Maedeh’s Reviews > مجموعه اشعار محمدعلی بهمنی > Status Update
5 likes · Like flag
Maedeh’s Previous Updates
Maedeh
is 77% done
دلم برای خودم تنگ می شود آری / همیشه بی خبر از حال خویشتن بودم
نشد جواب بگیرم سلام هایم را / هر آنچه شیفته تر از پی شدن بودم
چگونه شرح دهم عمق خستگی ها را؟ / اشاره ای كنم انگار كوهكن بودم
— Dec 18, 2024 03:16PM
نشد جواب بگیرم سلام هایم را / هر آنچه شیفته تر از پی شدن بودم
چگونه شرح دهم عمق خستگی ها را؟ / اشاره ای كنم انگار كوهكن بودم
Maedeh
is 61% done
گفتی: ((در این ره پیر باید شد)) شدم حالا / از آن همه رویا یکی تعبیر خواهد شد؟
دیوانهام میخواستی آیا به دست تو / دیوانهای با این جنون زنجیر خواهد شد؟
میگوید: ((از من سیر خواهی شد)) زبانش لال / آخر کسی از شعر "حافظ" سیر خواهد شد؟
— Dec 12, 2024 03:11PM
دیوانهام میخواستی آیا به دست تو / دیوانهای با این جنون زنجیر خواهد شد؟
میگوید: ((از من سیر خواهی شد)) زبانش لال / آخر کسی از شعر "حافظ" سیر خواهد شد؟
Maedeh
is 50% done
میپرسد از من کیستی؟ میگویمش اما نمیداند/این چهره گمگشته در آیینه، خود این را نمیداند
میکاودم میگویمش چیزی از این ویران نخواهی یافت/این در غبار خویشتن چیزی از این دنیا نمیداند
میگویمش گمگشتهای هستم که در این دور بی مقصد/کاری به جز شب کردن امروز یا فردا نمیداند
میگویمش آنقدر تنهایم که بیتردید میدانم/حال مرا جز شاعری مانند من تنها نمیداند
— Dec 07, 2024 11:45AM
میکاودم میگویمش چیزی از این ویران نخواهی یافت/این در غبار خویشتن چیزی از این دنیا نمیداند
میگویمش گمگشتهای هستم که در این دور بی مقصد/کاری به جز شب کردن امروز یا فردا نمیداند
میگویمش آنقدر تنهایم که بیتردید میدانم/حال مرا جز شاعری مانند من تنها نمیداند
Maedeh
is 36% done
از زندگی از این همه تکرار خستهام / از های و هوی کوچه و بازار خستهام
دلگیرم از ستاره و از ماه و آسمان / از هر چه و هر که و هر کار خستهام
دل خسته سوی خانه تن خسته میکشم / وایا از این حصار دلآزار خستهام
بیزارم از خموشی تقویم روی میز / از دنگ دنگ ساعت دیوار خستهام
از او که گفت یار تو هستم ولی نبود / از خود که زخم خوردهام از یار خستهام
با خویش در ستیزم و از دوست در گریز / از حال من مپرس که بسیار خستهام
— Nov 27, 2024 02:49PM
دلگیرم از ستاره و از ماه و آسمان / از هر چه و هر که و هر کار خستهام
دل خسته سوی خانه تن خسته میکشم / وایا از این حصار دلآزار خستهام
بیزارم از خموشی تقویم روی میز / از دنگ دنگ ساعت دیوار خستهام
از او که گفت یار تو هستم ولی نبود / از خود که زخم خوردهام از یار خستهام
با خویش در ستیزم و از دوست در گریز / از حال من مپرس که بسیار خستهام

