم پی ویت دوست داشتی خوشحال میشم اضافه شی بهمون🙏💚
@Niloofarهر دو نوعش میتونه جذاب باشه. چه نامه به آدم غریبه و چه آشنا. ته دل منم به سمت نامه به غریبه سنگینی میکنه. کسی که هیچ تصویری ازش تو ذهنت نباشه و هر شناختی که حاصل میشه، از این نامهها باشه.






