R0ghaye’s Reviews > سووشون > Status Update

R0ghaye
R0ghaye is on page 67 of 310
خوب که فکرش را می کنم می بینم همه ی ما در تمام عمرمان بچه هایی هستیم که به اسباب بازی هایمان دل خوش کرده ایم و وای به روزی که دلخوشی هایمان را از ما می گیرند، یا نمی گذارند به دلخوشی هایمان برسیم. بچه هایمان، مادرهایمان، فلسفه هایمان... مذهبمان...
Nov 05, 2018 07:05AM
سووشون

flag

R0ghaye’s Previous Updates

R0ghaye
R0ghaye is on page 304 of 310
"گریه نکن خواهرم. در خانه‌ات درختی خواهد رویید و درخت‌هایی در شهرت و بسیار درختان در سرزمینت. و باد پیغام هر درختی را به درخت دیگر خواهد رسانید و درخت‌ها از باد خواهند پرسید: در راه که می‌آمدی سحر را ندیدی!"
Nov 05, 2018 07:53AM
سووشون


R0ghaye
R0ghaye is on page 292 of 310
امروز به این نتیجه رسیدم که در زندگی و برای زنده ها باید شجاع بود.
Nov 05, 2018 07:51AM
سووشون


R0ghaye
R0ghaye is on page 285 of 310
در این دنیا، همه چیزدست خود آدم است،
حتی عشق، حتی جنون، حتی ترس...
آدمیزاد می تواند اگر بخواهد کوه ها را جا به جا کند... می تواند آب ها را بخشکاند... می تواند چرخ و فلک را به هم بریزد... آدمیزاد حکایتی است، می تواند همه جور حکایتی باشد؛ حکایت شیرین، حکایت تلخ، حکایت زشت... و حکایت پهلوانی!
بدن آدمیزاد شکننده است، اما هیچ نیرویی در این دنیا، به قدرت نیروی روحی او نمی رسد، به شرطی که اراده و وقوف داشته باشد!
Nov 05, 2018 07:49AM
سووشون


R0ghaye
R0ghaye is on page 284 of 310
دنیا مثل اتاق تاریکی است که ما را با چشمهای بسته وارد آن کرده اند . یک نفر از ما ممکن است چشمش باز باشد . ممکن است یک عده بخواهند با کوشش چشمهای خود را باز کنند و یا ممکن است بخت کسی بخواند و یک نوری از یک روزن ناگهان بتابد و آن آدم یک آن بتواند ببیند و بفهمد.
Nov 05, 2018 07:47AM
سووشون


R0ghaye
R0ghaye is on page 254 of 310
راستی اسم نعره هایی که آدم از ته دل برمی آورد چه بود؟ کلمه ای بود که به این جور فریاد می خورد... باید لغتی باشد که معنای سوراخ کردن بدهد. یعنی آدم اگر نتواند در برابر سیل و صاعقه و سیلی زندگی آن جور فریاد را بزند دلش سوراخ می شود و آن وقت آدمهایی که دلشان سوراخ سوراخ شده، به جان هم می افتند و همدیگر را درب و داغون می کنند و بعد می روند زندان. و یا به سرشان ی زند و دیوانه می شوند"
Nov 05, 2018 07:44AM
سووشون


R0ghaye
R0ghaye is on page 196 of 310
می اندیشید:"خدایا این مردها چه جور آدمهایی هستند؟خودشان میدانند فایده ندارد,اما برای آنکه ثابت کنند وجود دارند و مردی و مردانگی در وجودشان نمرده و بعدها بچه هایشان به روی گورشان تف نیندازند با دستهای آزاد خود گور...زبانم لال...خدانکند"بیخ گلویش از اشکی که می خواست بیاید میسوخت...و زنها چه وقتها یاد چه چیزها میفتند. بی خودی یادش افتاده بود به یک شب که یوسف در خواب آه کشیده بود و او بیدار شده بود و چراغ رومیزی را...
Nov 05, 2018 07:40AM
سووشون


R0ghaye
R0ghaye is on page 193 of 310
"کاش دنیا دست زن ها بود
زن ها که زاییده اند ، یعنی خلق کرده اند
و قدر مخلوق خودشان را می دانند
قدر تحمل و حوصله و یکنواختی و برای خود هیچ کاری نتوانستن را
شاید مردها چون هیچ وقت عملا خالق نبوده اند
آنقدر خود را به آب و آتش می زنند تا چیزی بیافرینند
اگر دنیا دست زن ها بود، جنگ کجا بود؟"
Nov 05, 2018 07:30AM
سووشون


R0ghaye
R0ghaye is on page 192 of 310
«... آدم برای کارهایی که بوی خطر از آنها می آید، باید آمادگی روحی و جسمی داشته باشد و آمادگی او درست برخلاف جهت هر گونه خطری بود. می دانست نه جرأتش را دارد و نه طاقتش را. اگر این همه وابسته ی بچه ها و شوهرش نبود، باز حرفی. نوبرها و لمس ها و گفت و گوها و چشم در چشم دوختن ها از یک طرف و شاهد شکفتن ها بودن از طرف دیگر… و چنین آدمی نمی تواند دل به دریا بزند.»
...
Nov 05, 2018 07:29AM
سووشون


R0ghaye
R0ghaye is on page 146 of 310
" آدميزاد چيست؟يك اميد كوچك،يك واقعه ي خوش چه زود مي تواند از نو دست و دلش را به زندگي بخواند؟اما وقتي همه اش تو دهني و نوميدي است،آدم احساس مي كند كه مثل تفاله شده،لاشه اي،مرداري است كه در لجن افتاده."
Nov 05, 2018 07:24AM
سووشون


R0ghaye
R0ghaye is on page 69 of 310
دیگر بزرگ شده اید. بچه وقتی خاطره پیدا کرد و توانست گذشته را بیاد بیاورد، دیگر بچه نیست. هر چند این گذشته فقط چند ساعت پیش باشد.
Nov 05, 2018 07:10AM
سووشون


No comments have been added yet.