Ladan
https://www.goodreads.com/ladansz
“گفت: «آدم چایی میخورد که به شاشیدنش بیرزد.»”
― سمفونی مردگان
― سمفونی مردگان
“- همین است! من یک بادبادک هستم، اگر کسی ماسوره را نگه ندارد، پرواز می کنم، می روم... و تو... جالب است، اغلب به خودم می گویم تو به اندازه ی کافی قوی هستی که مرا نگه داری و به همان اندازه باهوشی هستی که بگذاری بپرم، گورم را گم کنم...
- چرا این چیز ها را می گویی؟
- دوست دارم بدانی.
- چرا حالا؟
- نمی دانم... خیلی عجیب است که کسی به آدم بگوید از با تو بودن احساس خوبی دارم؟
- نه اما چرا الان این را به من می گویی؟
- چون بعضی اوقات فکر می کنم تو متوجه نیستی که ما چه شانسی داریم...”
― Someone I Loved
- چرا این چیز ها را می گویی؟
- دوست دارم بدانی.
- چرا حالا؟
- نمی دانم... خیلی عجیب است که کسی به آدم بگوید از با تو بودن احساس خوبی دارم؟
- نه اما چرا الان این را به من می گویی؟
- چون بعضی اوقات فکر می کنم تو متوجه نیستی که ما چه شانسی داریم...”
― Someone I Loved
“در این بازار عطاران مرو هر سو چو بیکاران
به دکّان کسی بنشین که در دکّان شکر دارد”
― دیوان كلیات شمس تبریزی
به دکّان کسی بنشین که در دکّان شکر دارد”
― دیوان كلیات شمس تبریزی
“تو را گم می كنم هر روز و پیدا می كنم هر شب
بدین سان خواب ها را با تو زیبا می كنم هر شب
تبی این گاه را چون كوه سنگین می كند آن گاه
چه آتش ها كه در این كوه برپا می كنم هر شب
تماشایی است پیچ و تاب آتش ها، خوشا بر من
كه پیچ و تاب آتش را تماشا می كنم هر شب
مرا یك شب تحمل كن كه تا باور كنی ای دوست
چگونه با جنون خود مدارا می كنم هر شب
چنان دستم تهی گردیده از گرمای دست تو
كه این یخ كرده را از بی كسی، ها می كنم هر شب
تمام سایه ها را می كشم بر روزن مهتاب
حضورم را ز چشم شهر حاشا می كنم هر شب
دلم فریاد می خواهد ولی در انزوای خویش
چه بی آزار با دیوار نجوا می كنم هر شب
كجا دنبال مفهومی برای عشق می گردی؟
كه من این واژه را تا صبح معنا می كنم هر شب”
―
بدین سان خواب ها را با تو زیبا می كنم هر شب
تبی این گاه را چون كوه سنگین می كند آن گاه
چه آتش ها كه در این كوه برپا می كنم هر شب
تماشایی است پیچ و تاب آتش ها، خوشا بر من
كه پیچ و تاب آتش را تماشا می كنم هر شب
مرا یك شب تحمل كن كه تا باور كنی ای دوست
چگونه با جنون خود مدارا می كنم هر شب
چنان دستم تهی گردیده از گرمای دست تو
كه این یخ كرده را از بی كسی، ها می كنم هر شب
تمام سایه ها را می كشم بر روزن مهتاب
حضورم را ز چشم شهر حاشا می كنم هر شب
دلم فریاد می خواهد ولی در انزوای خویش
چه بی آزار با دیوار نجوا می كنم هر شب
كجا دنبال مفهومی برای عشق می گردی؟
كه من این واژه را تا صبح معنا می كنم هر شب”
―
“فایدۀ ادبیات: غلبه بر مرگ و فراموشی
تلاش برای فراگذشتن از مرگمان اساساً انسانی است. این احساس که مرگ نباید پایان همه چیز باشد، یکی از احساسات بنیادی وجودی است. ما با مقاومت در برابر مرگ در مقابل فراموشی ایستادگی می کنیم. یکی از این شکل هایی که این مقاومت می تواند به خود بگیرد، بازگشت به اعترافات پرشور کازانتزاکیس، عمل آفرینش،است. این باور باید آگاهانه یا به طور ناخودآگاه در ذهن آفرینشگر حی و حاضر باشد: من می آفرینم، من در برابر مرگ مقاومت می کنم
(ایوان کلیما، مقالۀ «ادبیات و خاطره«، ، از کتاب «روح پراگ»، صص44-45)”
― روح پراگ
تلاش برای فراگذشتن از مرگمان اساساً انسانی است. این احساس که مرگ نباید پایان همه چیز باشد، یکی از احساسات بنیادی وجودی است. ما با مقاومت در برابر مرگ در مقابل فراموشی ایستادگی می کنیم. یکی از این شکل هایی که این مقاومت می تواند به خود بگیرد، بازگشت به اعترافات پرشور کازانتزاکیس، عمل آفرینش،است. این باور باید آگاهانه یا به طور ناخودآگاه در ذهن آفرینشگر حی و حاضر باشد: من می آفرینم، من در برابر مرگ مقاومت می کنم
(ایوان کلیما، مقالۀ «ادبیات و خاطره«، ، از کتاب «روح پراگ»، صص44-45)”
― روح پراگ
Ladan’s 2025 Year in Books
Take a look at Ladan’s Year in Books, including some fun facts about their reading.
More friends…
Polls voted on by Ladan
Lists liked by Ladan


































