Akram > Status Update
Akram
is on page 78 of 990
سخت اما
بسیار زیبا و دوست داشتنی.
پایان کتاب 1: از آواز های کولیان اهوازی
1350-1356
— Aug 22, 2018 03:08AM
بسیار زیبا و دوست داشتنی.
پایان کتاب 1: از آواز های کولیان اهوازی
1350-1356
Like flag
Akram’s Previous Updates
Akram
is on page 205 of 990
اینجا نیست جز به دریغ، سری به دیوار و دیده ای به خون.
تنی خمیده در دقیقه امداد
سقوط سایه گلی در دهان داس
و گریبانی دریده بر این بوریا.
— Nov 21, 2018 10:53AM
تنی خمیده در دقیقه امداد
سقوط سایه گلی در دهان داس
و گریبانی دریده بر این بوریا.
Akram
is on page 172 of 990
در شبی نمور، کبریتی خیس
خواب شعله ی خُردی در سنگچین اجاقی خاموش می بیند.
در جایی دور، دشنه ای قدیمی، خسته از کابوس کبوتران
خواب غلافی کهنه می بیند،
و من در پسِ همه ی دیوارهای جهان
خواب دریچه ای کوچک
.
.
.
و دریچه ای، که من از قاب آسمان و آفتابش
تنها طلوع تو را زمزمه کنم ای حروف مُجْرِم عشق
— Oct 17, 2018 02:47PM
خواب شعله ی خُردی در سنگچین اجاقی خاموش می بیند.
در جایی دور، دشنه ای قدیمی، خسته از کابوس کبوتران
خواب غلافی کهنه می بیند،
و من در پسِ همه ی دیوارهای جهان
خواب دریچه ای کوچک
.
.
.
و دریچه ای، که من از قاب آسمان و آفتابش
تنها طلوع تو را زمزمه کنم ای حروف مُجْرِم عشق
Akram
is on page 168 of 990
برای کُشتن من، نه کوه و نه واژه،
اشاره خاموش نگاهی نابهنگام... بس،
تا معنی از گل سرخ بگیرم و شاعر شوم.
هم از این روست که تو را دوست می دارم...
— Oct 12, 2018 01:03PM
اشاره خاموش نگاهی نابهنگام... بس،
تا معنی از گل سرخ بگیرم و شاعر شوم.
هم از این روست که تو را دوست می دارم...
Akram
is on page 158 of 990
اکنون شبا، برآ، با هرچه ستاره در آستین آسمانت، از دوش،
با هر که مسافرت در کوچ هر کتاب،
چراکه جهان، در وحیِ گریه بر پَرِ جبرئیل، آواز دیگری ست،
بی گلو خواندن از اندوه آدمی.
— Oct 12, 2018 12:54PM
با هر که مسافرت در کوچ هر کتاب،
چراکه جهان، در وحیِ گریه بر پَرِ جبرئیل، آواز دیگری ست،
بی گلو خواندن از اندوه آدمی.
Akram
is on page 150 of 990
ای کاش از آن همه آسمان، تنها کبوتری بودم،
خانه زادِ خاطره ای پنهان
که از هجرانی جفت خویش می گریست.
— Oct 12, 2018 12:39PM
خانه زادِ خاطره ای پنهان
که از هجرانی جفت خویش می گریست.
Akram
is on page 141 of 990
مأوای ما گلبرگ کوچکی ست، بازمانده از باغی دور
با هزار زمستان دیوانه اش در پی،
و سهم ستاره از آفتاب، تنها تبسم پنهانی ست
که در انعکاس تکلم شب جاری ست.
خدایا از آن پرنده ی کوچک سبز اگر خبر داری،
بهار امسال را پر از سلام و ترانه کن.
— Oct 09, 2018 01:48PM
با هزار زمستان دیوانه اش در پی،
و سهم ستاره از آفتاب، تنها تبسم پنهانی ست
که در انعکاس تکلم شب جاری ست.
خدایا از آن پرنده ی کوچک سبز اگر خبر داری،
بهار امسال را پر از سلام و ترانه کن.
Akram
is on page 132 of 990
این منم
چوپان رمه ی کلماتی شگفت،
که پریشان تر از پلنگی بی جفت
در کوچ ماه
بر ستیغ صخره می میرد
— Oct 09, 2018 01:36PM
چوپان رمه ی کلماتی شگفت،
که پریشان تر از پلنگی بی جفت
در کوچ ماه
بر ستیغ صخره می میرد
Akram
is on page 129 of 990
سال ها و سال هاست
تابوت چه بغض ها و بیم ها
که بر شانه میبریم،
و در ما
چه مردگانی که زنده اند!
سال ها و سال هاست
ما خود مزار مرارت دیگرانیم و
نمی میریم..
— Oct 09, 2018 01:27PM
تابوت چه بغض ها و بیم ها
که بر شانه میبریم،
و در ما
چه مردگانی که زنده اند!
سال ها و سال هاست
ما خود مزار مرارت دیگرانیم و
نمی میریم..
Akram
is on page 98 of 990
آن سال را،
آن سالِ سبز بارانْ ریز را به یاد آر!
به یاد آر و
باور کن
که دست هایم را در ازدحام یک شب مشکوک ربوده اند...
ص82
پایان کتاب دوم:منظومه ها
1357-1360
— Aug 23, 2018 09:35AM
آن سالِ سبز بارانْ ریز را به یاد آر!
به یاد آر و
باور کن
که دست هایم را در ازدحام یک شب مشکوک ربوده اند...
ص82
پایان کتاب دوم:منظومه ها
1357-1360

