(?)
Quotes are added by the Goodreads community and are not verified by Goodreads. (Learn more)
Farhad Pirbal

“به‌ فروغ فرخزاد

در خيابانهای سرد شب
به‌ پنجره‌های زرد آسمان خیره‌ می شوی
و برف دلت را بر کاج سوخته‌ی موهایت می بارانی
ـ حلق چرا تشنه‌ی جرعه‌ای شراب می شود؟
خلق چرا خسته‌ی زندگانی خراب میشود؟

!اینقدر تارموهای زلفت را به‌ ستاره‌ها گره‌ نزن
لهیب قلب زخمی ات
فریب و غبار این سرزمین را نمی افروزد
زیرا حقیقتی که‌ در دل من و تو برق می زند
از چراغ قصرها و جاده‌ها روشنتر نیست

در روز تولدت
اشک برای چشمان و غم برای دلت می گرید
تو هم در آستانه‌ی رود و طنین ابر
خود را به‌ سوهان غم جهانی با رنج های ابدی می سپاری

ـ من امشب در خواب خویش
قافله‌ سالار کاروانی بودم
که‌ مردمانش در این سرزمین رنج
.تازه‌ از خوابی سبز بیدار شده‌ بودند”

فرهاد پیربال
Read more quotes from Farhad Pirbal


Share this quote:
Share on Twitter

Friends Who Liked This Quote

To see what your friends thought of this quote, please sign up!



Browse By Tag