Jalal Akbari
https://www.goodreads.com/akbarichaleshtori
“rule number one :
be the best and the most of yourself”
―
be the best and the most of yourself”
―
“اگنس پیش خود چنین فکر کرد: خالق، برنامه مشروحی را در اختیار کامپیوتر گذاشت و رفت. خدا جهان را آفرید و آن را برای بشریتی وانهاده که میکوشد اورا در یک خلا بی پژواک خطاب کند به جا گذاشت. این ایده ی تازه ای نیست، اما رهاشدن از جانب خدای اجدادمان یک چیز است و رها شدن از جانب خدای خالق یک جهان کامپیوتری چیزی دیگر.
در غیاب او برنامه ای هست که بدون آنکه کسی بتواند چیزی را تغییر دهد بی وقفه جریان دارد. دادن یک برنامه به کامپیوتر:این به معنای آن نیست که اینده جزء به جزء طراحی شده. برای مثال برنامه مشخص نکرده که در سال 1815 نبردی در واترلو در میگیرد و فرانسویان شکست میخورند، بلکه تنها آمده است که انسان ذاتا مهاجم است، محکوم به جنگ افروزی است و اینکه پیشرفت فنی ، جنگ را بیش از پیش. خوفناک می سازد...”
― Immortality
در غیاب او برنامه ای هست که بدون آنکه کسی بتواند چیزی را تغییر دهد بی وقفه جریان دارد. دادن یک برنامه به کامپیوتر:این به معنای آن نیست که اینده جزء به جزء طراحی شده. برای مثال برنامه مشخص نکرده که در سال 1815 نبردی در واترلو در میگیرد و فرانسویان شکست میخورند، بلکه تنها آمده است که انسان ذاتا مهاجم است، محکوم به جنگ افروزی است و اینکه پیشرفت فنی ، جنگ را بیش از پیش. خوفناک می سازد...”
― Immortality
“ناصر گفت: الاغ ! تو باید بفهمی که اعدام اصلاً کار خلافی است . تو چه کار به محاکمه و گناه داری؟
- یعنی تو معتقدی که حالا اگر دری به تخته خورد و قدرت به دست اپوزیسیون افتاد نباید این آخوندهای ناکس را به تیر چراغ برق آویزان کرد؟
- اولاً کدام اپوزیسیون ؟ ثانیاً تیر چراغ برق را برای روشنایی شهر ساخته اند، نه برای آویزان کردن گناهکاران . ثالثاً چرا اعدام ؟ پس تو چه فرقی با لاجوردی جلاد داری ؟ گندش را درآورده اید، همه تان سروته یک کرباسید و ویلچرش را برد کنار پنجر ه و دیگر به بحث ادامه نداد. خیابان را تماشا می کرد.”
― فریدون سه پسر داشت
- یعنی تو معتقدی که حالا اگر دری به تخته خورد و قدرت به دست اپوزیسیون افتاد نباید این آخوندهای ناکس را به تیر چراغ برق آویزان کرد؟
- اولاً کدام اپوزیسیون ؟ ثانیاً تیر چراغ برق را برای روشنایی شهر ساخته اند، نه برای آویزان کردن گناهکاران . ثالثاً چرا اعدام ؟ پس تو چه فرقی با لاجوردی جلاد داری ؟ گندش را درآورده اید، همه تان سروته یک کرباسید و ویلچرش را برد کنار پنجر ه و دیگر به بحث ادامه نداد. خیابان را تماشا می کرد.”
― فریدون سه پسر داشت
“سرزمین من کجاست ؟ من کجایی ام ؟ از کجا به کجا پرتاب شدم ؟ تو به من بگو، برادر! اصلاً چرا این
جوری شدیم ؟ ما انقلاب کردیم ، اما انگار منفجر شدیم . یک تکه مان رفت زیر خاک . یک تکه مان میراث خوار
شد، افتاده است به دزدی گرگی ، هرجا بوی پول بیاید سرمایه گذاری می کند، با دادستا ن انقلاب شریک شده
که در جزیره ی کیش پاساژ بزند، حالا هم دارد مبلیران ورشکسته را می خرد تا آباد کند. یک تکه مان به
بغداد افتاد، تا زنده بود عربی بلغور می کرد، چریک های سالخورده را به صف می کشید و از میلیشیای
خواهران سان می دید. آخرش توی بیابان ها جوری لت و پارش کردند که انگار گرگ او را دریده . آره ، گرگ
او را درید.”
