مردی که هیچ بود Quotes

Rate this book
Clear rating
مردی که هیچ بود مردی که هیچ بود by مرتضی احمدی
21 ratings, 2.10 average rating, 5 reviews
مردی که هیچ بود Quotes Showing 1-1 of 1
“«کار شاغلام پخت و پز و فروختن جغوربغور «حسرت‌الملوک» بود. بعدازظهر تا شب سر چارراه گمرک امیریه چسبیده به دکون نونوایی سنگکی آق الیاس بساط می‌کرد و با اون صدای خوشش می‌زد زیر آواز‌، «دل دارم قلوه دارم کباب سرخ‌کرده دارم...» عطر و بویی راه می‌نداخت که هر عابری رو به طرف خودش می‌کشوند. ماهی یه بارم شاغلام دل و جیگر و خوش‌گوشت می‌آورد خونه‌، منقل و زغالو می‌ذاشت بغل باغچه‌، دل و جیگرارو سیخ می‌کرد و می‌چید رو آتیش و اهل خونه رو دعوت می‌کرد. بادبزنو دس می‌گرفت و سیخو زیر و رو می‌کرد و می‌زد زیر آواز. از جواد یساری و داوود مقامی و عباس قادری و نعمت آغاسی براشون می‌خوند و گاهی‌ام یه کوچه باغی مهمونشون می‌کرد و حال و هوای دیگه‌ای به بزم خودش می‌داد.»”
مرتضی احمدی, مردی که هیچ بود