Neda’s Reviews > مامان و معنی زندگی: داستانهای رواندرمانی > Status Update
Neda
is on page 276 of 344
در عجبم از هنرمندی و تبحرِ سپیده حبیب در ترجمه.!
"آن شانههای خمیده که زین پس غایباند
آن گوشی تارعنکبوتگرفته
آن صندلی چرمی قرمز تقولق
آن میزتحریر چندخانه که پر از راز بود و رایحهی
بیماران عزیزی که مردهاند،
همه در تاریکی باهم پچ پچ میکنند
تا با سرنیزهی خورشید صبحگاهی خاموش شوند
که غبار را سوراخ میکند
و میزتحریر چوبینی را روشن میسازد که
همچون چمنزاری است که یک بار پای رقصندگان را تاب آورده
و اکنون بیهوده ..."
— Jul 31, 2026 08:16AM
"آن شانههای خمیده که زین پس غایباند
آن گوشی تارعنکبوتگرفته
آن صندلی چرمی قرمز تقولق
آن میزتحریر چندخانه که پر از راز بود و رایحهی
بیماران عزیزی که مردهاند،
همه در تاریکی باهم پچ پچ میکنند
تا با سرنیزهی خورشید صبحگاهی خاموش شوند
که غبار را سوراخ میکند
و میزتحریر چوبینی را روشن میسازد که
همچون چمنزاری است که یک بار پای رقصندگان را تاب آورده
و اکنون بیهوده ..."
Like flag

