Goodreads helps you follow your favorite authors. Be the first to learn about new releases!
Start by following لیلا کردبچه.
Showing 1-5 of 5
“وطن کسی ست که زبانت را بفهمد پسر !
از من که گذشت
اما
تو حواست باشد!
معلوم نیست کسی که زبانت را می فهمد
در جیبش گذرنامه نباشد”
―
از من که گذشت
اما
تو حواست باشد!
معلوم نیست کسی که زبانت را می فهمد
در جیبش گذرنامه نباشد”
―
“آنروز به چشمهایم گفتم :
«متاسفم !
بعد از این بهطرز جنونآمیزی حرامتان خواهم کرد»
گفتم: «او رفته است
و آنکه مانده تا غربتِ شهر را کامل کند ،
دیوانهایست با دو حفرهی خالی بر صورت
و
دو کلیدِ زنگزده در دست
که حاضر نیست
آنها را بههیچ دری امتحان کند»”
―
«متاسفم !
بعد از این بهطرز جنونآمیزی حرامتان خواهم کرد»
گفتم: «او رفته است
و آنکه مانده تا غربتِ شهر را کامل کند ،
دیوانهایست با دو حفرهی خالی بر صورت
و
دو کلیدِ زنگزده در دست
که حاضر نیست
آنها را بههیچ دری امتحان کند»”
―
“بارها گفتهام این شهر بهار ندارد
باغ ندارد
بهارنارنج ندارد
و آدم اگر دلش بگیرد
دردش را به کدام پنجره بگوید
که دهانش پیش هر غریبهای باز نشود ؟”
―
باغ ندارد
بهارنارنج ندارد
و آدم اگر دلش بگیرد
دردش را به کدام پنجره بگوید
که دهانش پیش هر غریبهای باز نشود ؟”
―
“هزار سال
پیش از آنکه جاده را رفتن آموخته باشند
دلتنگ تو بودم،
انگار هزار سال منتظر بودم
بیایی پشت پنجرهی اتوبوس
برایم دست تکان بدهی،
تا این شعر را برایت بنویسم.”
― کلاغمرگی
پیش از آنکه جاده را رفتن آموخته باشند
دلتنگ تو بودم،
انگار هزار سال منتظر بودم
بیایی پشت پنجرهی اتوبوس
برایم دست تکان بدهی،
تا این شعر را برایت بنویسم.”
― کلاغمرگی
“کلاغی بر استخوان ترقوهام لانه کرده است
و روزهای اول هر پاییز،
زردم میشود!
میخواهم بگویم آنقدر عمیق در خودم ریشه کردهام
که همین روزها انگشتان پایم به آب میرسند
بی آنکه در این خانه آب از آب تکان خورده باشد”
― آواز کرگدن
و روزهای اول هر پاییز،
زردم میشود!
میخواهم بگویم آنقدر عمیق در خودم ریشه کردهام
که همین روزها انگشتان پایم به آب میرسند
بی آنکه در این خانه آب از آب تکان خورده باشد”
― آواز کرگدن



