Mohammadreza’s Reviews > سعادت زناشویی > Status Update
Mohammadreza
is on page 46 of 135
«
آخر چرا او همان را که در دلم است احساس نمیکند؟ چرا همه جوان نیستند، چرا همه طعم کامروایی را نمیچشند؟ چرا همه مثل من این شب و مثل من و او خوشبخت نیستند؟
»
پ.ن: رسیدن به این حس چه تنها و چه با کسی واقعا حس سرخوشی عمیقی هست همراه با نوعدوستی. حال اونکه در این مورد بیشتر بحث عاشقی بوده در حالی که سوای اون هم ممکنه پیش بیاد.
— Dec 04, 2025 10:15AM
آخر چرا او همان را که در دلم است احساس نمیکند؟ چرا همه جوان نیستند، چرا همه طعم کامروایی را نمیچشند؟ چرا همه مثل من این شب و مثل من و او خوشبخت نیستند؟
»
پ.ن: رسیدن به این حس چه تنها و چه با کسی واقعا حس سرخوشی عمیقی هست همراه با نوعدوستی. حال اونکه در این مورد بیشتر بحث عاشقی بوده در حالی که سوای اون هم ممکنه پیش بیاد.
10 likes · Like flag
Mohammadreza’s Previous Updates
Mohammadreza
is on page 70 of 135
<spoiler>
مای یکدیگر را بوسیدیم و این بوسه بسیار عجیب و با احساس ما سخت بیگانه بود. من در دل گفتم: «پس همین؟»
</spoiler>
-----
آقاااا :))) دیگه همینه دیگه ظاهرا، واقعیت ظاهرا همینقدر عجیب و غیر رمانتیکه :دی
— Dec 06, 2025 02:42AM
مای یکدیگر را بوسیدیم و این بوسه بسیار عجیب و با احساس ما سخت بیگانه بود. من در دل گفتم: «پس همین؟»
</spoiler>
-----
آقاااا :))) دیگه همینه دیگه ظاهرا، واقعیت ظاهرا همینقدر عجیب و غیر رمانتیکه :دی
Mohammadreza
is on page 70 of 135
<spoiler>
مای یکدیگر را بوسیدیم و این بوسه بسیار عجیب و با احساس ما سخت بیگانه بود. من در دل گفتم: «پس همین؟»
</spoiler>
-----
آقاااا :))) دیگه همینه دیگه ظاهرا، واقعیت ظاهرا همینقدر عجیب و غیر رمانتیکه :دی
— Dec 06, 2025 02:42AM
مای یکدیگر را بوسیدیم و این بوسه بسیار عجیب و با احساس ما سخت بیگانه بود. من در دل گفتم: «پس همین؟»
</spoiler>
-----
آقاااا :))) دیگه همینه دیگه ظاهرا، واقعیت ظاهرا همینقدر عجیب و غیر رمانتیکه :دی
Mohammadreza
is on page 52 of 135
تازه حالا درمییافتم که وقتی گفته بود:
«آدم فقط وقتی خوشبخت است که برای دیگری زنده باشد»
منظورش چه بود و کاملا با او موافق بودم.
— Dec 06, 2025 02:34AM
«آدم فقط وقتی خوشبخت است که برای دیگری زنده باشد»
منظورش چه بود و کاملا با او موافق بودم.
Mohammadreza
is on page 45 of 135
«
آخر چرا او همان را که در دلم است احساس نمیکند؟ چرا همه جوان نیستند، چرا همه طعم کامروایی را نمیچشند؟ چرا همه مثل من این شب و مثل من و او خوشبخت نیستند؟
»
پ.ن: رسیدن به این حس چه تنها و چه با کسی واقعا حس سرخوشی عمیقی هست همراه با نوعدوستی. حال اونکه در این مورد بیشتر بحث عاشقی بوده در حالی که سوای اون هم ممکنه پیش بیاد.
— Dec 04, 2025 10:15AM
آخر چرا او همان را که در دلم است احساس نمیکند؟ چرا همه جوان نیستند، چرا همه طعم کامروایی را نمیچشند؟ چرا همه مثل من این شب و مثل من و او خوشبخت نیستند؟
»
پ.ن: رسیدن به این حس چه تنها و چه با کسی واقعا حس سرخوشی عمیقی هست همراه با نوعدوستی. حال اونکه در این مورد بیشتر بحث عاشقی بوده در حالی که سوای اون هم ممکنه پیش بیاد.
Mohammadreza
is on page 39 of 135
«
ولی بهنظر من مردها هم نباید و نمیتوانند بگویند که زنی را دوست دارند.+
- چرا؟
+ برای اینکه اگر بگویند دروغ گفتهاند. این اظهار چه معنایی دارد؟ مثل این است که همین که گفت " جرقهای میجهد... "دوستت دارد
- اگر مردها عشقشان را اظهار نکنند زنها از کجا بفهمند که کسی دوستشان دارد؟
+ من خبر ندارم چه طور. هر کسی زبانی خاص خود را دارد، از این گذشته زبان احساس از هر زبانی گویا تر است.
»
— Dec 04, 2025 10:12AM
ولی بهنظر من مردها هم نباید و نمیتوانند بگویند که زنی را دوست دارند.+
- چرا؟
+ برای اینکه اگر بگویند دروغ گفتهاند. این اظهار چه معنایی دارد؟ مثل این است که همین که گفت " جرقهای میجهد... "دوستت دارد
- اگر مردها عشقشان را اظهار نکنند زنها از کجا بفهمند که کسی دوستشان دارد؟
+ من خبر ندارم چه طور. هر کسی زبانی خاص خود را دارد، از این گذشته زبان احساس از هر زبانی گویا تر است.
»
Mohammadreza
is on page 33 of 135
«چه کنم؟ تقصیر من چیست که خوشبختم؟ ولی چهطور میتوان دیگران را در این خوشبختی سهیم کنم؟ چه کسی است که خود را و همهی نیکبختیام را نثارش کنم؟»
— Dec 04, 2025 10:07AM
Mohammadreza
is on page 17 of 135
«می گفتند لاغر شدهام و زیبایی و طراوتم تباه میشود. اما حتا در بند این چیزها نبودم.
«که چه؟ برای که؟» به نظرم میرسید که تمام زندگیام باید در انزوای این روستای پرتافتاده و ملالِ ناگزیر آن به هدر رود و من بهتنهایی نه توان واکندن خود از این انزوا را داشتم و نه میلی به آن.»
-
پ.ن توییتری:
فکر میکردم قویتر برگردم به گودریز و کلی کتاب خوب میخونم. اما زخم خورده برگشتم، کم انگیزه، نا امید و نیازمند یک خواب طولانی!
— Nov 26, 2025 11:11PM
«که چه؟ برای که؟» به نظرم میرسید که تمام زندگیام باید در انزوای این روستای پرتافتاده و ملالِ ناگزیر آن به هدر رود و من بهتنهایی نه توان واکندن خود از این انزوا را داشتم و نه میلی به آن.»
-
پ.ن توییتری:
فکر میکردم قویتر برگردم به گودریز و کلی کتاب خوب میخونم. اما زخم خورده برگشتم، کم انگیزه، نا امید و نیازمند یک خواب طولانی!

