Aroosha Dehghan’s Reviews > شاهنامه: جلد ۱، از آغاز تا پایان داستان فرود سیاوخش > Status Update
Aroosha Dehghan
is on page 501 of 516
کیخسرو پس از این که چندتا فحش آبدار به طوس میده و حسابی سرزنش و خوارش میکنه، میگه:
《برو، جاودان خانه زندان توست / همان گوهرِ بد نگهبان توست!》
حقت بود طوس بیادب😒 خجالت نمیکشه فَرود رو میکشه. آخه آدم پسر سیاوش رو میکشه؟
پسر سیاوش رو باید بذاری جلوت قربونش بری.
— Jan 08, 2022 04:34AM
《برو، جاودان خانه زندان توست / همان گوهرِ بد نگهبان توست!》
حقت بود طوس بیادب😒 خجالت نمیکشه فَرود رو میکشه. آخه آدم پسر سیاوش رو میکشه؟
پسر سیاوش رو باید بذاری جلوت قربونش بری.
2 likes · Like flag
Aroosha’s Previous Updates
Aroosha Dehghan
is on page 236 of 516
خور از آزمایش نیابد جواز
نشیب آیدش چون شود بر فراز
— Feb 05, 2025 06:39AM
نشیب آیدش چون شود بر فراز
Aroosha Dehghan
is finished
《نژاد و بزرگی و تخت و کلاه / چو شد گِرد، از این بیش چیزی مخواه!》
— Jan 08, 2022 10:00AM
Aroosha Dehghan
is on page 487 of 516
طوس زده جوان مردم رو به کشتن داده بعد اومده بالای سرش پرو پرو روضه هم میخوانه😒
《که"تندی نه کارِ سپهبَد بُوَد / سپهبد که تندی کند بَد بُوَد!
جُوانی برینسان ز تخمِ کَیان / بدین فرّ و این بزر و یال و میان،
بدادی به تندی و تیزی به باد / زَرَسپ آن سپهدارِ نوذرنِژاد
ز تندی گرفتار شد ریونیز / نماند از بدِ بخت مانیده چیز!"》
جا داره بگم زهر مار!🤬
— Jan 07, 2022 10:31AM
《که"تندی نه کارِ سپهبَد بُوَد / سپهبد که تندی کند بَد بُوَد!
جُوانی برینسان ز تخمِ کَیان / بدین فرّ و این بزر و یال و میان،
بدادی به تندی و تیزی به باد / زَرَسپ آن سپهدارِ نوذرنِژاد
ز تندی گرفتار شد ریونیز / نماند از بدِ بخت مانیده چیز!"》
جا داره بگم زهر مار!🤬
Aroosha Dehghan
is on page 487 of 516
ادامهی سخنان بهرام با ایرانیان بر بالین فرود و جریره:
《بدایرانیان گفت ک"ز کَردگار / بترسید و از گردشِ روزگار!
به بَد بس دراز است دست سپهر / به بیدادگربر نگردد به مهر!
ز کَیخسرو اکنون ندارید شرم / که چندان سَخُن گفت با طوس نرم؟!
ز خون برادر چُن آگه شود / همه شرم و آزرم کوته شود
ز رَهّام و از بیژَنِ تیزمغز / نیاید به گیتی یَکی کارِ نغز》
— Jan 07, 2022 10:19AM
《بدایرانیان گفت ک"ز کَردگار / بترسید و از گردشِ روزگار!
به بَد بس دراز است دست سپهر / به بیدادگربر نگردد به مهر!
ز کَیخسرو اکنون ندارید شرم / که چندان سَخُن گفت با طوس نرم؟!
ز خون برادر چُن آگه شود / همه شرم و آزرم کوته شود
ز رَهّام و از بیژَنِ تیزمغز / نیاید به گیتی یَکی کارِ نغز》
Aroosha Dehghan
is on page 486 of 516
ایران در دژ گشودند و چپاول کردند. بهرام اشکریزان به بالین فرود رفت و گفت:
《بدایرانیان گفت ک"ین از پدر/همان خوارتر مرد و هم زارتر
کشندهسیاوُخش چاکَر نبود/به بالینشبر کُشته مادر نبود
بکَردارِ نَی دز برافروخته/همان خان و مان کنده و سوخته"
ادامهش رو تو ریویوی بعدی میذارم.
*این بهرام نخستین کسیه که با فَرود حرف زد و زیر بار دستور طوس برای دست بسته به نزد او بردنِ پسر سیاوش نرفت و مخالف جنگی بود که طوس به راه انداخت.
