Abolfazl > Abolfazl's Quotes

Showing 1-30 of 96
« previous 1 3 4
sort by

  • #1
    “و به مهمان تعارف مكن و هر ساعت مگوى كه: "اى فلان! نان نيك بخور! هيچ نمى خورى! به جان تو كه شرم مدار" كه از چنين گفتار مهمان شرمزده گردد و نان نتواند خوردن و نيم سير از خوان برخيزد.
    و ما را به گيلان رسمى است خوب، چون مهمانى را به خوان برند، خوردنى در ميان خوان بنهند و خداوندخانه از آن جا برود تا مهمانان چنان كه خواهند نان بخورند.”
    عنصرالمعالی کیکاوس‌بن اسکندربن قابوس‌

  • #2
    نادر ابراهیمی
    “شاگردى كه كمتر از معلمش بداند، دنيا را به عقب مى راند؛ شاگردى كه به قدر معلمش بداند، جهان را متوقف مى كند.”
    نادر ابراهیمی, واقعیتهای پرخون

  • #3
    Anne Tyler
    “«آدم‌ها فکر می‌کنند ازدست‌دادن یک عزیز مثل ترک کردن سیگار است. روز اوّل خیلی سخت است. روز بعد سختی کم‌تر می‌شود و به تدریج از بین می‌رود و هرچه که می‌گذرد تحمّلش آسان‌تر و آسان‌تر می‌شود. امّا من می‌گویم مثل آب‌نخوردن است. هرروز بیشتر متوجّه ازدست‌رفتن عزیزت می‌شوی»”
    Anne Tyler, Back When We Were Grownups

  • #4
    Forough Farrokhzad
    “من از شب حرف می زنم
    من از نهایت تاریکی و از نهایت شب حرف می زنم
    اگر به خانه من آمدی برای من ای مهربان چراغ بیاور و یک دریچه که از آن به ازدحام کوچه خوشبخت بنگرم”
    فروغ فرخزاد

  • #5
    Warren Buffett
    “Honesty is a very expensive gift, Don't expect it from cheap people.”
    Warren Buffett

  • #6
    Mark Twain
    “The two most important days in your life are the day you are born and the day you find out why.”
    Mark Twain

  • #7
    Charles Bukowski
    “The problem with the world is that the intelligent people are full of doubts, while the stupid ones are full of confidence.”
    Charles Bukowski

  • #8
    Forough Farrokhzad
    “‍من
    در جستجوی
    قطعه ای از
    آسمان پهناور
    هستم،

    که از تراکم
    اندیشه های پَست
    ...تهی باشد”
    Forough Farrokhzad

  • #9
    “کسی که طالب نیست آدم نیست. اگر واقعا ادعای آدمیت داریم، باید شب و روز در ترقی شخص خود و ملک خود و دولت بکوشیم. کهنه پرستی را باید منسوخ کرد. باید ترقی پرست شد. و باید آیین ترقی را از الفبا شروع کرد.”
    میرزا ملکم خان ناظم‌الدوله

  • #10
    Sohrab Sepehri
    “جای مردان سیاست بنشانید درخت / تا هوا تازه شود”
    سهراب سپهری

  • #11
    Sohrab Sepehri
    “چرخ یک گاری در حسرت واماندن اسب
    اسب در حسرت خوابیدن گاریچی
    مرد گاریچی در حسرت مرگ”
    سهراب سپهری / Sohrab Sepehri

  • #12
    Bernard M. Baruch
    “Be who you are and say what you feel, because those who mind don't matter, and those who matter don't mind.”
    Bernard M. Baruch

  • #13
    Mae West
    “You only live once, but if you do it right, once is enough.”
    Mae West

  • #14
    Friedrich Nietzsche
    “Without music, life would be a mistake.”
    Friedrich Nietzsche, Twilight of the Idols

  • #15
    Bachtyar Ali
    “خدا انسان را فرشته نیافریده
    اما از او می‌خواهد که فرشته باشد!؟”
    Bachtyar Ali, غەزەلنوس و باغەکانی خەیاڵ ‌ ‌

  • #16
    “کتاب «سخنی از بی سخنی» در هفت فصل نوشته شده است

    فصل يكم: روايت تحول شخصيت و چرخه‌ي پي‌رفتي

    فصل دوم: روايت‌ تحول شخصيت و نماد‌شناسي اسطوره‌شناختي

    فصل سوم: تحول شخصيت و اثبات آن

    فصل چهارم: روايت‌هاي تحول شخصيت و سازه‌هاي مشترك

    فصل پنجم: تحول و نمو‌هاي ميان دو قطب تحولي

    فصل ششم: واكنش و نقش آن در تحول شخصيت

    فصل هفتم: روايت تحول شخصيت و نماد‌شناسي روان‌شناختي”
    محمد تقی حسن زاده توکلی, سخنی از بی‌سخنی: بررسی روایت‌های تحول شخصیت در تذکره الاولیای عطار

  • #17
    Heinrich Böll
    “هرگز نبايد سعي در تكرار لحظات داشت بايد آنها را همان گونه كه يك بار اتفاق افتاده اند فقط تنها به خاطر آورد.”
    Heinrich Böll

  • #18
    گروس عبدالملکیان
    “این فیلم را به عقب برگردان
    آن قدر که پالتوی پوست پشت ویترین
    پلنگی شود
    که می دود در دشت های دور

