Fahime > Fahime's Quotes

Showing 1-14 of 14
sort by

  • #1
    نادر ابراهیمی
    “هر سلام، سرآغاز دردناک یک خداحافظی‌ست.”
    نادر ابراهیمی, بار دیگر شهری که دوست می‌داشتم

  • #2
    نادر ابراهیمی
    “عزیز من!
    بیا کمی پیاده راه برویم.”
    نادر ابراهیمی, چهل نامه‌ی کوتاه به همسرم

  • #3
    نادر ابراهیمی
    “هلیا! گریز اصل زندگی‌ست.
    گریز از هر آنجه که اجبار را توجیه می‌کند.
    ...”
    نادر ابراهیمی, بار دیگر شهری که دوست می‌داشتم

  • #4
    “مگذار که عشق ، به عادتِ دوست داشتن تبدیل شود ! مگذار که حتی آب دادنِ گلهای باغچه ، به عادتِ آب دادنِ گلهای باغچه بدل شود ! عشق ، عادت به دوست داشتن و سخت دوست داشتنِ دیگری نیست ، پیوسته نو کردنِ خواستنی ست که خود پیوسته ، خواهانِ نو شدن است و دیگرگون شدن. تازگی ، ذاتِ عشق است و طراوت ، بافتِ عشق . چگونه می شود تازگی و طراوت را از عشق گرفت و عشق همچنان عشق بماند ؟ عشق، تن به فراموشی نمی سپارد ، مگر یک بار برای همیشه . جامِ بلور ، تنها یک بار می شکند . میتوان شکسته اش را ، تکه هایش را ، نگه داشت . اما شکسته های جام ،آن تکه های تیزِ برَنده ، دیگر جام نیست . احتیاط باید کرد . همه چیز کهنه میشود و اگر کمی کوتاهی کنیم ، عشق نیز . بهانه ها جای حسِ عاشقانه را خوب می گیرند…”
    نادر ابراهیمی-یک عاشقانه ی آرام

  • #5
    نادر ابراهیمی
    “هلیای من!
    به شکوه آنچه بازیچه نیست بیندیش.
    من خوب آگاهم که زندگی، یکسر، صحنه بازی ست؛
    من خوب می دانم.
    اما بدان که همه کس برای بازی های حقیر آفریده نشده است.
    مرا به بازی کوچک شکست خوردگی مکشان.
    به همه سوی خود بنگر و بازمی گویم که مگذار زمان پشیمانی بیافریند.
    به زندگی بیندیش که می خواهد باز بازیگرانش را با دست خویش انتخاب کند.
    به روزهای اندوهباری بیندیش که تسلیم شدگی را نفرین خواهی کرد
    و به روزهایی که هزار نفرین، حتی لحظه ای را برنمی گرداند.
    تو امروز بر فرازی ایستاده یی که هزار راه را می توانی دید.. و دیدگان تو به تو امان می دهند که راه ها را تا اعماق شان بپایی..
    در آن لحظه ای که تو یک «آری» را با تمام زندگی عوض می کنی،
    در آن لحظه های خطیر که سپر می افکنی و می گذاری دیگران به جای تو بیندیشند،
    در آن لحظه هایی که تو ناتوانی خویش را در برابر فریادهای دیگران احساس می کنی،
    در آن لحظه یی که تو از فراز، پا در راهی می گذاری که آن سوی آن اختتام تمام اندیشه ها و رویاهاست،
    در تمام لحظه هایی که تو می دانی، می شناسی و خواهی شناخت، به یاد داشته باش
    که روزها و لحظه ها هیچ گاه بازنمی گردند..”
    نادر ابراهیمی, بار دیگر شهری که دوست می‌داشتم

  • #6
    نادر ابراهیمی
    “چیزی خوفناک تر از تکیه گاه نیست. ذلت، رایگانترین هدیه هر پناهی ست که می توان جست.”
    نادر ابراهیمی, بار دیگر شهری که دوست می‌داشتم

  • #7
    Zoya Pirzad
    “نه با کسی بحث کن، نه از کسی انتقاد کن.
    هرکی هرچی گفت بگو حق با شماست و خودت را خلاص کن.
    آدم‌ها عقیده‌ات را که می‌پرسند نظرت را نمی‌خواهند.
    می‌خواهند با عقیده‌ی خودشان موافقت کنی.
    بحث کردن با آدمها بی‌فایده است.”
    زویا پیرزاد, چراغ‌ها را من خاموش می‌کنم

  • #8
    “زندگی آدم‌ها همه‌اش دست خودشان نیست. تو فقط می‌توانی سهم خودت را درست زندگی کنی. بقیه‌اش دست دیگران است.”
    نسیم مرعشی, پاییز فصل آخر سال است

  • #9
    “خوبی چت همین است. هر وقت بخواهی، چیزی می‌گویی و هر وقت نمی‌خواهی، نمی‌گویی و بی خداحافظی گم می‌شوی. می‌توانی با بغض بخندی و هیچ‌کس نفهمد داری گریه می‌کنی. می‌توانی جواب حرفی را که دوست نداری ندهی، دست‌هایت را زیر چانه بزنی، خیره شوی به مانیتور و بگویی سرم شلوغ است. می‌توانی پشت کامپیوتر بنشینی و خاموش شوی. در یک لحظه اسمت لای اسم آدم‌ها گم شود و هیچ کس نگرانت نشود.”
    نسیم مرعشی, پاییز فصل آخر سال است
    tags: چت

  • #10
    Frank Zappa
    “So many books, so little time.”
    Frank Zappa

  • #11
    Albert Camus
    “Don’t walk in front of me… I may not follow
    Don’t walk behind me… I may not lead
    Walk beside me… just be my friend”
    Albert Camus

  • #12
    Marcus Tullius Cicero
    “A room without books is like a body without a soul.”
    Marcus Tullius Cicero

  • #13
    Mark Twain
    “Good friends, good books, and a sleepy conscience: this is the ideal life.”
    Mark Twain

  • #14
    I have always imagined that Paradise will be a kind of library.
    “I have always imagined that Paradise will be a kind of library.”
    Jorge Luis Borges



Rss