Fateme Sia > Status Update
Fateme Sia
is on page 672 of 1069
چقدر حال و هوای دنیز رو درک میکردم🥺 مدام یاد شعر " من به چشم خویشتن دیدم که جانم میرود" میافتادم.
— Apr 21, 2021 08:06PM
3 likes · Like flag
Fateme’s Previous Updates
Fateme Sia
is on page 640 of 1069
هشدار اسپویل:⚠️
بخش استامبول به هیجانیترین قسمت رسیده و واقعا دوستش دارم اما بخش تهران واقعا رو مخ و آزار دهندهست
میتونست این بخشای کتاب به صورت مروری پیش بره
واقعا نیازی نبود انقدر با جزئیات به گذشته پرداخته بشه!
و یه سری چیزا توی گذشته واقعا قابل قبول نیست مثلا شرم مداوم لیلی از شوخیای امیرعطا!
واقعا زنی که یکبار ازدواج کرده و بچه دار شده باز با چهارتا حرف عین دختر ۱۴ ساله سرخ و سفید میشه؟
— Apr 04, 2021 05:46PM
بخش استامبول به هیجانیترین قسمت رسیده و واقعا دوستش دارم اما بخش تهران واقعا رو مخ و آزار دهندهست
میتونست این بخشای کتاب به صورت مروری پیش بره
واقعا نیازی نبود انقدر با جزئیات به گذشته پرداخته بشه!
و یه سری چیزا توی گذشته واقعا قابل قبول نیست مثلا شرم مداوم لیلی از شوخیای امیرعطا!
واقعا زنی که یکبار ازدواج کرده و بچه دار شده باز با چهارتا حرف عین دختر ۱۴ ساله سرخ و سفید میشه؟
Fateme Sia
is on page 510 of 1069
قسمت استامبول کتاب به جاهای خیلی قشنگ و هیجانیش رسیده، دلم میخواد بقیهی کتابو یه جا بخونم تموم شه ولی کاش انقدر واسط جاهای خوب کتاب بخش تهران نمیاومد🥲
و سوال آخر کتاب چرا انقدر سانسور داره؟🥲
— Apr 03, 2021 06:35PM
و سوال آخر کتاب چرا انقدر سانسور داره؟🥲
Fateme Sia
is on page 448 of 1069
وای😍😭 وای عاشق اینجاهاش بودم
خدا کنه حالا حالاها داستان برنگرده روی تهران🥲
— Apr 03, 2021 04:13PM
خدا کنه حالا حالاها داستان برنگرده روی تهران🥲
Fateme Sia
is on page 298 of 1069
حاوی اسپویل:
⚠️
⚠️
⚠️
داستان هر چی میره جلوتر بهتر میشه اما یه سری مشکلات عمده درش به چشم میاد
مثلا من جایی خوندم یه داستان خوب داستانیه که خواننده فکر نکنه یهو یه امداد غیبی از آسمون برای شخصیتها رسیده اما چیزی که توی داستان دیده میشه اینه که انگار یه دستی از غیب مدام ماهیگیر و دنیز رو سر راه هم قرار میده
به عنوان نمونه رستوران یا خونهی عمو نصیر
دوم گرهای بود توی قسمت تهران باز شد و کاملا قابل حدس بود
— Mar 24, 2021 04:39PM
⚠️
⚠️
⚠️
داستان هر چی میره جلوتر بهتر میشه اما یه سری مشکلات عمده درش به چشم میاد
مثلا من جایی خوندم یه داستان خوب داستانیه که خواننده فکر نکنه یهو یه امداد غیبی از آسمون برای شخصیتها رسیده اما چیزی که توی داستان دیده میشه اینه که انگار یه دستی از غیب مدام ماهیگیر و دنیز رو سر راه هم قرار میده
به عنوان نمونه رستوران یا خونهی عمو نصیر
دوم گرهای بود توی قسمت تهران باز شد و کاملا قابل حدس بود
Fateme Sia
is on page 180 of 1069
مشکلم با این کتاب اینه که اونقدر درموردش نظرات ضد و نقیض شنیدم که نمیدونم دقیقا حس خودم بهش چیه🧐
تا اینجای کتاب رو تقریبا دوست داشتم بخش استامبول رو بیشتر از تهران دوست دارم چون فضاسازی جدیدتری داره و کمتر قابل حدسه🤓
— Mar 23, 2021 05:27PM
تا اینجای کتاب رو تقریبا دوست داشتم بخش استامبول رو بیشتر از تهران دوست دارم چون فضاسازی جدیدتری داره و کمتر قابل حدسه🤓
