Sepehr Omidvaar’s Reviews > قهرمانان مرزی > Status Update
Sepehr Omidvaar
is on page 112 of 339
با خود فکر کرد این میتواند ریشه همه رواننژندیهای مدرن باشد؛ اینکه ما هویتی ثابت، واقعیاتی صلب نداریم؛ اینکه هر آنچه حقیقتی بینادین میشناسیم، مستعد تغییر است.
— Jun 01, 2026 10:50AM
1 like · Like flag
Sepehr’s Previous Updates
Sepehr Omidvaar
is on page 320 of 339
احتمالا زن موقتا بیعقلی بود که از گروه نوازنده حرفشنویی که دنبال معاینه مجانی دندانهای خود بودند، دیوانگی ناموزونی بیرون کشیده بود.
— 16 hours, 58 min ago
Sepehr Omidvaar
is on page 304 of 339
همه چیز شیداگونه بود. دیواری از صداهای متقاطع، هر کدام جداگانه در نهان ناامید و غمانگیز؛ ولی واضحتر از همه آنها مارپیچ دیوانهواری شکل گرفته بود. همه آنها دقیقا مشابه و در عین حال کاملا متفاوت با تمام آهنگهایی بودند که سالهای مدید در سرش شنیده بود، از همان موقعی که فکر کرد در سرش صدایی شنیده است. به پشت دراز کشید. در اصوات شکوه یافت.
— 22 hours, 21 min ago
Sepehr Omidvaar
is on page 292 of 339
آنها تنها سه کیلومتر در تاریکی، از میان جنگلی گذشته بودند و تا خطالراس تپه و خانهشان در معدنی رفته بودند که دوبار متروک شده بود؛ ولی حس میکرد بین توانایی او و بچههایش و کارهایی که این قهرمانان انجام داده بودند، تفاوت چندانی وجود ندارد. شروعش با شهامت بود، نترسیدن، میان سختیهای کوچک رو به جلو حرکتکردن، پشت نکردن. شجاعت به سادگی همان حرکت رو به جلو بود.
— 22 hours, 50 min ago
Sepehr Omidvaar
is on page 272 of 339
دیگر الگویی عقلانی در زندگی آنها وجود نداشت.
— Aug 02, 2026 10:42AM
Sepehr Omidvaar
is on page 250 of 339
دیدن خودت در چشم دیگری موهبت به حساب نمیآید. همیشه شوک است. همیشه دیدن بهت و تاسف دیگران مایوسکننده است. خیلی پیر به نظر میرسی. خیلی خسته به نظر میرسی. با بچههایت داری چهکار میکنی؟ چرا داری با دوچرخهای آشولاش، با کله منگ، در این مسیر دوستداشتنی دوچرخهسواری میکنی؟ این چطور استفاده بهینه از وقتت، از انسان بودنت به حساب میآید؟ آیا ما غبار کیهانی گرانبها را هدرت کردیم؟
— Aug 01, 2026 08:44AM
Sepehr Omidvaar
is on page 204 of 339
تبدیل شدن به روح! دیدن همه چیز، دیدن هر چیزی؛ ولی هرگز دیدهنشدن. شاید این سعادت باشد.
— Jul 19, 2026 03:57AM
Sepehr Omidvaar
is on page 164 of 339
جوسی با خود فکر کرد این مرد کیست؟ همیشه انقدر مضحک بود؟ و پس از آن به این درک خردکننده رسید و بارهاوبارها بعد از جداییشان سراغش آمده بود که او هشت سال با این مرد راسوصفت مانده، که از این پستاندار آشغالگرد دو تا بچه دارد، که هرگز از او رها نخواهد شد.
— Jun 29, 2026 03:29AM
Sepehr Omidvaar
is on page 144 of 339
فکر کرد این چیزی است که در زندگی من گم شده است. جشنگرفتن یکیک لحظات، مثل آن احمقهای نفهم در تلویزیون.
— Jun 07, 2026 09:25AM
Sepehr Omidvaar
is on page 122 of 339
ضیافت عیاشانه جورواجور رنگها و محصولات. صفوف تصورناپذیری از چیزها و امکانات در خدمت ما که همهشان به نوعی توقعات را برآورده نمیکنند، همه ما را سرافکنده میکنند. محصولات سرخوردهشدن. دوستانمان: سرخوردهکننده. والدینمان: سرخوردگی. خطوط هوایی: سرخوردهکننده. ملت ما و رهبران ما: همه سرخوردگی.
— Jun 02, 2026 04:07AM