— Jan 07, 2022 10:16AM
《بدایرانیان گفت ک"ین از پدر/همان خوارتر مرد و هم زارتر
کشندهسیاوُخش چاکَر نبود/به بالینشبر کُشته مادر نبود
بکَردارِ نَی دز برافروخته/همان خان و مان کنده و سوخته"
ادامهش رو تو ریویوی بعدی میذارم.
*این بهرام نخستین کسیه که با فَرود حرف زد و زیر بار دستور طوس برای دست بسته به نزد او بردنِ پسر سیاوش نرفت و مخالف جنگی بود که طوس به راه انداخت.
Aroosha Dehghan
is on page 486 of 516
فرود به دست بیژن کشته شد و حالِ دژ او چنین بود:
《پرستندگان بر سرِ دز شدند / همه خویشتن بر زمین برزدند
جریره یَکی آتشی برفُروخت / همه گنجها را بدآتش بسوخت
یکی تیغ بگرفت از آن پس به دست / درِ خانهی تازیاسپان ببست
شَکمشان بدّرید و ببرید پَی / همی ریخت از روی او خون و خَوی
بیامد به بالینِ فرخفَرود / برِ جامهی او یَکی دَشنه بود
دو رخ را به رویِ پُسر برنِهاد / شَکم بردرید، از برش جان بداد》
پینوشت: جریره مادر فَروده
— Jan 07, 2022 10:07AM
《پرستندگان بر سرِ دز شدند / همه خویشتن بر زمین برزدند
جریره یَکی آتشی برفُروخت / همه گنجها را بدآتش بسوخت
یکی تیغ بگرفت از آن پس به دست / درِ خانهی تازیاسپان ببست
شَکمشان بدّرید و ببرید پَی / همی ریخت از روی او خون و خَوی
بیامد به بالینِ فرخفَرود / برِ جامهی او یَکی دَشنه بود
دو رخ را به رویِ پُسر برنِهاد / شَکم بردرید، از برش جان بداد》
پینوشت: جریره مادر فَروده
Aroosha Dehghan
is on page 484 of 516
فَرود میگوید:
《به روزِ جُوانی پدر کُشته شد / مرا روز چون روز او گشته شد
به دست گُروی آمد او را زمان / سوی جات من بیژن آمد دمان
بکوشم، نمیرم مگر غُرموار / نخواهم از ایرانیان زینهار》
— Jan 07, 2022 09:55AM
《به روزِ جُوانی پدر کُشته شد / مرا روز چون روز او گشته شد
به دست گُروی آمد او را زمان / سوی جات من بیژن آمد دمان
بکوشم، نمیرم مگر غُرموار / نخواهم از ایرانیان زینهار》
Aroosha Dehghan
is on page 476 of 516
پس از داستان سیاوخش، دردناکترین داستان شاهنامه، داستان فَروده.
قشنگ جا داره بشینی پاش و خون گریه کنی برای این پسر.😭🥺
— Jan 06, 2022 11:55AM
قشنگ جا داره بشینی پاش و خون گریه کنی برای این پسر.😭🥺
Aroosha Dehghan
is on page 453 of 516
فردوسی انقدر قشنگ میگه صبح شد و چنان براومدن خورشید رو وصف میکنه که دلم میخواد گریبان بدرم و نعرهزنان سر به بیابان بذارم
《چو خورشید تیغ از میان برکَشید / شبِ تیره را گشت سر ناپدید، 》
— Jan 05, 2022 04:31AM
《چو خورشید تیغ از میان برکَشید / شبِ تیره را گشت سر ناپدید، 》
Aroosha Dehghan
is on page 408 of 516
گیو به کیخسرو میگه:
《اگر من شوم کشته، دیگر بُوَد / سرِ تاجور باشد، افسر بُوَد!
اگر تو شوی- دور از ایدر!- تباه / نبینم کسی از درِ تاج و گاه》
— Jan 04, 2022 09:50AM
《اگر من شوم کشته، دیگر بُوَد / سرِ تاجور باشد، افسر بُوَد!
اگر تو شوی- دور از ایدر!- تباه / نبینم کسی از درِ تاج و گاه》
Comments Showing 1-1 of 1 (1 new)
date
newest »
newest »
message 1:
by
Mehrasa
(new)
-
rated it 5 stars
Jan 08, 2022 05:09AM
هر بار میبینم تو ریویو با شخصیت های کتاب حرف زدید اون تصوری میاد تو ذهنم که اینا تناسخ طور وارد دنیای ما شدن و الان ممکنه این پیام رو بخونن :))))))))))))))))))
reply
|
flag

