Amin > Status Update
Amin
is on page 70 of 771
«وقتی چندین کامیون ارتشی با سربازان زیر چادر با آنهایی که سردشان بود تفنگهایشان را به شانهشان تکیه داده بودند و دستهایشان را ها میکردند، گذشتند، یک سینما در آن سمت خیابان ظاهر شد. در یک لحظه با این کامیونهای پر از سرباز و خیابان سفید از برف و بیگذرنده و سرد، یاد «وداع با اسلحه» افتاد، شاید سینما، فکر سینما را ساخت.»
— Apr 02, 2023 01:20AM
5 likes · Like flag
Amin’s Previous Updates
Amin
is on page 100 of 771
دلش میخواست یک نفر لال بود و برایش تعریف میکرد.هرچند که نتواند از نظر عقلانی توجیه شود. میدانست رویایی که خرد نداشته باشد رویای والاتر و ارزشمندتریست، خرد خیال را سطحی میکند. خداوند، خیال و رویای بیعقل را بیشتر صاحب عدالت میداند. پدیدههای شخصی در ذهن شاعر دشمن اوست.
— Apr 05, 2023 07:02AM
Amin
is starting
«خیلیوقتها گمش میکرد اما اما نمیتوانست بگوید همهٔ من به درد رفاقت نمیخورد. اگر به همهٔ زندگی من میآمدیِ، روزگارت سیاه میشد. انگار هیچوقت بدی را نگاه نکرده بود. چشمش خیس شد.»
— Apr 01, 2023 02:07AM