    آن قدر که عصاها
    پیاده به جنگل برگردند
    و پرندگان
    دوباره بر زمین

    نه

    به عقب تر برگرد
    بگذار خدا
    دوباره دست هایش را بشوید
    در آینه بنگرد

    شاید
    تصمیم دیگری گرفت”
    گروس عبدالملکیان

  • #19
    Milan Kundera
    “پرسش بااهمیت را فقط یک کودک می‌تواند طرح کند. درواقع همیشه ساده‌ترین پرسش‌ها بااهمیت‌ترین پرسش‌هاست و پاسخی برای آنها وجود ندارد. پرسش‌هایی که نمی‌توان به آنها پاسخ داد، درست همان چیزی است که محدودیت‌های امکانات بشر را نشان می‌دهد و مرزهای هستی ما را تعیین می‌کند.”
    Milan Kundera, The Unbearable Lightness of Being

  • #20
    Abdulla Pashew
    “برای دختری بلوند"

    نامم را
    از دور شنیده‌ای
    دوستم داشته‌ای
    با شعرهایم انگار زندگی کرده ای
    و شیرینی شب‌هایت بوده اند

    نشناخته‌ای مرا
    باور کن نشناخته‌ای مرا
    دنیای دلخواهت را
    هرگز نزد من نخواهی یافت
    چرا که دنیای من سراسر اندوه است
    و در آن
    برای لبخند جایی نیست

    ساکن ویرانه‌ای هستم
    که در آن
    جز شعر چیزی نمی‌یابی

    و آن که قبله دل و چشم توست
    تنها بتی شکسته است

    دور باش از من
    از زندگی‌ام
    و از چشمان بدبینم
    از شعرم
    و دسته گل‌هایی که به خاطر چیدن‌شان
    بارها تشویق شده‌ام”
    Abdulla Pashew

  • #21
    Farzad Kamangar
    “مگر می‌توان در قحط سال عدل و داد معلم بود، اما «الف» و «بای» امید و برابری را تدریس نکرد، حتا اگر راه ختم به اوین و مرگ شود؟”
    Farzad Kamangar

  • #22
    Maurice Maeterlinck
    “اگر مغز خالی هم مثل شکم خالی سرو صدا
    ! می کرد، انسان خیلی عاقل تر از اینها بود”
    Maurice Maeterlinck

  • #23
    Jean-Paul Sartre
    “وقتی که آدم هیچ کاری انجام نمی دهد گمان می کند که مسئول همه کارهاست
    (گوشه نشینان آلتونا)”
    ژان پل سارتر / Jean-Paul Sartre

  • #24
    Farzad Kamangar
    “من یک معلم می‌مانم و تو یک زندانبان.
    زئوس، خدای خدایان فرمان داد تا پرومته‌ی نافرمان را به بند کشند و این‌گونه بود حکایت من و تو اینجا آغاز شد.

    اتاق بازجویی‌مان همان اتاقی بود که راننده‌های شرکت واحد و معلم‌ها بازجویی شده بودند. میزِ بازجویی همان میزی بود که دانشجوها بر روی آن یادگاری نوشته بودند و تختی که من روی آن می‌خوابیدم، همان تختی بود که "عمران" جوانِ بلوچ، قبل از اعدام رویش نوشته بود: «دلم برای کویر تنگ شده». چشم‌بندمان هم همان چشم‌بندی بود که اعضای کمپینِ یک میلیون "فریاد خاموش" به چشم داشتند. پس نباید غریبگی کرد و نباید هم‌دیگر را فراموش کرد. این‌ها همه یک جورهایی آشنایند، اینجا همه چون شمایند، راستی، فکر کن شاید فردا نوبت تو باشد.”
    Farzad Kamangar

  • #25
    Ali Shariati
    “ می خواستم زندگی کنم ، راهم را بستند
    ستایش کردم ، گفتند خرافات است
    عاشق شدم ، گفتند دروغ است
    گریستم ، گفتند بهانه است
    خندیدم ، گفتند دیوانه است
    دنیا را نگه دارید ، می خواهم پیاده شوم”
    علي شريعتي

  • #26
    قیصر امین‌پور
    “حسرت همیشگی



    حرفهای ما هنوز ناتمام...

    تا نگاه می کنی:
    وقت رفتن است
    بازهم همان حکایت همیشگی !


    پیش از آنکه با خبر شوی

    لحظه ی عظیمت تو ناگزیر می شود



    آی... ای دریغ و حسرت همیشگی

    ناگهان
    چقدر زود
    دیر می شود!”
    قيصر امين پور

  • #27
    Omar Khayyám
    “اي بس كه نباشيم و جهان خواهد بود
    ني نام زما و ني نشان خواهد بود
    زين پيش نبوديم و نبد هيچ خلل
    زين پس چو نباشيم همان خواهد بود”
    Omar Khayyam

  • #28
    مهدی اخوان ثالث
    “مسیحای جوانمرد من ای ترسای پیر پیرهن چرکین
    هوا بس ناجوانمردانه سرد است...آی
    دمت گرم و سرت خوش باد
    سلامم را تو پاسخ گوی ، در بگشای
    منم من میهمان هر شبت ، لولی وش مغموم
    منم من سنگ تیپاخورده رنجور
    منم دشنام پست افرینش ، نغمه ناجور
    نه از رومم ، نه از زنگم
    همان بی رنگ بی رنگم
    بیا بگشای در بگشای دلتنگم”
    مهدی اخوان ثالث, زمستان

  • #29
    رسول یونان
    “تو ماه را
    بیشتر از همه دوست می داشتی
    و حالا
    ماه هر شب
    تو را به یاد من می آورد
    می خواهم فراموشت کنم
    اما این ماه
    با هیچ دستمالی
    از پنجره ها پاک نمی شود”
    رسول یونان
    tags: love

  • #30
    Haruki Murakami
    “دویدن امتیازات زیادی دارد، مهتر از همه به کسی احتیاج ندارید که این کار را انجام بدهید.”
    Haruki Murakami, What I Talk About When I Talk About Running



Rss
« previous 1 3 4