Esrafil’s Reviews > خالکوب آشویتس > Status Update
Esrafil
is on page 147 of 271
لیل همواره در زیر سقف مقدس آسمان شب، احساس آرامش میکرد. خانوادهام جای دیگری در این دنیا به همین ستاره ها نگاه میکنند و از خودشان میپرسند که من کجا هستم. امیدوارم این ستاره ها به آنها نسبت به من آرامش بیشتری بدهند.
— Sep 27, 2022 08:09AM
Like flag
Esrafil’s Previous Updates
Esrafil
is on page 146 of 271
چشمک زدن ستاره ها در آسمان دیگر مایهی آرامش نبود. ستاره ها فقط او را به یاد اختلاف بین اینکه زندگی چطور میتواند باشد و حالا چطور است، میانداخت به یاد شبهای گرم تابستان دوران کودکی میانداخت که وقتی همه به خواب می رفتند او دزدانه از خانه بیرون میزد تا نسیم شبانگاه صورتش را نوازش و با لالاییاش او را خواب کند.
— Sep 27, 2022 08:05AM
Esrafil
is on page 132 of 271
اینجا با ما چه کار کرده؟ از ما چه طور آدمهایی ساخته؟ تا چه مدت میتونیم به این وضعیت ادامه بدهیم؟ گیتا خیال کرده بود که امروز همه چیز به پایان می رسد.
— Sep 27, 2022 07:45AM
Esrafil
is on page 70 of 271
«یه نفر رو که نجات بدی، انگار دنیا رو نجات دادی.»
— Sep 25, 2022 08:34AM
Esrafil
is on page 27 of 271
چندنفری به انتهای آلونک رفتند و مشغول دعا به درگاه خدایشان شدند. همهی اینها یک چیز فهم ناپذیر را تشکیل می دادند: آیا اینها برای این دعا میکنند که خدا راهنمایشان باشد، یا برای انتقام جویی، یا برای باوری که دارند؟ به گمان لیل اینها در نبود خاخام برای چیزی که ازنظر خودشان اهمیت بیشتری داشت دعا می کردند و به این نتیجه رسید که باید هم همینطور باشد.
— Sep 23, 2022 03:26AM
Esrafil
is on page 21 of 271
عاشق زنهای زیبایی بود که لباسها و جواهرات شیک و فاخر داشتند و گاه و بی گاه مردان بانفوذ و مهم همراهیشان میکردند. تنها مزیت کمک کردن به پدرش این بود که در درشکه را برای این آدمها باز میکرد و دستشان را می چسبید تا از درشکه پیاده شوند و عطرشان را بو می کرد و رؤیای زندگی آنها را در سر می پروراند.
— Sep 23, 2022 03:13AM
Esrafil
is on page 13 of 271
در همان حال که لیل از دروازه های آهنی باز رد میشد سرش را بالا گرفت و به واژههای آلمانیای نگاه کرد که جنسشان از فلز بود: «کار انسان را از بند میرهاند.»
— Sep 23, 2022 03:11AM

