Sara MostaghaC’s Reviews > همت > Status Update
Like flag
Sara’s Previous Updates
Sara MostaghaC
is on page 1039 of 1152
عزیزتر از این دو قطره در پبشگاه خدا هیچ قطره ای نباشد و هیچ چیز و هیچ معیاری نباشد. یک قطره خونی است که از بدن یک شهید در راه خدا بر زمین ریخته می شود. دیگری قطره اشکی که از چشم زاهدان در دل شب عاشقان الله به درگاه خدا از چشمشان ریخته می شود.
— Sep 07, 2014 10:29AM
Sara MostaghaC
is on page 967 of 1152
بخواب! این چشم هایت بالاخره سهمی از زندگی دارند و طلبی از تو دارند. تو باید سهم این چشم ها را از زندگی بدهی و طلب این چشم ها را از خودت!...این چشم ها را این همه به درد، به رنج، به دیدن و ندیدن وادار مکن ابراهیم! بگذار سهم مرا بدهند این دو چشم زیبایت. طلب مرا از دیدن، از سیر دیدن تو بدهند.
— Sep 07, 2014 05:21AM
Sara MostaghaC
is on page 693 of 1152
دارم به آخرش نزدیک می شم و می ترسم...چون می دونم تموم شدنش چه معنی داره...
— Sep 04, 2014 10:25AM
Sara MostaghaC
is on page 641 of 1152
بابا! می دونی چرا اسمت را می ذارم مهدی؟...چرا این جمله ی ساده هر دفعه حالمو زیر و رو می کنه؟ اشک تو چشام جمع می کنه؟
— Sep 04, 2014 02:12AM
Sara MostaghaC
is on page 464 of 1152
کتاب دوم بیشتر از نگاه ژیلا (همسر شهید همت)...خوبه جذبم کرده...
— Sep 03, 2014 10:52AM
Sara MostaghaC
is on page 319 of 1152
کتاب اول تموم شد..."به سوی صبح"...میریم به سمت کتاب دوم یعنی "اندوه سرد" و به سمت پاوه...
— Sep 03, 2014 05:00AM
Sara MostaghaC
is on page 283 of 1152
من چراغ روشنی در رهگذار بادم امشب تا کنم روشن رهی را, دل به دریا دادم امشب
— Sep 03, 2014 01:55AM

