مجید اسطیری’s Reviews > اوراد نیمروز > Status Update

مجید اسطیری
مجید اسطیری is on page 111 of 224
-استاد، از دودمان صفار این ملک محمد جوان تنها کسی بود که می تونست به قدرت ایران قدیم دوام و قوام بده. اما خب بازی روزگار یاری نکرد و این جوون هزار و صد سال پیش به خاطر یک بدبیاری مضحک عمرش را داد به شما.
-شما از کجا این قدر مطمئنید جانم؟
-خب این نظر منه استاد
-نظر شما برای تاریخ اهمیت چندانی نداره جانم
-حضرتعالی واقف هستید که مدت هاست دارم روی قرن سوم کار می کنم
-اما شما خیلی رمانتیک با تاریخ برخورد می کنی جانم.
Jan 31, 2021 02:25AM
اوراد نیمروز

11 likes ·  flag

مجید’s Previous Updates

مجید اسطیری
مجید اسطیری is on page 200 of 224
اولش آدمیزاد بودن، مث من و تو. البت که در اون قدیم ندیما تو لوت گم شدن بدبختا، سر برگردوندن به قفا، شدن کپه ی نمک. لوت همینه دیگه. از من میشنوی تو هم به پشت سرت نگاه نکن، اصلا نگاه نکن. پیرا میگن تو لوت نباید که سر برگردونی به قفا، باید سرت رو بندازی جلو و بزنی به راه. وگرنه میشی مثل همین ستونای نمک، پاچه ات رو کویر میگیره و دیگه خلاصی محال ممکنه.
Feb 07, 2021 05:43AM
اوراد نیمروز


مجید اسطیری
مجید اسطیری is on page 177 of 224
هیچ کدام از ابر مردانی که از این کویر در طول تاریخ این سرزمین گذشته بودند، عاقبت به خیر نشده بودند. یزدگرد سوم را که از سینه ی همین صحرا به راه سیستان می رفت، آسیابانی به مرو کشت. یعقوب لیث را در دزفول دفن کردند. عمرولیث به زندانهای بغداد تباه شد. صاحب همین گور در سینه ی این کوه کبود جوانمرگ شد. هیچ وقت برای هیچ کس این کویر خوش یمن نبوده است...
Feb 03, 2021 12:26AM
اوراد نیمروز


مجید اسطیری
مجید اسطیری is on page 144 of 224
پیرزن دست به دوتار برد. زنها لبخند ورچیدند و شابان روی دوزانو جابه جا شد. دختر جوان دهل را از گوشه ی محوطه برداشت و بنا کرد به دهل زدن. صدای گوپ گوپ دهل که در بهت دشت نشست، فوش فوش مار فروکش کرد و کمی بعد از رمق افتاد. یافت کرد که آن زنده جان اهریمنی به مدد صدای ساز و نواخت موسیقی است که مهار می شود. شابان به دوردست بیابان خیره مانده بود. صورتش در نور ماه لاغرتر می نمود .
Feb 01, 2021 09:46PM
اوراد نیمروز


مجید اسطیری
مجید اسطیری is on page 55 of 224
راه آمده را برخلاف جریان جوی برگشت. به سایه سار نخلستان که رسید، دختر جوان را دید که گلوی گالنی را در دست گرفته و از شیب دره به سمت قنات می آید. ایستاد تا دختر سر برسد. شانه به شانهی هم به راه افتادند.
« این همه یکنواختی آزاردهنده نیست؟ »
دختر درنگ کرد و لختی به چشمان عرق کرده اش خیره شد.
«تو به طرز ویرانگری زیبایی.»
Jan 30, 2021 03:50AM
اوراد نیمروز


مجید اسطیری
مجید اسطیری is on page 22 of 224
- این مسیر رو روی نقشه می بینی بابک؟ این همون مسیریه که نزدیک به یه قرن پیش آلفونس گابریل اتریشی با زنش از اون گذشت. البته خب با شتر و تجهیزات کامل. همون مسیریه که سر پرسی سایکس هم تو کتابش از اون حرف میزنه.
-تو دیوانه ای پسر، با پای پیاده و یک کوله پشتی... آخه این چه کاریه آبله؟
-گابریل تو کتابش می گه: کسی که گرفتار افسون کویر شد، تا پایان عمر رهایش نخواهد کرد.
Jan 25, 2021 03:43AM
اوراد نیمروز


No comments have been added yet.