SilverNediya’s Reviews > جری جوان > Status Update

SilverNediya
SilverNediya is on page 22 of 200
جری: پس تو در تمام این مدت یک خانوادة‌ امریکایی توی آستینت داشتی و لال شده بودی؟
گوستاوو: اسکوزی سینیور، من از کجا دانست که شما میل دارد به آن‌ها معرفی شود؟
جری: معرفی؟ خدای من! به عقیدة تو، وقتی یک کشتی‌شکسته به کشتی‌شکستة‌دیگری در جزیره‌ا ی متروک برمی‌خورد، باید اول به هم معرفی بشوند تا بتواندد با هم حرف بزنند؟
Sep 17, 2018 06:25AM
جری جوان

flag

SilverNediya’s Previous Updates

SilverNediya
SilverNediya is on page 72 of 200
جری حتی در خواب هم نمی‌دید که عمل بسیار احمقانه و مسخرة دستگیری قهرمانانة فیدیلینی (الاغ چموش کنستانتینا) را مرتکب شود. اگر مقدر بود که الاغ آن دختر را چهارنعل ببرد، به پاس حرمت عشق هم که شده، چرا این اتفاق نباید در شبی مهتابی رخ دهد؟ چرا وقتی حیوان را می‌گرفت، به‌جای دم، نتوانست افسارش را بگیرد؟ و از همه مهم‌تر، چرا آن دختر، به‌جای آنکه روی او پرت شود، نباید در آغوش او بیفتد؟
Sep 17, 2018 06:28AM
جری جوان


No comments have been added yet.