Goodreads helps you follow your favorite authors. Be the first to learn about new releases!
Start by following حافظ موسوی.
Showing 1-6 of 6
“پاییز هیچ حرف تازه ای برای گفتن ندارد
با این همه از منبر بلند باد
بالا که می رود
درخت ها چه زود به گریه می افتند ”
―
با این همه از منبر بلند باد
بالا که می رود
درخت ها چه زود به گریه می افتند ”
―
“آرزوهایت بلند بود
دست های من کوتاه
تو نردبان خواسته بودی
من صندلی بودم
با این همه
فراموشم نکن
وقتی که بر صندلی فرسوده ات نشسته ای
و به ماه فکر می کنی”
―
دست های من کوتاه
تو نردبان خواسته بودی
من صندلی بودم
با این همه
فراموشم نکن
وقتی که بر صندلی فرسوده ات نشسته ای
و به ماه فکر می کنی”
―
“اینجا
خاورمیانه است
سرزمین صلح های موقت
بین جنگ های پیاپی
سرزمین خلیفه ها، امپراتوران، شاهزادگان، حرمسراها
و مردمی که نمی دانند
برای اعدام یک دیکتاتور
باید بخندند یا گریه کنند.”
― خردهریز خاطرهها و شعرهای خاورمیانه
خاورمیانه است
سرزمین صلح های موقت
بین جنگ های پیاپی
سرزمین خلیفه ها، امپراتوران، شاهزادگان، حرمسراها
و مردمی که نمی دانند
برای اعدام یک دیکتاتور
باید بخندند یا گریه کنند.”
― خردهریز خاطرهها و شعرهای خاورمیانه
“می دانم نمی دانی
چقدر دوستت دارم
و چقدر این دوست داشتن همه چیزم را
در دست گرفته است
می دانم نمی دانی
چقدر بی آنکه بدانی می توانم دوستت داشته باشم
بی آنکه نگاهت کنم
صدایت کنم
بی آنکه حتی زنده باشم
می دانم نمی دانی
تا بحال چقدر دوست داشتنت
مرا به کشتن داده است”
―
چقدر دوستت دارم
و چقدر این دوست داشتن همه چیزم را
در دست گرفته است
می دانم نمی دانی
چقدر بی آنکه بدانی می توانم دوستت داشته باشم
بی آنکه نگاهت کنم
صدایت کنم
بی آنکه حتی زنده باشم
می دانم نمی دانی
تا بحال چقدر دوست داشتنت
مرا به کشتن داده است”
―
“در آشپزخانه مينشينيم
و چيزی پنهان مانده در گلو را
دود ميكنيم
دهن كجي قندان بهانه است
و تيزي براق كارد هيچ ارتباطي با وسوسه سمج رگها نميتواند داشته باشد
چطور بگويم؟!
ما با سيگارهايمان دود میشويم
و جهان را از اين كه هست
تاريكتر میكنيم”
―
و چيزی پنهان مانده در گلو را
دود ميكنيم
دهن كجي قندان بهانه است
و تيزي براق كارد هيچ ارتباطي با وسوسه سمج رگها نميتواند داشته باشد
چطور بگويم؟!
ما با سيگارهايمان دود میشويم
و جهان را از اين كه هست
تاريكتر میكنيم”
―




