Ladan

Add friend
Sign in to Goodreads to learn more about Ladan.

https://www.goodreads.com/ladansz

جایی دیگر
Ladan is currently reading
bookshelves: currently-reading
Rate this book
Clear rating

progress: 
 
  (page 123 of 263)
Jul 02, 2019 01:00AM

 
Love Is a Story: ...
Rate this book
Clear rating

progress: 
 
  (page 152 of 256)
Apr 02, 2018 01:05PM

 
نام من سرخ
Ladan is currently reading
bookshelves: currently-reading
Rate this book
Clear rating

progress: 
 
  (page 87 of 692)
Feb 07, 2018 09:33PM

 
See all 16 books that Ladan is reading…
Loading...
Anna Gavalda
“چقدر باید بگذرد تا آدمی بوی کسی را که دوست داشته از یاد ببرد؟ و چقدر باید بگذرد تا بتوان دیگر او را دوست نداشت؟”
Anna Gavalda, Someone I Loved

Ivan Klíma
“فایدۀ ادبیات: غلبه بر مرگ و فراموشی

تلاش برای فراگذشتن از مرگمان اساساً انسانی است. این احساس که مرگ نباید پایان همه چیز باشد، یکی از احساسات بنیادی وجودی است. ما با مقاومت در برابر مرگ در مقابل فراموشی ایستادگی می کنیم. یکی از این شکل هایی که این مقاومت می تواند به خود بگیرد، بازگشت به اعترافات پرشور کازانتزاکیس، عمل آفرینش،است. این باور باید آگاهانه یا به طور ناخودآگاه در ذهن آفرینشگر حی و حاضر باشد: من می آفرینم، من در برابر مرگ مقاومت می کنم
(ایوان کلیما، مقالۀ «ادبیات و خاطره«، ، از کتاب «روح پراگ»، صص44-45)”
Ivan Klíma, روح پراگ

محمدعلی بهمنی
“تو را گم می كنم هر روز و پیدا می كنم هر شب
بدین سان خواب ها را با تو زیبا می كنم هر شب
تبی این گاه را چون كوه سنگین می كند آن گاه
چه آتش ها كه در این كوه برپا می كنم هر شب
تماشایی است پیچ و تاب آتش ها، خوشا بر من
كه پیچ و تاب آتش را تماشا می كنم هر شب
مرا یك شب تحمل كن كه تا باور كنی ای دوست
چگونه با جنون خود مدارا می كنم هر شب
چنان دستم تهی گردیده از گرمای دست تو
كه این یخ كرده را از بی كسی، ها می كنم هر شب
تمام سایه ها را می كشم بر روزن مهتاب
حضورم را ز چشم شهر حاشا می كنم هر شب
دلم فریاد می خواهد ولی در انزوای خویش
چه بی آزار با دیوار نجوا می كنم هر شب
كجا دنبال مفهومی برای عشق می گردی؟
كه من این واژه را تا صبح معنا می كنم هر شب”
محمدعلی بهمنی
tags: poem

Anna Gavalda
“- همین است! من یک بادبادک هستم، اگر کسی ماسوره را نگه ندارد، پرواز می کنم، می روم... و تو... جالب است، اغلب به خودم می گویم تو به اندازه ی کافی قوی هستی که مرا نگه داری و به همان اندازه باهوشی هستی که بگذاری بپرم، گورم را گم کنم...
- چرا این چیز ها را می گویی؟
- دوست دارم بدانی.
- چرا حالا؟
- نمی دانم... خیلی عجیب است که کسی به آدم بگوید از با تو بودن احساس خوبی دارم؟
- نه اما چرا الان این را به من می گویی؟
- چون بعضی اوقات فکر می کنم تو متوجه نیستی که ما چه شانسی داریم...”
Anna Gavalda, Someone I Loved

مهدی اخوان ثالث
“نذر کرده ام
یک روز که خوشحالتر بودم
بیایم و بنویسم که
زندگی را باید با لذت خورد
که ضربه های روی سر را باید آرام بوسید
و بعد لبخند زد و دوباره با شوق راه افتاد

یک روزی که خوشحال تر بودم
می آیم و مینویسم که
"این نیز بگذرد"
مثل همیشه که همه چیز گذشته است و
آب از آسیاب و طبل از نوا افتاده است
...”
مهدی اخوان ثالث

year in books
Sara Alaee
898 books | 584 friends

Sara
333 books | 80 friends

Taraneh
380 books | 54 friends

Farzane
551 books | 79 friends

Shakiba
334 books | 105 friends

Moha
582 books | 143 friends

Zeynab ...
175 books | 56 friends

Zhaleh
29 books | 29 friends

More friends…


Polls voted on by Ladan

Lists liked by Ladan