باقر هاشمی > Status Update
باقر هاشمی
added a status update
احساس کردم گودریدز برام حکم کافه رو پیدا کرده. نه اینکه منظورم کافیشاپ باشه؛ منظورم مثل کافههای قدیمیه که روشنفکرا و کتابخونا، زمانی که نه اینترنتی بوده، نه موبایلی، نه کامپیوتری؛ وقتی از کتابخوندن خسته و از کارای شخصیشون فارغ میشدن، میرفتن اونجا یهکم با بقیه معاشرت کنن، گپ بزنن، بحث کنن و روحیهشون عوض بشه و بتونن بنویسن.
درِ کافهکتاب گودریدز همیشه بازه و میتونم ایرانیای ساکن همهجای دنیا رو توش ملاقات کنم:)
— Mar 09, 2019 07:48AM
درِ کافهکتاب گودریدز همیشه بازه و میتونم ایرانیای ساکن همهجای دنیا رو توش ملاقات کنم:)
52 likes · Like flag
Comments Showing 1-30 of 30 (30 new)
date
newest »
newest »
یک تفاوت دیگه هم ک با بقیه فضاهای مجازی داره (حداقل تا اونجاییکه من دیدم) اینه ک خوشبختانه ادب و احترام علی رغم اختلاف نظرها جایگاه پر رنگی داره اینجا
پنج سال پیش که عضو گودریدز شدم فکر نمیکردم اینجا قراره دوستان ارزشمندی مثل شما پیدا کنم. بسیار تحسینتون میکنم
Nazanin wrote: "چه قشنگ حس مطبوعی منتقل شد از ورای این پست"
:)
ممنون... منم از پیام شما همین حس خوب رو دریافت کردم! پاینده باشید
یِکْ دَرونْگَرآ wrote: "البته اینکه این کافه رایگانه هم خیلی نکتهی مهمیه:))"
:))
آره! از معدود رایگانهائیه که خوب هم هست
Nazanin wrote: "یک تفاوت دیگه هم ک با بقیه فضاهای مجازی داره (حداقل تا اونجاییکه من دیدم) اینه ک خوشبختانه ادب و احترام علی رغم اختلاف نظرها جایگاه پر رنگی داره اینجا"بله واقعاً از این جهت فضای خوبی داره و با وجود فرهیختگانی مثل ما هست که این امر میسّر شده:دی
Mohamad wrote: "پنج سال پیش که عضو گودریدز شدم فکر نمیکردم اینجا قراره دوستان ارزشمندی مثل شما پیدا کنم. بسیار تحسینتون میکنم"محمد جان خودت خوب هستی که دنیا رو هم اینطور میبینی... گودریدز با وجود و حضور شما دوستای خوبه که معنی پیدا میکنه... همین آشناییها و تبادل عواطفه که برگهای سفید کتاب زندگی رو پُر میکنه و بهش معنی میبخشه و اون رو ارزشمند میکنه.
برقرار باشی و قلمت همیشه نویسا باشه:)
باقر wrote: "Chadi wrote: "غار منه گودریدز :)"غار شلوغیه:))) اینطور نیست؟"
غار زیاد دارم :)))
این یکی شلوغش خوبه :)
Chadi wrote: "باقر wrote: "Chadi wrote: "غار منه گودریدز :)"غار شلوغیه:))) اینطور نیست؟"
غار زیاد دارم :)))
این یکی شلوغش خوبه :)"
:)))
سعادتی ست خواندن دوستان بزرگواری چون شما و دیگر دوستان، من در زاویۀ خلوتی از این کافه سعی می کنم از حضور تک تک دوستان لذت ببرم و بیاموزم و واقعا می آموزم
Mohammad wrote: "سعادتی ست خواندن دوستان بزرگواری چون شما و دیگر دوستان، من در زاویۀ خلوتی از این کافه سعی می کنم از حضور تک تک دوستان لذت ببرم و بیاموزم و واقعا می آموزم"نظر لطف شماست آقای رنجبری. داشتن دوستانی مانند شما از بختیاری ماست.
احساس من درباره این کافه دچار تناقض است...گاهی آشنا میبینمش و گاه بشدت غریبه...و در نهایت همیشه خودم را در گوشه ای به تماشا و خواندن شما دوستان....چه خوب است که احساس خوبی از اینجا برایتان تداعی شده است و ممنونم که برایمان نوشتید
رؤیا wrote: "احساس من درباره این کافه دچار تناقض است...گاهی آشنا میبینمش و گاه بشدت غریبه...و در نهایت همیشه خودم را در گوشه ای به تماشا و خواندن شما دوستان....چه خوب است که احساس خوبی از اینجا برایتان تداعی شد..."آنچه که باعث تناقض در احساسِ آدمی میشود، تناقض در روان و روحِ آدمیست...که گاه تمنای جمع دارد و گاه از جمع گریزان است... و آخرسر این خودِ اوست که تصمیم میگیرد کجای این جمع بهایستد.
در جمعِ شما خوبان بودن به من میآموزد و انگیزه میدهد که بیشتر بخوانم و بیشتر بنویسم و زمانی که درگیر تناقضاتِ روحی میشوم(چنانکه برای انتشار این پست دچارش شدم) سابقهی حُسنِ داوری شماست که مرا -که کمی خجالتی هم هستم!- به نوشتن و منتشر کردن ترغیب میکند.
برقرار باشی:)
باقر wrote: "رؤیا wrote: "احساس من درباره این کافه دچار تناقض است...گاهی آشنا میبینمش و گاه بشدت غریبه...و در نهایت همیشه خودم را در گوشه ای به تماشا و خواندن شما دوستان....چه خوب است که احساس خوبی از اینجا برا..."