― فریدون سه پسر داشت
جوری شدیم ؟ ما انقلاب کردیم ، اما انگار منفجر شدیم . یک تکه مان رفت زیر خاک . یک تکه مان میراث خوار
شد، افتاده است به دزدی گرگی ، هرجا بوی پول بیاید سرمایه گذاری می کند، با دادستا ن انقلاب شریک شده
که در جزیره ی کیش پاساژ بزند، حالا هم دارد مبلیران ورشکسته را می خرد تا آباد کند. یک تکه مان به
بغداد افتاد، تا زنده بود عربی بلغور می کرد، چریک های سالخورده را به صف می کشید و از میلیشیای
خواهران سان می دید. آخرش توی بیابان ها جوری لت و پارش کردند که انگار گرگ او را دریده . آره ، گرگ
او را درید.”
― فریدون سه پسر داشت
“وقتی اگنس 16 ساله بود، به دیدن دوستهای پدر و مادرش رفت، در نیمهی شب قاعده شد و ملافه ها را خونی کرد. وقتی صبح زود آنها را دید وحشتزده شد. دزدکی به حمام رفت، یک قالب صابون برداشت، و با یک تکه پارچه خیس شروع به پاک کردن ملافه ها کرد، لکه قرمز نه تنها بزرگتر شد، بلکه تشک را هم آلوده کرد؛ او به شکل هولناکی خجالت می کشید.
چرا این همه خجالت می کشید؟ مگر تمام زنها از خونریزی ماهیانه رنج نمیبرند؟ مگر او اعضای تناسلی زن را اختراع کرده است؟ آیا او مسئول آنها است؟ نه. اما مسئولیت ارتباطی با شرم ندارد. اساس شرم از خطای شخصی ما سرچشمه نمیگیرد، بلکه احساس کردن خواری و تحقیری است از آنچه هستیم و باید باشیم، بدون اینکه در موضوع دخالتی داشته باشیم و همچنین دیده شدن این خواری توسط دیگران است.”
― Immortality
چرا این همه خجالت می کشید؟ مگر تمام زنها از خونریزی ماهیانه رنج نمیبرند؟ مگر او اعضای تناسلی زن را اختراع کرده است؟ آیا او مسئول آنها است؟ نه. اما مسئولیت ارتباطی با شرم ندارد. اساس شرم از خطای شخصی ما سرچشمه نمیگیرد، بلکه احساس کردن خواری و تحقیری است از آنچه هستیم و باید باشیم، بدون اینکه در موضوع دخالتی داشته باشیم و همچنین دیده شدن این خواری توسط دیگران است.”
― Immortality
چاپ ممنوع / PROHIBITED TO PUBLISH
— 736 members
— last activity Oct 27, 2017 12:41AM
این گروه به کتاب ها و نوشته هایی اختصاص دارد که اجازه چاپ و انتشار ندارند و یا به علت محتوا فرصت انتشار نیافته اند اقتضای جان چو ای دل آگهی ست / هر که ...more
داستان كوتاه
— 3326 members
— last activity Aug 13, 2025 09:15AM
گروهي براي علاقمندان به داستان كوتاه اينجا گرد هم اومديم تا داستان بخونيم ، داستان بنويسيم ، با هم حرف بزنيم و حداقل چند دقيقه دلمشغولي هاي بي انتها ...more
YA readers (Percy3 Group)
— 126 members
— last activity Mar 14, 2015 04:43AM
بوک کلاب مرتبط به وبلاگ پرسی 3 محفلی برای کرم کتابا قراره اینجا کتاب بخونیم و دور هم برای کتابایی که می خونیم نقد بنویسیم.
بهترین کتابی که خواندم
— 4767 members
— last activity 5 hours, 12 min ago
این گروه برای معرفی بهترین کتاب های خوانده شده توسط دوستان عزیزه تا به این ترتیب در لذتی که از مطالعه این کتابها بردیم با هم شریک بشیم
Jalal’s 2025 Year in Books
Take a look at Jalal’s Year in Books, including some fun facts about their reading.
More friends…
Polls voted on by Jalal
Lists liked by Jalal



























