(?)
Quotes are added by the Goodreads community and are not verified by Goodreads. (Learn more)

“مانی برگشت به‌طرف رها. دستانش را در دو طرف کمر او گذاشت و آرام بوسیدش. یک‌بار بوسه، برای شب‌هایی بود که فردایش هم هم‌دیگر را می‌دیدند. دوباره آرام بوسیدش. سه‌باره آرام بوسیدش. حالا طرح روی بلوز رها را می‌دید. آن هزاران طرح ریز شبیهِ پرنده‌های کوچکی بودند؛ شاید هم چیزهای کوچک دیگری بودند اما به‌نظرِ مانی شبیهِ پرنده می‌آمدند.”

نگار ولی زادگان, در خاطر دو گیلاس شامپاین
Read more quotes from نگار ولی زادگان


Share this quote:
Share on Twitter

Friends Who Liked This Quote

To see what your friends thought of this quote, please sign up!


This Quote Is From


Browse By Tag