“گفتند روزی شیخ ابوسعید در بازار نشابور میرفت. نزدیک نخاس خانه رسید و آواز چنگ بشنید. بنگریست. کنیزک ترک مطربه چنگ میزد و این بیت میگفت:
امروز درین شهر چو من یاری نی
آورده ببازار و خریداری نی
آنکس که خریدار بدو رایم نی
و آنکس که بدو رای خریدارم نی.
شیخ همانجا سجاده بیفکند و بنشست و فرمود که این کنیزک را بیاریت. رد حال آوردند فرمود: بیت بازگوی. باز گفت، شخ فرمود خصم کنیزک کجاست؟ گفتند حاضرست. آواز دادند، آمد. فرمود بچند میفروشی؟ گفت: یک هزار دینار. فرمود که خریدم. خصم گفت که فروختم. کنیزک را فرمود که رایت بکیست؟ گفت: بفلان. فرمود که حاضر کنیت. حاضر کردند کنیزک را آزد کرد و بزنی بدان خصم داد. فروشنده فریاد برآورد که بهای کنیزک. فرمود که برسانم. از مریدان یکی میگذشت، شیخ آواز داد و فرمود که هزار دینار از واجبات بدین خصم کنیزک ده. قبول کرد و در ساعت برفت.”
―
حالات و سخنان ابوسعید ابوالخیر
Share this quote:
Friends Who Liked This Quote
To see what your friends thought of this quote, please sign up!
1 like
All Members Who Liked This Quote
This Quote Is From
حالات و سخنان ابوسعید ابوالخیر
by
جمال الدین ابوروح لطف الله بن ابی سعد42 ratings, average rating, 5 reviews
Browse By Tag
- love (101860)
- life (79975)
- inspirational (76368)
- humor (44530)
- philosophy (31210)
- inspirational-quotes (29053)
- god (26992)
- truth (24849)
- wisdom (24804)
- romance (24489)
- poetry (23463)
- life-lessons (22762)
- quotes (21226)
- death (20641)
- happiness (19108)
- hope (18677)
- faith (18524)
- inspiration (17548)
- spirituality (15834)
- relationships (15751)
- life-quotes (15662)
- motivational (15539)
- religion (15448)
- love-quotes (15422)
- writing (14988)
- success (14232)
- travel (13643)
- motivation (13468)
- time (12914)
- motivational-quotes (12673)

