Donya’s Reviews > دیروز > Status Update

Donya
Donya is on page 33 of 123
حالا، امید کمی برای مانده است. قبلا، جست و جو می‌کردم، مدام جا عوض می‌کردم. منتظر چیزی بودم. چه‌ چیز ؟ هیچ نمی‌دانستم. اما فکر می‌کردم زندگی نمی‌تواند همین چیزی که هست باشد، یعنی هیچ.
زندگی می‌بایست چیزی می‌بود و منتظر بودم آن چیز از راه برسد، دنبالش می‌گشتم...
Jul 20, 2022 12:42AM
دیروز

flag

Donya’s Previous Updates

Donya
Donya is on page 38 of 123
گاهی‌وقت‌ها، از خودم می‌پرسم من برای کار کردن زندگی می‌کنم یا کار به من فرصت زندگی می‌دهد.
تازه کدام زندگی؟
کار یکنواخت.
حقوق ناچیز.
تنهایی.
یولاند.
هزاران یولاند در دنیا هست.
زیبا و بلوند، کمابیش ابله.
یکی‌شان را انتخاب می‌کنیم و با او سر می‌کنیم.
اما یولاندها تنهایی را پر نمی‌کنند.
Jul 20, 2022 12:45AM
دیروز


Donya
Donya is on page 35 of 123
می‌روم به خیابان تا فراموش کنم، مثل همه گردش می‌کنم اما در خیابان‌ها هیچ چیز نیست، فقط مردم، مغازه ها، همین...
Jul 20, 2022 12:43AM
دیروز


Donya
Donya is on page 14 of 123
معمولا، به نوشتن توی سرم اکتفا می‌کنم. راحت‌تر است. توی سر، همه‌چیز بی هیچ مشکلی جریان دارد. اما، به‌محض این‌که می‌نویسی، اندیشه‌ها عوض می‌شوند، از شکل می‌افتند، و همه‌چیز جعلی می‌شود. به‌خاطر کلمات.
هرجا که می‌روم می‌نویسم. درحال رفتن طرف اتوبوس می‌نویسم، توی اتوبوس می‌نویسم، در رختکن مردها، جلوی ماشینم.
Jul 19, 2022 07:41AM
دیروز


Donya
Donya is on page 11 of 123
اطرافم ماشین‌ها مثل ناقوس‌های وقت دعا زنگ می‌زدند.
راهرو را دنبال کردم. در باز بود.
این در همیشه باز بود و من هیچ‌وقت تلاش نکرده بودم از آن بیرون بروم.
چرا؟
Jul 19, 2022 07:34AM
دیروز


Donya
Donya is on page 11 of 123
لین، دوستت دارم. واقعاً دوستت دارم،  ولی وقت ندارم به این
موضوع فکر کنم، کلی چیز هست که باید بهشان فکر کنم، مثلاً همین
باد، الان باید بروم بیرون و در باد قدم بزنم. با تو نه، لین،  عصبانی نشو.
قدم‌زدن در باد، کاری است که آدم فقط باید تنها انجام بدهد چون یک
ببر هست و یک پیانو که موسیقی‌اش پرنده‌ها را می‌کشد. و فقط باد
می‌تواند ترس را از بین ببرد. این خیلی معروف است. خیلی وقت است این را می‌دانم.
Jul 19, 2022 07:30AM
دیروز


No comments have been added yet.