کاملا درست است به اضافه اینکه برای من تضاد دو دنیا هم بوجود آمده که بسیار غمگینم میکند...نه اینجا را خانه احساس میکنم و در کنار آدمیانش آشنا هستم انگار و نه دیگر ایران را...یک خلا پرنشدنی
اما که شما اگر خجالتی هم هستید خیلی خوب مینویسید باقر جان و هراز گاهی خواندن آنچه در دل میگذرد مانند همین نوشته بسیار لذت بخش و دوست داشتنی است...من از شما بسیار یاد گرفته ام و خوشحالم که در جمع دوستانتان هستم
همیشه خوب باشی
:)
کاملا درست است به اضافه اینکه برای من تضاد دو دنیا هم بوجود آمده که بسیار غمگینم میکند...نه اینجا را خانه احساس میکنم و در کنار آدمیانش آشنا هستم انگار و نه دیگر ایران را...یک خلا پرنشدنی
اما که شما اگر خجالتی هم هستید خیلی خوب مینویسید باقر جان و هراز گاهی خواندن آنچه در دل میگذرد مانند همین نوشته بسیار لذت بخش و دوست داشتنی است...من از شما بسیار یاد گرفته ام و خوشحالم که در جمع دوستانتان هستم
همیشه خوب باشی
:)
کاش میشد افراد بیشتر جامعه رو به این غار یا گوشه دنج در جوار دوستان دعوت کرد ، برای بالا بردن فرهنگ جامعمون و آیندگانمون
رؤیا wrote: "باقر wrote: "رؤیا wrote: "احساس من درباره این کافه دچار تناقض است...گاهی آشنا میبینمش و گاه بشدت غریبه...و در نهایت همیشه خودم را در گوشه ای به تماشا و خواندن شما دوستان....چه خوب است که احساس خوبی..."هر ایرانی یه ایران در ذهن خودش دارد و یک ایران روی نقشهی جغرافیا دارد. آن ایرانی که در ذهن آدم هست خانهی اصلی اوست و هرجای دنیا که باشد یک ایرانی است، اگرچه از ایرانِ روی نقشهی جغرافیا دور باشد. اما کار زمانی تمام میشود که آن ایرانِ درونِ ذهن آدمی از بین برود. آن وقت دیگر اگر داخلِ ایران هم باشد اما ایرانِ ذهنیاش از بین رفته باشد در ایرانِ جغرافیایی هم احساس غربت خواهد کرد.
لطفت پایدار رویا جان:)
من خیلی وقتها از حوصلهی تو در پرسشگری وپاسخ دادن و تفسیر و برداشت نکردنِ احساسی از حرفِ طرفِ مقابل میآموزم.
ستار شایسته فر wrote: "کاش میشد افراد بیشتر جامعه رو به این غار یا گوشه دنج در جوار دوستان دعوت کرد ، برای بالا بردن فرهنگ جامعمون و آیندگانمون"میشه ستّار عزیز، میشه... البته زمانی که "کاش" و "اگر"ی در کار نباشه. زمانی که آرزو تبدیل به هدف شده باشه:)
پاینده باشی بزرگوار
ستار شایسته فر wrote: "از وقتی عضو گودریدز شدم ساعت کتاب خوندنم چند برابر شده"درود و دوصد بدرود بر تو. آره برای من هم خیلی وقتها همینطوره. اگرچه با رقابت کردن مخالفم اما گودریدز خیلی وقتها دارویی برای درمانِ تنبلیکردنم بوده:دی
M. wrote: "گودریدز علاوه بر کافه کتاب یک نمایشگاه دائمی کتاب هم هست که هر روز با کتاب های جدید آشنا می شویم"بله خوشبختانه همینطوره که میگی... دنیاییئه برایِ خودش. من که از بودن در اون و داشتن دوستانِ خوبی که اینجا پیدا کردم و میکنم خوشحالم:)
برقرار باشی:)
تعبیر شیرینی بود: کافه ی قدیمی!ر (که البته میدونیم جدیداش اصلا اینطور نیستن)ریه موضوعی راجع به این کافه هست که نمیدونم خوبه یا بد و اون اینکه حس میکنم گودریدز فقط یه قشر خاص از آدم ها رو جذب کرده. بیشتر سلایق به نظرم شبیه هم میان یا شایدم سلایق مخالف جرات ابراز عقیده ندارن، نمیدونم.
منظورم اینه که مثلا همه میگن داستایوفسکی خوبه و کسی جرات نداره از چیزی مثل هری پاتر یا ملت عشق تعریف کنه.ر
Michael wrote: "تعبیر شیرینی بود: کافه ی قدیمی!ر (که البته میدونیم جدیداش اصلا اینطور نیستن)ریه موضوعی راجع به این کافه هست که نمیدونم خوبه یا بد و اون اینکه حس میکنم گودریدز فقط یه قشر خاص از آدم ها رو جذب کرده...."
راستش قدیمیهاشون هم، دیگه اینطور نیستن... زمونه عوض میشه... آدما عوض میشن... در اینکه همه با علایق مشترک اینجا جمع میشن موافقم اما دستکم خودم سعی میکنم به کتابها و مرورها دید انتقادی داشته باشم:)




:)))"
:))))))
ممنون آقا! توئیتر که رینگ بوکسه، فیسبوک هم بازار مکاره شده و اینستاگرام هم که دیگه نگم...